eitaa logo
حَفی‌ .
1 دنبال‌کننده
146 عکس
41 ویدیو
4 فایل
بگو . https://daigo.ir/secret/8633814830 . لمسی بصری سمعی' . INFP
مشاهده در ایتا
دانلود
یا عبــّاس ، جیب المای لسکینة ..
ای اهل حرم ، میر و علمدار . . نیامد :)
کودکان عمو را بدرقه کردند . مشک را بر دوش انداخت ‌. سوار بر اسب شد . سمت نهر علقمه ، به راه افتاد . وعده‌ای داده‌ای و راهی دریا شده‌ای ؛ خوش به حال لب ِاصغر؏ ، که تو سقا شده‌ای . . * آب ، عباس را زیارت کرد . اسب و مشک هردو سیراب شدند . آب تشنه ماند ! عباس رفت ، تا عطش خود را با حسین فرو نشاند . * دست‌هایش از پشت با شمشیر زدند . علمدار ، علمش افتاد .. مشک را به‌سرعت با دندان گرفت ؛ تیری بر مشک نشست . تیر دوم نگذاشت قطره‌اشک از چشمش بیفتد ، و دیگری بر سینه بنشست .. ماه ، خورشید را صدا زد : "برادر ، برادرت را دریاب" .. پیغام علقمه به نجف بُرد جبرئیل ؛ ای آفتاب ِدین ، قمری داشتی چه شد ؟!
یک مشك از قبیلۀ ما یك عمو گرفت . .
هدایت شده از رواقِ دل ؛
ما با روضه ی امشب تا دم مرگ رفتیم و برگشتیم ..
امشبی را شه ِدین در حرمش مهمان است ..
‏بغل وابُکن بگو دارمِت.. الان بیشتر از هر زمانی نیاز دارمِت :)
ای اهل ِحرم ، سیر ببینید پدر را :) . .
حَفی‌ .
کودکان عمو را بدرقه کردند . مشک را بر دوش انداخت ‌. سوار بر اسب شد . سمت نهر علقمه ، به راه افتاد .
پیغام قتلگاه به نجف برد جبرئیل . . یا مرتضی علی ، پسری داشتی چه شد ؟!
من بی‌وضو موی تو را شانه نکردم :) !
حَفی‌ .
* نمُردیم . نمُردیم و زنده موندیم . نمُردیم و به محرمت رسیدیم . نمُردیم و تونستیم در خونه‌ت انقدر گ
اگه از داغ غمت وسط روضه‌ها جون ندادیم و نمُردیم ؛ ما رو ببخش ، ما رو حلال کن . .