احساس میکنم تهی شدم تهی از حرف تهی از هرچیزی که بتونه حال این روزهام رو توصیف کنه انگار دیگه خودم هم نمیدونم تو کدوم مرحلهای از حال بدی هستم.
« هِـهوال »
_
سر قبر من یکم از دلبر بخوانید
من رو فراموش کنید از علی اکبر بخوانید.
« هِـهوال »
_
ولدی علی ،
عَلَی دنیا بعدكَ العفا ؛
پسرم علی بعد از تو اُف بر این دنیاا ..
میگفت:
"فکر کنم گریه کردن درواقع همون خونیه که از روحمون جاری میشه و خب چون متعلق به روحه رنگ نداره.."