eitaa logo
رمان"|"𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻
10 دنبال‌کننده
2 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بریم برا پارت ها
ادامه رمان گروگان مشکی پارت 2 کینگ اچ دی: بچه ها این رنگ مشکی که میگن چیه؟ همه ازش میترسن، اخه مشکی ترسی نداره دنجر: خب، بر جواب باید بگم اندرپلیر جوابشو بده اندرپلیر: ببین رنگ مشکی توی این شهر یه جورایی معمولی نیست، چون بر اساس تحقیق من گفته که رنگ مشکی یه جور موجودی هست که هرکی بهش نگاه کنه گروگان گرفته میشه ( بهش خیره میشه) بعد چند ساعت هم میمیره ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ وقتی این 3 دوست به گردش میروند در مغازه ای با دو نفر دیگه به نام زورو، و امیر 303 دوست میشون امیر 303: از اشنایی با شما خوشبخت نیستم🗿 زورو: یه سوال.......... هیچی دنجر: 😐اقا شما احیانا چیزی نکشیدید؟ زورو: نه کینگ اچ دی و اندرپلیر: ولش کن بابا ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ زورو: بچه ها من یه داداش دارم میتونه رنگ مشکی رو خنثی کنه اندرپلیر: اسمش چیه؟ امیر 303: اسم داداشش راجر هست ولی...... زورو: نه نگو بزار راجر بیاد دنجر و کینگ اچ دی: خب باشه ببینیم راجر کیه که میتونه رنگ مشکی رو خنثی کنه چند ساعت بعد....... راجر: سلام بچه ها زورو: بهشون نشون بده که میتونی رنگ مشکی رو خنثی کنی راجر: رنگ مشکی چیه اصلا؟ اندرپلیر: خب معلوم شد که سرکاری بود🤦‍♀ یهویی زورو به یه جایی خیره میشه....... ادامه در پارت بعد 📜 | | 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀 : ⫷ @HD_Roman
ادامه رمان گروگان مشکی پارت 3 زورو به یه جایی خیره میشه ولی اندرپلیر با روشی که یاد گرفته ازادش میکنه زورو: چرا منو نجات دادی ها؟ من نمیخوام اصلا پیشتون باشم غلط کردم، راجر هم داداشم نیست دنجر: عقلتو از دست دادی؟ چیشده؟ یهویی زورو میاد و با شمشیرش به دنجر میزنه اما امیر 303 نمیزاره اندرپلیر: هعی، باشه هرجور راحتی اندرپلیر قهر میکنه و به اتاقش میره زورو و راجر هم از خونه میزنن بیرون کینگ اچ دی: دنجر برو اندرپلیر رو دلداری بده من برم دنبال زورو دنجر: باشه حله راه زورو....... کینگ اچ دی: زورو یه لحظه وایسا زورو: ها چیه، برو من با تو حرفی ندارم راجر: بابا زورو، گناه داره کینگ اچ دی، بدبخت کلی راه اومده بعد از کلی حرف زورو با کینگ اچ دی کنار میاد و رفیق هم میشن ادامه در پارت بعد..... 📜 | | 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀 : ⫷ @HD_Roman