روی دستش پسرش رفت
ولی قولش نه
نیزهها تا جگرش رفت
ولی قولش نه
این چه خورشید غریبی است
که با حال نزار
پای نعش قمرش رفت
ولی قولش نه
شیر مردی که در آن واقعه
هفتاد و دوبار
دست غم بر کمرش رفت
ولی قولش نه
هر طرف مینگری
نام حسین است و حسین
ای دمش گرم
سرش رفت
ولی قولش نه
یاكاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ
اِكْشِفْ كَرْبى بِحَقِ اَخْیكَ الْحُسَیْنِ
اللهم عجل لولیک الفرج
پیغامِ کربلا به نجف برد جبرئیل
یا مرتضی علی پسری داشتی، چه شد؟
پیغامِ علقمه به نجف برد جبرئیل
ای آفتاب دین،قمری داشتی چه شد؟