ܣܝ̇ߺܥوܝ̇ߺܘ
۲۵ دقیقه عین چوب واستادم منتظر خط این علف ها هم زیر پای من در اومدن
به علاوه اون درخته اون گوشه
والا زینب جان بدتر از من کسی تو عربی حرف زدن سوتی نداده ...
دندون بچه هم کاروانیم شکسته بود و منم اون موقع کلاس عربی میرفتم و بلد بودم به فصیح حرف بزنم
ولی بعضی وقتا حرکتارو قاطی میکردم :/
هی میگفتم «انکسرت سنانها» و مردِ امدادگر عین بزِ کوهی نگام میکرد
من هی با پانتومیم و ادا اطوار جمله مو تکرار میکردم و بعدا فهمیدم درستش میشه «انکسرت اسنانه»
و سر همون یه دونه حرف «الف» بیصاحابی که نگفتم دو ساعته به مرده دارم میگم « این بچههه نیزهاش شکسته» 👀🦦
#پیام_شما 🤣🤣🤣
《 @Goll_Nesa 》