•HOOR | هور•
–
اذانِ صبح که دادند تازه فهمیدم؛
شب از خیالِ وصالت نبرده خواب مرا... (:
و من او را هر بار
طوری نگاه میکردم
که انگار آخرین باری بود
که در این جهان نفس میکشید ...🙂
چی میشه که طرف با کلی مشغله،
با وجود خانوادهای که بسیار دوسش داره؛
از زندگی خستهست ...؟
•HOOR | هور•
. عمو عباس! میدونین چقدر دلم تنگه؟ میدونین چقدر نیاز دارم بغلم کنین و پا به پا کنارم بیاین؟ الان د
اصلا حواسم نبود شب نهمه...(:
•HOOR | هور•
.
بحث سر آیه دو سوره حجرات بود؛
«ای مؤمنان! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر نکنید و آن گونه که با یکدیگر بلند سخن می گویید با او بلند سخن نگویید ...»
- یعنی اینقدر مردم اون زمان درک نداشتن که خدا چنین آیهای نازل کرده؟
+ ندارن دیگه، الان هم عربها همینطورن!
مثلا عربه میاد بچهی مریضشو میذاره جلو ضریح حضرت عباس، خیلی جدی رو به ضریح میگه:«یا عباس من میرم کباب میخورم، میام بچه رو سالم برمیدارم میرم!»
- ولی جالبه که عربا بر عکس ما ایرانیا ایمان خیلی بیشتری دارن، با اینکه ما ایرانیا ارادت زیادی داریم اما ایمانمون مثل عربا نیست ...!
.
ولی واقعا چرا اینقدر ایمان نداریم که مریضمونو بذاریم و با خیال راحت بریم کبابمونو بخوریم بعدم بیایم مریضمونو در حالی که شفا یافته برداریم بریم خونه ...؟
#حُسنیه|#امامعباس :)❤️🩹
.