‹ حُـࢪِّھ¹³⁵ ›
أم البنین؛مادر ِپناه (:
هر چه داریم همه از عنایت مادر عباس است .
#تكدونه
ولی هیچوقت/هیچکس
قرار نیست متوجه بشه کهچه نصفشب هایی رو ما بادرد گذروندیم ..
ماکهتهش بههر بنبستی رسیدیم
گفتیم /یاامالبنین . .
#تكدونه
#ام_البنین
فاطمه صدایم نزنید یا امیرالؤمنین. من کجا و فاطمه (سلاماللهعلیها) کجا؟ هر که نامش فاطمه شد که فاطمه نیست! اسم مرا وقتی بین چهار دیواری این خانه بلند فاطمه صدا میزنند، فرزندان بانویم دل را روانه مادر میکنند. خاطراتشان که به یاد میآید، اشک که در چشمهایشان حلقه میزند، قلبم تکه تکه میشود. من و آزارِ فرزندانِ فاطمه؟ یا علی، من آمدهام برای خدمت به اهلبیتِ رسول خدا. پسرانم آمدهاند برای خدمت به پسران فاطمه. گوهر نابند فرزندانِ او و پسرانم گوهرشناس. گرچه پدرم مرا فاطمه نامید، فاطمه یک نفر است و همه عالم از آن اوست، حالا که پسرانی داریم، پس من باشم مادر پسرانی عاشق حسن، عاشق حسین که من در کهکشان حسین بن علی قمری دارم. چه سعادتمند است امالبنین. تمام ثمرهای زندگیم را، فدای خاک قدم سبط نبی میکنم، فدای حسین است این پسران حسینی و اگر قبول کنند، #ام_البنین باشد اولین مادر حسینی به خاکِ درش.
- نوشتهی نرگس نیستانی.
‹ حُـࢪِّھ¹³⁵ ›
وقتیمیریپیش ِامامرضا ُیهدل ِ سیرگریهمیکنی،امامرضاممیگه: درستشمیکنم/حالااینمجایزهت:))))))
نیازدارم خیلی یهوییدوباره طلبیدهبشم
براتبگم ُبگمُ بگم ،اخرسرم
با نشونههای قشنگت حال ِدلموخوب کنی:)