eitaa logo
بال و پرمون🪽
247 دنبال‌کننده
947 عکس
2.8هزار ویدیو
35 فایل
بـِـنـام حامیِ حامیم 🤍 اینجا دور هم جمع شدیم برای حامیم فن نیستیم، خونواده‌ایم 🫶 اینجا براتون فعالیت می‌کنیم،باهم می‌خندیم وباهم حمایت می‌کنیم✨ تراپی؟ نه ما حامیم رو داریم:) شروع قصه‌مون:۱۴۰۴/۶/۱۹ اگه حامیم رو دوست داری، خودتی و خودت #تابع‌قوانین‌ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
نفر اول
منتشر شده از کنسرت ۵ ام و کامنت حامیم🫠 https://eitaa.com/Ha13mi76/4
بریم برای پارت🫀
ROMAN:_AVAR_ESHGH PART:2 رها: گندم ماشین بقلی رو ببینن گندم:خوب رها: اونطرف نه این طرف گندم:تو این طرفو نگاه میکنی بعد میگی اونطرف؟ رها:خوب دارم تو رو نگاه میکنم به تو میگم گندم:خوب حالا خوب ماشینه دیگه رها:ادم توشو میگم گندم:خوب رها: اون پشت حامیم نیس؟ گندم:چرا خودشههه🥺 وایییییی(جیغ) رها:هیسس اروم گوشم کرشد گندم:وای رها اونم فریده پشت فرمون کنارشم علیرضاست عههه خاتی ام بغل حامیمههه(جیغ،ذوق) رها: ارومممم گندم: تو پوست خودم نمیگنجیدم از صندلی شاگرد پریدم عقب و شیشه رو دادم پایین هرچی حامیمو صدا میزدم نمی‌فهمیدند صدای اهنگشون تا توی ماشین ما میومد با اون صدا معلوم بود صدا مو نمیفهمیدن نصف بدنمون بردم بیرون و گفتم حامیم(با داد) حامیم نفهمید خانی به دستش زد و منو نشون داد رها: هویی زشته بیا تو الان جریمه میشیم حامیم شیشه رو داد پایین و بهم نگاه کرد و خندید چراغ سبز شد فریده و رها حرکت کردن که حامیم به من گفت:برو تو دختر خطرناکه گندم:بلند دادزدم بعد چهار راه می ایستی یه عکس بگیریم حامیم:باشه برو تو موتوره الان میزنه بهت گندم:اومدم توی ماشین و منتظر موندم ماشین رو نگهدارن 5min.. گندم: شیشه ی حامیم پایین بود و منم بغل شیشه نشسته بودم و حامی رو نگاه میکردم داد زدم اقا فرید وایسا دیگه رها:هویی ادب داشته باش اقا سال افزون گندم فرید برگشت نگاهم کرد وخندید گندم: ببخشید حالااقای سال افزون یه سال پیر شدم نگهدار دیگه رها که از خجالت آب شده بودگف:گندم ترو خدا حامیم:دختر خوب بجای اینکه منو هعی نگاه کنی خیابونو ببین ترافیکه جای پارک هم نیس نگهداریم عکس بگیریم .... https://eitaa.com/Ha13mi76
پارت 2 تقدیم نگاهاتون🤍✨️
ROMAN:_AVAR_ESHGH PART: 3 گندم: بلخره فریدماشین رو نگهداشت باذوق به رها گفتم وایسااااا وایسا دیگه رها:باشه حالا وایمیستم رفتیم پایین و با حامیم و فرید و خانی و علیرضا عکس گرفتیم دو نفر دیگه اومدن با حامیم عکس بگیرند کمکم تعداد کسایی که میخواستن عکس بگیرند زیاد شد ما میز رزرو داشتیم باید میرفتیم سوار ماشین شدیم تو راه عکسم با حامیم رو توی پیج اینستا گذاشتم In coffee گندم: رها یه میز دونفره رزرو کرده بود رفتیم سر میز نشستیم و منتظر شدیم تا گارسون بیاد و ازما سفارش بگیر رها گارسون رو صدا زد 👨‍💼سلام چی میل دارید؟ گندم: من یدونه قهوه میخورم رها: منم اسپرسو میخورم 👨‍💼چشم تا چند دقیقه دیگه سفارشتون اماده میشه گندم:مرسی رها:گندم یچی بهت بگم شلوغش نمیکنی به حرف منم گوش میدی گندم:چی میخوای بگی؟ رها:به حرفم گوش میدی؟ گندم:آره بگو رها: حامیم پشتت نشسته گندم:دروغ که نمیگی؟ رها:نه برگردببین گندم: برگشتم و دیدم واقعا حامیمه ولی هیچ چیز نگفتم چون زشت بود 10MIN.. نشسته بودیم به حرف زدن که واسمون سفارش هامون رو آوردن داشتیم میخوردیم رها:گندم گندم:جونم رها: چون فردا تولدته این کادو رو برات گرفتم و به حال امروزت خیلی ربط داره گندم:میسی عشقم رها:بازش کن ببین خوشت میاد گندم:مگه میشه خوشم نیاد رها:بازکن گندم باز کردم و دیدم....
پارت 3 تقدیم نگاهاتون🤍✨️
ناشناس مالک:🎀🧸(برای درخواستی هاتون) . https://daigo.ir/secret/11689329599