📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : واقعااااا نمیتونم هیچ ایرادی ازش بگیرم عالیهههه
#کوردلیا
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
وای خدااااا ؛)))
📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : به قدری دنیای جادویی اونور چاه زیبا است...که برای توصیف زیبایی هاش باید یه رمان جدا بنویسی.
#کوردلیا
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
وای ؛)))
📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : جان من انقد ادیت از هری پاتر نزار تازه دیدم بعد چند سال دوباره همینجوری ش غمم گینه *بنده ی آدم ثگ احساسیم🥲😭😭😂
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
حق داریییی
📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : لورا گیمری یا به گیم علاقه داری؟#والتر
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
نه گیمر نیست ولی بدم نمیاد
یعنی دوست دارم
📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : های لوراا
پارت جدید رو بفرستم؟
#کوردلیا
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
اره اره منتظرممم
📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : این کتابا رو خوندی؟
تابستان با جسپر
خوب های بد ، بد های خوب
جنگی که نجاتم داد
#کوردلیا
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
خوب های بد بد های خوبو
📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : دریایی به خروشانی زندگی
پارت ۳
#کوردلیا
پس از اتمام تعطیلات ،جادوگران جوان برای رفتن به هاگوارتز آماده شدن.
مگی مثل همیشه همراه پسر عموش، دراکو به سکوی نه و سه چهارم رفت.
اما توی یه کوپه ی دیگه نشست.
توی راهروی کوچیک و تنگ قطار در کوپه ها رو باز میکرد تا یه جای خالی پیدا کنه. در یکی از کوپه ها رو که باز کرد دید خالیه فقط یه مرد نشسته توش و با شنل سیاه اش روی صورتش رو پوشانده،به نظر خواب میرسید.
مگی که یکم احساس نا امنی میکرد در کوپه رو بست و رفت سراغ کوپه ی بعدی...
همراه چند تا از دختر های اسلیترینی توی یه کوپه نشسته بود.اونا داشتن حرف میزدن و مارگارت فقط گوش میکرد.که یهو تمام حال خوب و خنده ها از بین رفت هوا سرد شد و همه ساکت شدن.
سایه های سیاه و شناوری که غم و گرد و غبار رو با خودشون میاوردن وارد قطار شدن و بچه ها فقط ساکت موندن.
...
وقت پیاده شدن که رسید خبر غش کردن هری پاتر بخاطر موجود توی قطار به اسلیترینی ها و ب خصوص دراکو رسیده بود.
مارگارت یکم نگران شد ولی از خودش چیزی بروز نداد،تا وقتی برسن به سالن عمومی هاگوارتز یک کلمه هم درباره موجودات توی قطار و اتفاقی که برای هریپاتر افتاده بود صحبت نکرد.
تمام دانش آموزان به سالن عمومی رفتن تا برای شام حاضر بشن ؛
مگی پیش دوستاش نشسته بود و داشت با هاشون صحبت میکرد که یهو پرفسور مک گونگال بلند گفت: دانش آموزان همه ساکت باشید و گوش کنید !
پرفسور دامبلدور بلند میشه شروع به صحبت میکنه : سلام و خوشامد میگم به همتون. باید درمورد یه چیز مهم بهتون اخطار بدم!
میدونم که شما از حادثه ای که توی قطار افتاد خبر دارید و همینطور فراری زندان آزکابان.
برای اونایی که اطلاعی درباره این موضوع ندارن توضیح میدم،یک زندانی اخیرا از زندان آزکابان فرار کرده و وزارت سحر و جادو دمنتور ها (دیوانه ساز ها) رو به تمامی مناطق فرستاده تا اونو پیدا کنن.
دمنتور ها اطراف مدرسه هاگوارتز پرسه میزنن و ازتون میخوام خیلی مراقب باشید ، چون این موجودات هیچ حس مثبتی توشون نیست و اگر سر راهشون قرار بگیرید نابود میشید.
چند قانون جدید به همین دلیل وضع کردیم که انتظار دارم همه شما به اون ها عمل کنید.
میخوام معلم جدیدتون رو برای درس دفاع در برابر جادوی سیاه رو هم معرفی کنم:پرفسور لوپین.
همه دست میزنن.
مگی با دقت به معلم جدید نگاه کرد و فهمید اره،همون مرد توی قطار بود،همونی که توی کوپه خالی بود.
برگشت تا واکنش بقیه بچه ها رو ببینه که صدای دراکو رو شنید . اون داشت با هری و هرمیون و رون صحبت میکرد.
البته صحبت که نه، داشت مسخره اشون میکرد.
_پاتر...هی پاتررر
هر سه تاشون برگشتن سمت دراکو
_واقعا غش کردی؟؟؟
+خفه شو ملفوی!!
و با هم زدن زیر خنده.
مگی از کار دراکو خنده اش گرفته بود ولی خودشو کنترل کرد.
هم براش تعجب آور بود که هری پاتر غش کرده و هم نمیخواست نا عادلانه قصاوت کنه...چون اون،ملفوی نبود!
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
عالی بوددد
وای پاتح گفتنای ملفوی توی گوشم پیچیددددددد
ولی جدی کار ملفوی خنده دار بودد😂
📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : ولی شیپ هری و دراکو:))))))))
#کوردلیا
پاتحححح
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
...
📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : یه بار دیگه از هری پاتر چیری بزاری میکشمت💖
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
من خیلی وقته مردم 😔
راه ارتباطی با تریتون '-'
📨 #پیام_جدید 📝 متن پیام : ولی شیپ هری و دراکو:)))))))) #کوردلیا پاتحححح ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ...
دوستان اونا کار منِ 😔
نیازی به تشکر نیست فدام شید حالا