@iheelma
@Helma92Shirzad
بچه ها تو ناشناس آیدیمو میخواستید
بفرمایید 🤍🥰
دوتاش هست
#مینی_رمان
《لحظه های پر از راز 》🫂🎨
پارت³
تاریخ :صبح 25 خرداد (ساعت 5 صبح)
<حورا>
خب دیگه باید اول برم درسمو دوره کنم که بعد برم مدرسه
ساعت 6.
صدرا....
صدراااااا
بیدارشوووو
صبح شدهههه🥲😂
صدرا_بیدارمم
حورا_نه نهههه تو بیدار نیستیی
صدرا_ به جون ثمین بیدارممم
حورا_ چی میگیی؟؟؟؟ صدراااااااا نکنهههه رو ثمین کراشییی؟؟؟؟💔🤦♀🤦♀🤦♀🤦♀😳
صدرا_ چی میگی داری مثل مگس بالا سرم ویز ویز میکنی؟؟؟؟؟
حورا_ خاک به سرمممممممم
صدرا از تو بعید بودددددد
بعدممم رو دوست منن؟؟؟؟🤓🤦♀
بعد چند دقیقه رفتم که اماده باشم
<حرفای حورا به خودش>
اخه مگه میشههه
وای خدایااااا
یعنی برم به ثمین بگمم؟؟؟؟
وایییی
میرم میگمممم
نمیدونممم.
بزار به یگانه بگم ببینم چیکار کنیمممم
بزار فعلا برم مدرسه
________________
《مدرسه 》
حورا _ثمیننن.
ثمین_ جانم
حورا_ یگانه نیومده؟؟؟؟؟
ثمین_ نه والا اتفاقا دیشب زنگ زدم جوابمو نداد
حورا_ واا نکنه اتفاقی واسش افتاده؟؟؟
ثمین_ نبابا.
سلامم به دخترای ادایی خودممم💞😉✨️
حالتون چطورهه؟؟
امیدوارم امروزتون انقدر شلوغ باشه که شب بیاید و به خودتون بگید خوب من تو یه عالمه کار موفق شدم و پس به خودم افتخار میکنم^^☘️💅🏻