- حامیم -
جهان به چه کار آید عزیز ِدورم؟!
__
دوست داشتنت به من بودن را یاد داد، به اینکه هرشب شمعی روشن کنم و بنویسم، از تو که دورم، تو را در هر چهرهای، نگاهی، صدایی، جستجو میکنم انگار همهی دنیا دست به دست هم دادهاند تا نشانیات را پیدا کنم، نشانهای که میگوید تو فرشتهای، فرشتهای که تنها در ماه زندگی میکند، جدیدا کمی قد بلندتر شدهام چرا که من هرشب دستان ِکوچکم را به سوی ماه دراز میکنم .
دوست داشتن تو بود که در ویرانهترین شهرهای قدیمی ِبیروت مرا آزاده کرد، که مرا در کلیسای حریصا به سان ِکودکی گمشده به دامان مادر برگرداند .
در این فراق در این دور بودنت، نادرشاه را کور کردم، تبدیل به شمشیری شدم که در قلب ِناپلئون فرو رفت همه اینها را خواب میدیدم، نمیدانم با که بجنگم با چه بجنگم؟! با دلتنگی؟! که زورم به آن نمیرسد ... [ #حامیمنویس ]
Hamim72118.mp3
زمان:
حجم:
12.4M
گفتیم اسمت چی بود؟!
گفت دلبر که جان فرسود از او .
__
HaMim721