eitaa logo
پناهگاـہ ܟܿߊ‌ࡅ߭وܩܢ"𝐇"✨️🍁🍂
670 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
874 ویدیو
3 فایل
سلامم‌به‌کاربر‌محترمی‌که‌عضو‌چنلم‌شده💘🌝 •برای‌آشنا‌شدن‌با‌من‌حتما‌سنجاق‌هارو‌چک کن🖇🎀 •اگه‌پسری‌اصلامشکلی‌نیست‌چون‌این‌چنل‌عمومیه‌برادر‌گرامی👍🌚 •کپی‌از‌پست‌ها‌و‌متن‌های‌انگیزشی؟‌نه‌نه‌نه‌راضی‌نیستم👀😘 •همین‌دیگه‌برو‌توکانال‌خوش‌بگذرون‌؛موفق‌باشی🩰
مشاهده در ایتا
دانلود
《لحظه لحظه پر از راز 》❤️‍🩹😮‍💨 پارت⁷ <حورا> چشام تار میدید _سما؟ من کجام <وایی بیدار شدی دورت بگردم؟؟ از حال رفتی .. _کسرا تو اینجا چیکار میکنی؟؟ کسرا<دوستت زنگ زد به مامان مامانم بهم گفت بیام کنارت باشم _اها، اخ سرم سما<چیشدی فداتشم؟؟؟ _سرم خیلی درد میکنهه سما< بمیرم برات _____ رفتم بیرون دیدم چندتا پسر اونجاان که یکیشون بهم تیکه انداخت فک کنم داداش یگانه بود امیرمحمد< خوبی؟ تو این وضعيت تو چرا دیگه قش کردی؟ _ببخشید که دوستم برام مهمه و حالم بد شد. بعدم کسی از تو نظر نخواست 😒 امیر محمد <اووو باشه بابا بیا منو بزن دوروز بعد بخواطر یگانه این دوروز رو نرفتیم هیئت و به زودی یگانه مرخص میشه و میریم خونه
‹در‌لحظه‌زندگی‌کنヅ امَا‌به‌هیچ‌لحظه‌ای‌دل‌نبند🦢🌱
من همه ی تلاشمو کردم ولی نشد..💔🥲
خدایا؟ مگه قرار نبود کمکم کنی؟🙃❤️‍🔥
https://abzarek.ir/service-p/msg/4856543 تا اینجا نظرتون راجب رمان چی بوده قشنگامم؟؟؟🤍🪄
《لحظه های پر از راز 》 پارت⁸ <حورا> بعد دوشب مراسم دیگه تونیستم خدارشکر برم مراسم امام حسین و خادمیمو شروع کنم.🥲💔 <حدود ساعت 7 غروب> کم کم اماده شدم تا برم مسجد امشب شب حضرت رقیه بود ...💔 مظلوم ترین مظلوم ها؛ شب ها مثل چی داشتن میگذشتن و شب پنجم هم گذشت که مسئول هیئتمون بهم زنگ زدش _سلام اقای احمدی <سلام حورا خانوم خوبستید؟ _مرسی. جانم کاری داشتید؟؟؟ <اره قسط مزاحمت نداشتم ما برای حضرت علی اصغر یعنی دو شب دیگه، میخوایم یه تأتری داشته باشیم که میخوایم شما و اقا کسرا هم تو این تأتر باشید من به یگانه خانوم هم گفتم و قرار شد بیان اگه میشه فردا شب بیاید ساعت 12 که بعد هیئت میشه که هم تمرین کنید هم نقش هارو بگن _چه خوب حتما میایم کاری ندارید < نه یاعلی ______________ فردا ساعت 5 بعد از ظهر _سلام یگانه خانوم <سلام قشنگم خوبی؟؟ _خدارشکر شما خوبی؟ <خدارشکر منم خوبم _میای انشاالله امشب دیگه؟ <اره فداتشم میبینمت🥲💗 _ اوکی خدارشکر منم همینطور 🥰🫀 ____________ کسراااااااا هوییییییییی اقای کررررررررر <چیهههه _مژده بدههههه <چیشده خواهریی😂 _میگمممم اقای احمدی دیشب زنگ زده بود بهم😮‍💨🤓 <اون چرا باید به تو پیام بدهه هانن؟؟؟؟ _وایییی تو اَماااااااا بهم گفت یه تأتری دعوت شدید که برای فردا شب تأتر اجرا کنیم و امشبم تمرینه <با من؟؟؟؟ _ نه با عمم😁 <رو مخخخخخ _عههههههه ماماننننن😖 <باشه باشه لوس خانوم ببخشید _حیحی🤪💘🤓🎀 <حالا درباره ی کیه _حضرت علی اصغر 🥲 <اوکی ابجی کوچولوم میام _باشههه داداشیی🥺🥰
《لحظه های پر از راز 》 پارت ⁹ <حدود ساعت 12 شب > حورا_یگانهههه سلامممممم یگانه_سلامممم فداتشممم حورا_ بلاخره دیدمتتتتت یگانه_ وای ارههه حورا_ چخبررر؟؟؟؟ اقای احمدی_خب خب ممنون از همه ی عزیزان که اینجا حضور دارن امیر محمد گلمون میان تا نقش هارو بگن و بریم برای تمرین یگانه _ پیس پیس حورا_ بله یگانه _ داداش من چرا مسئول شد؟؟ حورا _😟من از کجا باید بدونم خواهر😐 یگانه _راست میگی 🥰😀😂🤣🤣 حورا_🤣🤣🤣🤣 امیر محمد _ اهمممم ممنون میشم حرف نزنید حورا خانوم😊 حورا_هعبببب امیر محمد _ خب الان میخونم حورا_ خب بخون😆😅 امیر محمد_😏 حضرت زینب: حورا ملکی، کس بهتری نبود؟؟😏😕🤦‍♀ حورا_ به توچه؟؟؟؟ یگانه_ بسههه اه امیر محمد _یگانه خانوم صالحی : خانوم رباب کسرا ملکی: چی،؟ کسرا ملکیی؟؟؟؟؟؟ همکلاسی سوم راهنمایی؟؟؟ کسرا _ امیر محمد خودتی داداش؟؟؟ امیر محمد _اره مشتی سلامم کسرا _چخبررر؟؟؟ امیر محمد _سلامتیی نقش امام حسین رو بازی میکنی داداش🤓 منم حرمله😮‍💨😭😂 کسرا_عالی🤣
چرا وقتی همه حالشون بده من کنارشونم. ولی حال خودم بده هیچکی نیست؟💔😄 چرا وقتی به همتون نیاز دارم هیچکدومتون نیستید؟:)))
ترسناکِ.... ترسناکه وقتی دور ورتو ببنی متوجه بشی تنها کسی که هست خودتی و خودت💔🤌
بعضیا میگن این متنا رو برای کسی مینویسی؟ خواستم بگم نه اینا حالمو توصیف میکنه...