eitaa logo
🎀✨𝓪𝓽𝓲𝔂𝓮𝓱 𝓪𝓽 𝓶𝔂 𝓫𝓮𝓼𝓽✨🎀
131 دنبال‌کننده
429 عکس
80 ویدیو
13 فایل
به نام او at my best = در بهترین حالت خودم میگم ، میشه قوی باشی؟ مطمئن باش میتونی، دنیا فقط دوروزه...• اینجا ؟ اینجا جاییه که پراز چیز های انگیزشی و گوگوری مگوریههه🛐 شروعمون ؛ ¹⁴⁰⁵/²/²⁵ کپی؟ فوروارد قشنگ تره جانا خونمون؛ https://eitaa.com/Haami13
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آوا دَر حَنجَره ِ حامی پارت ²²✨🤍 آوا دندان‌هایش را روی هم فشرد. ترس مثلِ یک مارِ سرد دورِ گلویش می‌پیچید، اما او «آوا» بود؛ کسی که پروژه نئون را خلق کرده بود. او به آرامی دستش را به داخلِ جیبِ کتش برد. انگشتانش دورِ دسته‌یِ سردِ چاقویِ کوچکش نشست. او می‌دانست اگر فریاد بزند، مردِ نقاب‌دار قبل از اینکه حامی بیدار شود، کارش را تمام می‌کند. باید بی صدا شکار می‌کرد. آوا با پاهایی که روی زمین کشیده نمی‌شد، با تمامِ تمرکز در تاریکی مطلق، قدم به قدم به سمتِ سایه‌ی بلندِ مردِ نقاب‌دار حرکت کرد. بویِ تندِ فلزِ داغِ خنجرِ لیزریِ او، هر لحظه بیشتر می‌شد. آوا به فاصله یک قدمی‌اش رسید. مردِ نقاب‌دار خنجرِ سرخ‌رنگش را بالا برد تا ضربه‌ی نهایی را به قلبِ حامی وارد کند. در همین لحظه، آوا با تمامِ وزنش رویِ پایِ مرد پرید و چاقویش را به سمتِ ماسکِ فلزیِ او پرتاب کرد. صدایِ برخوردِ فلز با فلز در انبار پیچید؛ تِنگ! مردِ نقاب‌دار عقب رفت و خنجرِ لیزری‌اش روی زمین افتاد و با برخورد به زمین، شروع به نوسان کرد. نورِ قرمزِ لیزر مثلِ یک شمشیرِ دیوانه در تاریکی می‌چرخید و دیوارها را می‌شکافت. آوا با فریادی از سرِ خشم و ترس به سمت حامی دوید: «حامی! بلند شو!» حامی چشمانش را نیمه‌باز کرد، اما مردِ نقاب‌دار که حالا ماسکش کمی کج شده بود، با خنده‌ای که بیشتر شبیه به صدایِ خرد شدنِ استخوان بود، از تویِ جیبش چیزی درآورد. یک ریموتِ کوچک. «فکر کردید فقط اینجا رو می‌تونم کنترل کنم؟» او ریموت را فشرد و ناگهان زمینِ زیرِ پایِ آوا و حامی شروع به لرزیدن کرد. ستون‌هایِ اصلیِ انبار داشتند از کار می‌افتادند. سقفِ فلزیِ غول‌پیکر با صدایِ مهیبی شروع به پایین آمدن کرد. آن‌ها زیرِ آوارِ یک ساختمانِ در حالِ فرو ریختن گیر افتاده بودند!
دارم میرم بیرون . لف ندید🙃
او ؛ یک انسان تکرار نشدنیه. نه تکرار میشی نه تکراری! https://eitaa.com/Haami13
واقعا اسم چنلو نمیبیند؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا