eitaa logo
راه ارتباطی با تریتون '-'
58 دنبال‌کننده
194 عکس
36 ویدیو
6 فایل
صندوق پستی برای نامه هاتون از زمین یا افراد گمشده در تریتون نامه های ارسال شده به صندوق پستیه "دفترچه خاطرات گمشده:)" نامه هاتون رو اینجا ارسال کنید : https://daigo.ir/secret/510781389 https://gkite.ir/es/9480635 کانال اصلی @Hwewerbh
مشاهده در ایتا
دانلود
متن پیام : سللام چطوری ؟؟؟ ارههه اریکه شیشه ای ...خیلیم قشنگه *اشک اشک ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ به بهههه مرسی خوبم تو چطوری
متن پیام : سلام ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ درود
متن پیام : دریاچه مخفی کتابخانه ارواح ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ کتابخانه ارواح رو خوندما
متن پیام : سلام لورا خوبی؟ اره یه کتاب جدید پیدا کردم چهار جلد ۳ تا شو خوندم یه محتوای فان و باحالی داره اسم جلد اولش من جوکم هستش خیلی باحاله ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ Pdf رو داری؟
📨 📝 متن پیام : نه ندارم خودشو خریدم ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ عهه خوبه مبارکه قشنگ بود؟
بچه ها با دو تا ایموجی خودتونو توصیف کنید یا دو تا ایموجی مورد علاقتونو بگیددد
📨 📝 متن پیام : توصیف خودم 🎸🤬 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ گیتار نداشت
📨 📝 متن پیام : اره خیلی کتاب باحالی بود ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ خوبههه برم ببینم میتونم پی دی افشو دانلود کنم یانه چه ژانریه ؟
📨 📝 متن پیام : کمدیه ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ او پس واجب شد بخونم🤝بعد امتحانا
اول از طبقه ی اول شروع میکنم . یه سری اطلاعات در رابطه با زمین بود که اونارو خودمم میدونستم! یه ماکت دیدم که کره ی زمینو نشون میداد ولی از طوری که توی این سیاره میشه دید! واقعا جالب بود کلی اطلاعات درباره ی تریتون بود و تمام اون چیزایی که بچه ها گفتن هم توی کتابا و بنر ها پیدا میشد . رفتم سمت سیاره های نزدیک به خورشید ، توی کلاس ما بیشتر در مورد این سیاره حرف میزنن. اطلاعات زیاد و به درد بخوری بود ، ولی حس میکنم که اینا برای اون ازمون زیادین! روی یه بنر یه سوال نوشته بودن انگار میخواستن مارو به چالش بکشونن. - عطارد چند قمر دارد ؟ - ارونا نگاهی به من میکنه و متوجه میشه که دارم سوالو میخونم و حس معلمیت بهش درس میده میپرسه -خب لورا خانم عطارد چند قمر دارد؟ خیلی مغرورانه چواب میدم -خب معلومه هیچی! -افرین. اون وقت چرا ؟         -چون به خورشید نزدیکه و خورشید قمر هاش رو به سمت خودش میکشه! ارونا میخنده و میگه -مثل بچه های سه ساله توضیح میدی. بهم یه کوچولو بر میخوره -خب؟ تو بگو ببینم توچطوری توضیح میدی مامان بزرگ. بازم میخنده و میگه -ولش کن . فکر کنم ازمون تستی باشه کلا لازم به توضیح نیست  بعد میره هممون پخشیم هر کس یه سمتیو نگاه میکنه ولی هیچکس تنها نیست . ویلی مد دارن بحث میکنن ، الیس و گلویلو و رزان دارن باهم اطلاعات مختلف رو از کتابا گرد اوری میکنن یرین و سولینا و کلارا دارن ماکتای جدیدو نگاه میکنن نورمن و میرابل و بقیه دارن خوش میگذرونن! منم که دارم درس میخونم راهنما هایی بغل بعضی از ماکتا هست که اگه هرکس بخواد براشون به طور کامل ماکتو و اجزاش رو توضیح میدن . من میرم طبقه ی دوم.  اونجا پر قفسه ی کتابه برخی از تلسکوپ های گرون قیمت داخل جاهای شیشه ای هستن . طبقه دوم نسبت به اول خیلی اروم تر و خلوقت تره! راستش کوچیک تر هم هست، عرض و طولش یکیه ولی بخشی از زمین وسط بازه و میشه از اونجا طبقه ی اول رو دید . اینکارو کردن چون سقف شیشه ایه و تو شب همه از طبقه ی اول هم میتونن ستاره های توی اسمان رو نگاه کنند . منتظرم شب بشه تا اینجا رویایی تر از قبل بشه . بچه ها میان بالا یه بخشی که چند میز و صندلی داره رو انتخاب میکنیم و میریم اونجا ، همه کتابای مختلفی رو اوردن و باهمدیگه اطلاعات رد و بدل میکنن مد و ارونا و الیس از من چند سوال میپرسن تا مطمعن شن همه چیز رو بلدم . سوالای اونا احتمالا خیلی سخت تر از سوالایی هست که تو ازمون میدن . میرابل و کلارا هم میرن تا غذا بگیرن و بعد بر میگیردنو ما هم شروع میکنیم . چند ساعت میگذره هممون کلی مطلب جدید یاد گرفتیم . الان هوا تاریکه و نگهبانا میان تا تلسکوپ هارو راه بندازن *یکم تنظیمشون کنن و اینا .    وقتی از طبقه ی دوم میخواستی بیای بالا اول فقط قفسه های کتاب رو میدیدی پله ها تقریبا از کنار سالن زده شده بودند . قفسه های کتاب سمت جنوب پله ها بودند . بعد اگه کمی به سمت راست میچرخیدی میتونستی تلسکوپ هارو ببینی . سالن بزرگی بود سمت راستت دیوار بود ولی سمت چپ کاملا باز بود و شیشه هم نداشت چون رو به حیاط ساختمان بود . تلسکوپ ها سمت چپ بودند و یک بند قرمز از اول تا اخر بسته شده بود که وقتی اون رو باز میکنن یعنی ما میتونیم ازش استفاده کنیم . ولی جلوی همه ی شیشه هایی که اثاری قدیمی بود هم از این بندا بود اینکی به معنی این بود که اصلا نباید دست بزنیم . راهنما ها بقل تلسکوپ ها وایساده بودند تا کمکمون کنند همه ی بچه ها باهم رفتیم و اونجا ستاره هارو تماشا کردیم وای نمیدونیم امروز چقدر برام با ارزش بود چقدر. ستاره و سیاره ها از این جا خیلی عجیب تر و متفاوت تر از زمین دیده میشدند . part : 39