؛
اگر به آنچه که می خواستی نرسیدی،
از آنچه هستی نگران مباش ؛ [ مولاعلی|حکمت ۶۶ ]
؛
و گفت توکل سری است میان بنده و خداوند
که واجب آن بود که به سر وی مطلع نگردد جز خدای؛ [ تذکرهالاولیاء ]
- حامیم -
؛ من فقط یه نخودچی کشمیش کوچیک بین بساط نخودچی فروشای بازار رضا بودم که به زور از مشهد آوردنم یجای
__
نمیشه برگردیم اونجا و دوباره باهم قدم بزنیم؟!
؛
تو کتاب مردیبا آرزویهای دور بُرد نوشته بود شهید طهرانیمقدم عکس بزرگ آقا رو روی دیوار خونهشون زده بودن و زیرش نوشته بودن: من حاجتم شکفتنِ لبخند رهبر است؛
هدایت شده از ماهورا.
یهو خدا برات یه دَری رو باز میکنه؛
که حتی اون در رو نزده بودی!
به حکمتش اعتماد کن.
«میم»