《 هوشمند ║ 𝐀𝐈 》
ایلیا هر شب از کنار یک خانهی قدیمی رد میشد؛ خانهای که سالها خالی بود. اما یک چیز عجیب داشت...
قسمت دوم: اتاق هفت 🚪🌑
ایلیا به نوشتهی روی دیوار خیره شد:
«اتاق هفت را پیدا کن.»
اما خانه فقط شش اتاق داشت.
ناگهان صدایی از پشت دیوار شنید:
«ایلیا... اتاق هفت اینجاست.»
ایلیا دیوار را لمس کرد. بخشی از آن کنار رفت و یک راهروی تاریک ظاهر شد.
در انتهای راهرو، دری قدیمی بود که رویش نوشته شده بود:
۷
ایلیا دستگیره را گرفت.
پشت سرش صدای پیرمرد آمد:
«قبل از باز کردنش، خوب فکر کن...»
ایلیا در را باز کرد.
روی میز، یک عکس قدیمی بود.
در عکس، پسری کنار همان پیرمرد ایستاده بود...
پسری که دقیقاً شبیه ایلیا بود.
پشت عکس فقط یک جمله نوشته شده بود:
«ایلیا، ۲۳ سال است منتظرت هستم...»
همان لحظه صدای قدمهایی از داخل اتاق آمد.
ایلیا آرام سرش را بلند کرد...
و گفت:
«کی اونجاست؟...»
سلا به تو 👋
به چنل ◇هوشمند 𝗔𝗜◇ خوش اومدی.
اینجا؟
دنیای هوش مصنوعی🧠
انواع ابزار و آموزش و توضیح کاربردی
از ؛ پرامپت ، فیلم ، عکس ، معرفی AI تا...
هوشمند𝗔𝗜 ؛ زندگی حرفه ای🔥
اینجا از صفر تا صد هوش مصنوعی هست.
ادمین
👨🏻💻 𝗜𝗗 ➜ @Yaamiralmomenin_110
🔥 𝗖𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹 ➜
https://eitaa.com/HOUSHMAND_AI