📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : دوتا سوال🙃
اسم داستانت چیه؟
لورا توی داستان چه شکلیه؟!
منظورم اینه که مثل هاول که توصیفش کردی لورا رو هم توصیف کن.... 📗🌱
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
باشهههه
اسم داستان دفترچه خاطرات گمشده ست ولی خب با راز دفتچرچه هشتک گذاشتم
📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : درود لورای عزیز
خوشحالم که هنوز هم کانالت در دسترسه و ازش استفاده میکنم.چند تا سوال داشتم
گروه هاگوارتزت چیه؟خودم اسلیترین
شخصیت مورد علاقت توی هری پاتر؟ خودم پروفسور اسنیپ
سبک موسیقی ای که گوش میدی؟خودم متال،ایندی،کلاسیک برخی اوقات راک(برخی از افراد مخالف این سبک هستند،ولی سلیقه ی افراد متفاوته.همه ی ما در این جهان بی کران مثل هم متولد نشدیم.به خاطر علاقه به این سبک راجع بهم فکر بد نکن)
با آرزوی هاله ای از نور که در رگ تک تک ما جریان یابد و با هر تپش قلبمان روشن تر شود
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
سلاممم وای جمله ی اخرت واقعا قشنگ بود اگه دوست داری تو کانالم بذارم ؟
گروه هاگواتزم ریونکلاوه
و شخصیت مورد علاقم هم لونا اسنیپن
برای سبک موسیقس هم فرقی نداره فقط سنتی گوش نمیدم پاپ رو خیلی دوست دارم ولی خب ایرانی هم گوش نمیدم
بیشتر اهنگای خواننده های مورد علاقمو گوش میدم که ممکنه هر سبکی بخونن
بعضی از اهنگایی که دوست دارم و ایتا فیلتر نمیکنرو هم تو کانال فرستادم و اینکه من اصلا چنین ادمی نیستم که ادمارو قضاوت کنم خودم هم از راک خوشم میاد و به نظر اونایی که قضاوت میکنن اسکلن 😔😂🤝
📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : راستش منم مینویسم.... یعنی قبلا هم چندتا داستان نوشتم.
اما تازگی دیگه ناامید شده بودم و دیگه ادامه ندادم. اما وقتی کانالت رو دیدم دوباره امیدوار شدم و الان داستان جدیدی رو شروع کردم.
ممنون از کانال خوبت
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
وای خوشحال میشم داستاناتو برام بفرستی یا یه جایی بذاریشدن تا بخونم .
و اینکه اسمت چیه ؟
📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : لورای عزیز
#کوردلیا
کانالت و این تریتون فیوریتمه.
چون رمان های مای هایی که از ما همایت نشده رو میخونی و بهمون انگیزه میدی.
توی ناشناس انگار یکی دیگه مث من پیدا شده،که رمان مینوشته و همایت نمیشده.
ب هر حال...خیلی فرح بخشی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
واییییی قلبم
شما فرح بخشید که داستاناتون رو برام میفرستید نمیدونید چقدر خوشحالم میکنید
راستی منتظر پارت بعد هستم
و اینکه اگه بخوای میتونم بگم یکی تویه ناشناس اینو نوشته و یا خودت رو ادمین کنم که پارت پارت بذاری اگه نخواستی ادامه بدی هم اصلا مشکلی نیست که ؛) فقط کلی ادمو منتظر داستانت میکنی
به هر حال کار من خوندن داستانای قشنگتون و حمایت کردن ازشه حالا هر طوری که میخواد باشه
*حمایت قشنگم؛)
📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : درباره ی اینکه رمان ام رو توی کانال بزاری ، خودم خیلی دلم میخواد ولی، مطمئن نیستم که تا کجا میخوام این رمانو ادامه بدم و اینکه میخوام ناشناس بمونم.
چیز دیگه ای هست که درباره این بهم بگی.
#کوردلیا
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
همرو تو پیام بالا جواب دادم 😂
📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : خیلی داستان طولانیه و نمیتونم همش رو بگذارم
ولی بخشی از اون رو نوشتم
اسمش ستارگان در مدار ماه هست
«جنگل سبز و بی آلایش، روح مرا فراخوانده بود. پاهای لرزانم را میان علف های سبز فرو بردم و به سوی مدرسه رفتم.
آرام آرام راه میرفتم و منتظر طلوع خورشید بودم.
کتاب هایم در دستم بود و آن ها را به سینه ام می فشردم.
ناگهان پشت سرم صدایی احساس کردم. صدای پای کسی بود که به من نزدیک می شد.....»
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
وای وای تا اینجا که عالیه
عاشق کلماتی شدم که به کار بردی
و اینکه خلاصه ی داستان چیه ؟ موضوع یا ژانرش ؟
📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : میدونم خیلی طولش میدم چون بعضی وقتا پارت قبلی رو خودمم یادم میره ولی واقعا اندک زمانی رو واسه نوشتن پیدا میکنم.
#کوردلیا
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
من که بیشتر طول میدم 😂😂وای دقیقا من یبار کل داستانو از اول خوندم ویرایش کردم و کلی طول کشید 😔
📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : سلامی از صمیم دل بابونه های رقصان لورای عزیز
من همونم که راجع بهت سوال پرسیدم
در مورد اون جمله ، البته!خوشحال هم میشم اگر ازش استفاده کنی!خیلی ممنونم
و در ضمن؛بابت قضاوت نکردن من متشکرم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
وای تو چقدر باحالییی بیا بغلم
📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : داستان درمورد یک دختر خیال پردازه که از شهر به روستا اومده و کنار عمه اش زندگی میکنه.
اون دختر با هیچکس دوست نمیشد و تنهایی رو ترجیح میداد. ولی یه مدت یک دختر ناشناس رو میدید که اون رو زیر نظر داشت. یک روز در جنگل با یکی از بچه های مدرسه دعوا می کند و از تپه می افتد پایین و طی مدتی بیهوش میشود.
ناگهان با همان کس که او را زیر نظر داشت روبه رو میشود.
پس از چند مدت رفت و آمد با او باهم دوست میشوند.و او میگوید نباید راجع به دوستی به کسی چیزی بگوید..
در پایان داستان پس از چند سال دوستی و اتفاق ها، متوجه میشود که آن دختر فقط خیالات او بوده است و او دوستی نداشته...
به هر حال ممنون لورا!
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
وایی من یه داستان اینجوری نوشتمممم
خیلی خیلی فرق داره خیلی ولی دوستاشو بقیه نمیتونن ببینن
📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : لورا ۳ تا چیز توی ذهنمه ولی اصن وقت نوشتن ندارم و این داره دیوونه ام میکنه.
#کوردلیا
اومدم بهت بگم که میخوام یه رمان جدید رو شروع کنم ولی خب این هم زمان میبره.
خوشحال میشم وقتی اونو نوشتم برات بفرستم و بخونی:)
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
وای زود بنویسشششش میخوام بخونممم