#رمان_ناحله
#قسمت_دویست_و_سی_و_ششم
#عاشقانه_مذهبی
در که باز بود.بابا چرا دوباره زنگ زد ؟
سمت ایفون رفتم.
چهره بابا تو کادر بود و مانع دیدم به مصطفی شد.
ایفون رو برداشتم
_جانم بابا
+مهمون هامون اومدن به مامان بگو .
بدون اینکه چیزی بگم ایفون رو گذاشتم.
دهنم از استرس خشک شده بود.
آرامشی که واسه به دست آوردنش کلی تلاش کرده بودم
کاملا از بین رفت!
چادرم و تو دستم گلوله کردم و فشارش میدادم ک مامان گفت
+خببب؟؟؟
بهش نگاه کردم و گفتم
_اومدن
مامان هولم داد سمت آشپزخونه و خودش طرف در رفت.
تک تک سلول های بدنم تلاطم پیداکردن.
بدنم از شدت هیجان داغ و دستام از شدت ترس سرد بود.
حس خیلی عجیبی بود.
دلم میخواست زودتر ببینمش !
خیلی دلم براش تنگ شده بود.
رو صندلی نشستم و منتظر موندم.
صداها نزدیک تر شد.
صدای بابا و ریحانه رو به وضوح میشنیدم.
میخواستم زودتر پیششون برم.
صدای محمد نمیومد.
یخورده که گذشت و نشستن رو مبل، مامان اومد تو
آشپزخونه.
+چایی نریختی؟
_بابا تازه اومدن که!!
رو کرد سمت آذر خانم که روزمین نشسته بود
+آذر خانم قربون دستت یه چندتا چایی بریز.
آذر خانم که بلند شد مامان بهم نزدیکتر شد.
+بیا برو سلام کن یه گوشه بشین.
ضایع رفتار نکنی آبرومون بره؟!
به محمد زیاد نگاه نکن که بابات مچت و بگیره
با نگرانی سرمو تکون دادم
از آشپزخونه بیرون رفتم و مامان پشتم اومد.
به ترتیب با داداش علیِ ریحانه و روح لله و بعدشم با
زنداداشش و خودِ ریحانه سلام کردم.
محمد ایستاد،مثل همیشه سرش پایین بود.
سلام کرد.با صدای خیلی ضعیف جوابش و دادم.
یه کت و شلوار شیک مشکی با یه پیرهن خاکستری تنش
بود.
از اینکه لباسمون شبیه هم شده بود خوشحال شدم.
به موهاش دقت کردم که مثله همیشه به پیشونیش چسبیده
بود.
با انگشت شصت دستش بین ابروهاش دست کشید.
بعد یخورده مکث خواستم برگردم سمت بابا که خشکم
زد.زانوهام شل شد .
شدت بغضم بیشتر شد وقتی با لبخند مرموزانه ی مصطفی
رو به رو شدم...
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ): ♡
#صدای_شما
لطفا تا لحظه خواستگاری بفرس من دیگه صبر و تحمل ندارمممم🥲🤕🤭
_
بفرمایید اینم تا لحظه خواستگاری😁
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ۰۱:۲۰
حیفه! حقیقتا بمانیم حیفه...
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ:) ♡
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو مادری نبودی حسین صدات بزنه جوابشو ندی...
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ:) ♡
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خواهر آذربایجانی من..
پای هرچی درسته بمون حتی اگه یك نفر باشی!
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ:) ♡
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_فاطمه...؟!
+جانم!
_جانِ علی نرو...
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ:) ♡
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۱۹ سالت میشد عزیزم(:🖤
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ:) ♡
18.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حی علی بزم عزای فاطمیه:))💔🥀
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ:) ♡
556.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تاریخ نوشته💔:)
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ:) ♡