جدااز همهی اینخبرها ،
یکگلایهایم بکنماز کسانیکه
دراماکن مقدس دستزدند و
فراموشکردند که درچه ایامیهستیم ..
حرمت ِاینایام رونشکونیم و
مظلومیت ِامیرالمؤمنین روفراموش نکنیم ..
تا نجفشد آفتاب ِدینودولت رامقام
خاک ِاو دارد شرفبر زمزم ِبیتالحرام
#تكدونه
هدایت شده از ‹ حُـࢪِّھ¹³⁵ ›
+ بابا شمایید؟؟
- با که کار داری دخترجان؟
+ شما مردی که رویش را پوشانده باشد و گونی بر دوش داشته باشد ندیدید؟
- با او چه کار داری؟
+ او بابای من است... البته بابایم که نه! من به او میگویم بابا.
- اسم بابایت را میدانی؟
+ نه... نگفت
- اگر بابا دیگر نیاید چه؟
+ عه چرا نیاید؟! تازه میخواهم خبری خوب بدهم که مطمئنم خوشحال میشود!
- چه خبری؟
+ می خواهم خبر مرگ علی را به او بدهم!
- از کجا میدانی از شنیدن این خبر خوشحال میشود؟
+ او از خوشحالی من خوشحال میشود! همیشه همینطور بود! هروقت علی را نفرین میکردم او هم با من نفرین میکرد!
- او هم مرگ علی را میخواست؟
+ آری دستانش را بالا میبرد و میگفت خدایا مرگ علی را زودتر برسان💔(:
ای حَیّ عالم ،
به این مُرده زندگی ببخش،
تا بتواند این شبرا زندهداری کند ..
انتَ الحَي و أنا المَیت ..