eitaa logo
راه ارتباطی با تریتون '-'
58 دنبال‌کننده
194 عکس
36 ویدیو
6 فایل
صندوق پستی برای نامه هاتون از زمین یا افراد گمشده در تریتون نامه های ارسال شده به صندوق پستیه "دفترچه خاطرات گمشده:)" نامه هاتون رو اینجا ارسال کنید : https://daigo.ir/secret/510781389 https://gkite.ir/es/9480635 کانال اصلی @Hwewerbh
مشاهده در ایتا
دانلود
📨 📝 متن پیام : پارت ۸ هوای سرد و گرگ و میش. مارگارت احساس دلتنگی کرد. راهروی های هاگوارتز تقریبا تاریک شده بود. تصمیم گرفت بره بیرون تا چرخی بزنه. که توی محوطه هری ،هرماینی و رون رو دید . به اندازه‌ی پسر عموش ، دراکو از اونا نفرت نداشت، میشه گفت اصن باهاشون در نمی‌افتاد. اما گفت و گوی غیر صمیمانه و رقابتی که سر کلاس پرفسور لوپین با هرمیون داشت باعث شد نظرش جلب بشه که اونا دارن چی میگن. داشت به حرفاشون گوش میداد که متوجه شد امروز میخوان مجازاتی که لوسیوس برای هیپوگریف خواسته بود رو انجام بدن. میخوان بُکُشن اش! مارگارت نفسش بند اومد، احساس کرد قلبش داره از جا کنده میشه. نمی‌دونست چرا ولی احساس می‌کرد باید بره دنبال اون سه تا... . از دور دنبالشون کرد و سر از جنگل در آورد. از پل بلند و طولانی گذشتن و به تپه ها رسیدن. متوجه توقف اشون شد. حدس زد چی شده، چون صدای دراکو میومد. از دور منظره رو زیر نظر گرفت. هری، رون و هرمیون داشتن با دراکو و دوستاش بحث میکردن. _هیی شما هم اومدین نمایش رو ببینین؟؟ +تو حق نداری اینو بگی ای اشغال بدتر از سوسک! و چوب دستی اش رو به سمت دراکو نشونه گرفت. ◇ هی هرماینی ارزششو نداره. صدای رون بود. (😂🥲نمیتونم خودم کنترل کنم صدای هرمیون تو گوشمه) مارگارت چوبدستی اش رو بیرون آورد و دوید به سمت اونا. مصمم و قوی ، و کاملا بلند و واضح داد زد : برو کنار هرماینی گرنجر! چوبدستش رو به سمت اون گرفته بود. هری و رون نمیتونستن کاری بکنن و خشک‌شون زده بود. _هه بهتره بزاریش کنار میترسم کار دست خودت بدی. +بیا ببینیم کی بلده از چوبدستی اش درست استفاده کنه، هرماینی! مگه اینکه بترسی! _هرماینی چوبدستی ش رو از دراکو به سمت مگی گرفت. +دوئل خوبی میشه! پسرا ترسیده بودن،اما مارگارت و هرماینی با غرور و اطمینان کامل به هم نگاه میکردن. هری دستش رو به سمت دست هرماینی برد و آروم آوردش پایین. مارگارت هم چوبدستی اش رو پایین آورد و سمت دراکو رفت: فکر کنم با اندازه ی کافی از نمایش لذت بردیم! بهتره بریم. هرماینی نفس های بلند و عصبانی می‌کشید. و مارگارت هنوز به خودش مصمم بود. پیش خودش گفت: احساس خوبی دارم!!! ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ این دیگه تههههه عالیههه همین رقابتو میخواستمممممم
📨 📝 متن پیام : اینم از پارت جدیددددد^_^ ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ عالی بودددد تیم گریفندور دربرابر اسلیترینننننن
📨 📝 متن پیام : ممنونم من همین طوررر✨️ تا اینجا امتحانا خوب بودن ولی حقیقتا عربی رو بد دادم ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ وای در چه حد بد ؟
📨 📝 متن پیام : https://eitaa.com/Britain_9 لطفا ایگنور نکن خوشحال میشم تو چنلم ببینمت:))))) ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ به به حتما
📨 📝 متن پیام : https://eitaa.com/Hwewerbh/9246 اون دختره چیه؟ ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ پانسی پارکینسون ولی خب تو شاهزاده ی دو رگه یک بازیگر دیگه نقش پانسیو بازی کرده بوده*به گفته ی دوستان
📨 📝 متن پیام : 📨 📝 متن پیام : چن سالته ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ۲ سالمه 😔 شب تو خیار شور خوابیدی نمک؟ 😐😏 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ نه من نمک توی دریام 😔😂
📨 📝 متن پیام : خوشحال میشم به جمع ما بپیوندی :> 💜https://eitaa.com/euphoriiay ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
📨 📝 متن پیام : الان یهو یاد یه چیزی افتادم توی سایت تستچی یه نفر هست فن فیک سگ های ولگرد بانگو میزاره حقیقتا خودم خیییییلیییی کم شده فن فیک انیمه ای بخونم چون بیشترشون فقط چیزای +۱۸ مسخره داره(به کسایی که فن فیک مینوسین بر نخوره) این کاربر تستچی واقعا فن فیک باحالی نوشته کلانم ۳ تا پارت داره یکی درمورد دازای و چویا یکی درمورد فیدوئور و نیکولای یکی هم هنوز کامل نزاشته درمورد رامپو و پوئه اونی که درمورد فیدئور و نیکولای نوشته خیلی قشنگه از واقعیت برگرفته(شخصیت های واقعی بانگو) چقدر تایپ کردم🤡😂 عربیو کلا یادم رفت😂 https://testchi.ir/user/117878 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ نمیدونم تا حالا نخوندم از چیزای +18 زیاد خوشم نمیاد ولی از شیپ کردن خیلی خوشم میاد پس میرم تو سایت
📨 📝 متن پیام : در این حد که فکر میکنم ۱۳ شدم🥲 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ وای وای یا عباس مامانت چیزی نمیگه ؟ از الان روش کار کن
📨 📝 متن پیام : @kim_rosalin میشه ببینمت اینجا ؟ :>🤍 (چقد فونت اینجا خوبهههههه وای آرامششسنیخثکیحمییکمی) ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ اوکی
📨 📝 متن پیام : من چنل ندارم ولی خب یه ممبر مگه دل نداره؟ یه پسر با موهای فرفری بامزه و چال گونه دار بینی کوچیک و صاف هزار ماشالله😂 چشمای مشکی متوسط و با جذبه ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ بله بله حتما با چه اسمی بهت تقدیم کنم ؟