فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
بابا وقت خداحافظیه...🥲💔
فاطی اگه مشکل داره پاک کن🥲
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
✨️ࡃ̈̇ࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬✨️ 𝐏𝐚𝐫𝐭. . .¹⁷ فاطمه:باشه باشههه +بغضم ترکید و پریدم بغل فاطی؛ تروخد
✨️ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬✨️
𝐏𝐚𝐫𝐭. . .¹⁸
-حالم خوب نیست جانا ولم کن و رفتم داخل اتاقم
جانا:وا این چشه ایش
-نشستم روی تختم و رفتم توی فکر که یکی در زد؛
بلههه
جانا:میشه بیام؟
-اره
جانا:رفتم داخل؛
چیزی شده داداش؟
-نه
جانا:نکنه به یکی زدی مرد..ه؟نکنه یکی ازت بچه داره؟
-چی میگییییییی
جانا:هیچی بابا آرام
-پوففف
جانا:خب چیشده؟
-جانا...
جانا:نکنه شکس.ت عش.قی خوردی
-خب فهمیدی برو گمشو بیرون
جانا:خب فقط شکست عشقی نیست از نظرم بگو چیشده؟
-دوباره عاش.ق شدم
جانا:چیییی؟؟(از تعجب چشام 7 تا شد)
عا.شق کی؟؟؟
-وایی ولم کن برو بیرون
جانا:باش
-جانا رفت بیرون منم خودم رو ول کردم رو تخت و هی غلت خوردم
{رمان. . .🌚}
{به قلم | 𝗙𝗔𝗧𝗜✍️}
{اصکی❌️🐘}
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
✨️ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬✨️ 𝐏𝐚𝐫𝐭. . .¹⁸ -حالم خوب نیست جانا ولم کن و رفتم داخل اتاقم جانا:وا
✨️ࡃ̈̇ࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬✨️
𝐏𝐚𝐫𝐭. . .¹⁹
-جانا رفت بیرون منم خودم رو ول کردم روی تخت و هی غلت خوردم تا بلاخره چشام گرم شد که گوشیم زنگ خورد جواب دادم
مریم:الو؟
-باز تو؟
مریم:چرا اینجوری میکنی؟
-اگه کاری نداری قطع میکنم؟
مریم:حامی
-هوم
مریم:من هنوز عا..شقتم
-اها
مریم:برات یذرههم مهم نی؟
-خودت چی فکرمیکنی؟
مریم:حامی بس کن
-مریم اگه کاری نداری قطع میکنم
مریم:حامی یدیقه قطع نکن
-چیه؟
مریم:من برات مهم ترم یا هانیه؟
-(بعد چند ثانیه مکث جواب دادم)
هه؛؛ هرجور تو فکرمیکنی
مریم:حامی
-قطعکردم و گوشیم رو گذاشتم روی سایلنت و باز سعی کردم بکپم
☆
+چشام رو باز کردم که دیدم از روی تخت افتادم ولی اصلا نفهمیدم سرم درد میکرد بلند شدم و رفتم توی دستشویی دست و صورتم رو شستم و سرمرو بردم بالا و به آینع نگاه کردم و بازم اون رویا های رومخ
{رمان. . .🌚}
{به قلم | 𝗙𝗔𝗧𝗜✍️}
{اصکی❌️🐘}