#مینی_رمان
《لحظه های پر از راز 》
پارت ⁹
<حدود ساعت 12 شب >
حورا_یگانهههه سلامممممم
یگانه_سلامممم فداتشممم
حورا_ بلاخره دیدمتتتتت
یگانه_ وای ارههه
حورا_ چخبررر؟؟؟؟
اقای احمدی_خب خب ممنون از همه ی عزیزان که اینجا حضور دارن
امیر محمد گلمون میان تا نقش هارو بگن و بریم برای تمرین
یگانه _ پیس پیس
حورا_ بله
یگانه _ داداش من چرا مسئول شد؟؟
حورا _😟من از کجا باید بدونم خواهر😐
یگانه _راست میگی 🥰😀😂🤣🤣
حورا_🤣🤣🤣🤣
امیر محمد _ اهمممم ممنون میشم حرف نزنید حورا خانوم😊
حورا_هعبببب
امیر محمد _ خب الان میخونم
حورا_ خب بخون😆😅
امیر محمد_😏
حضرت زینب: حورا ملکی، کس بهتری نبود؟؟😏😕🤦♀
حورا_ به توچه؟؟؟؟
یگانه_ بسههه اه
امیر محمد _یگانه خانوم صالحی : خانوم رباب
کسرا ملکی: چی،؟ کسرا ملکیی؟؟؟؟؟؟
همکلاسی سوم راهنمایی؟؟؟
کسرا _ امیر محمد خودتی داداش؟؟؟
امیر محمد _اره مشتی سلامم
کسرا _چخبررر؟؟؟
امیر محمد _سلامتیی
نقش امام حسین رو بازی میکنی داداش🤓 منم حرمله😮💨😭😂
کسرا_عالی🤣
چرا وقتی همه حالشون بده من کنارشونم.
ولی حال خودم بده هیچکی نیست؟💔😄
چرا وقتی به همتون نیاز دارم هیچکدومتون نیستید؟:)))
ترسناکِ....
ترسناکه وقتی دور ورتو ببنی متوجه بشی تنها کسی که هست خودتی و خودت💔🤌
بعضیا میگن این متنا رو برای کسی مینویسی؟
خواستم بگم نه
اینا حالمو توصیف میکنه...
سلام به دخترای خلاق 𝙃𝙚𝙡𝙢𝙖 بانو🥐🥥
حالتون چطورهه خوشگل مشگلا🌱🍃؟!
امیدوارم امروزتون پر از برکت باشه >>>
هدایت شده از ˒گــیلدُخــتْ✨^᪲ ִֶָ ࣪ ⊹
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اون دختر بچه ای که از آقا عمامشو میخواست یادتونه؟🥲💔
#پیشنهاد_دانلود
پناهگاـہ ܟܿߊࡅ߭وܩܢ"𝐇"✨️🍁🍂
✨؛☘؛🥐^^
یادآوری:
یه وقتهایی باید سختترین تصمیم رو بگیری که بتونی دوباره رشد کنی✨🪐