eitaa logo
فور؟ کم‌بده لف‌ندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
200 دنبال‌کننده
947 عکس
123 ویدیو
32 فایل
به‌نام‌کسی‌که‌عشق‌را‌آفرید. عشق‌‌بی‌حد‌و‌مرز¹. درحال‌پارت‌‌گذاری… عشق‌بی‌حد‌ومرز‌². به‌زودی… 🖤🌙. عشق‌بی‌حد‌و‌مرز،امادردلِ‌سختی‌ها چون‌شعله‌ای‌که‌می‌سوزد‌میانِ‌تندیِ‌طوفان‌ها . عضو جمعیت نویسندگان📖 | 𝟬𝟵𝟳 ꧁Idi : @FATI023z
مشاهده در ایتا
دانلود
𝗗𝘦𝗹𝖳︎𝘢𝗇︎𝗴𝗲 𝘀ᥲ𝗅︎𝖾𝗵𝗶۪𖧧🙆🏿‍♀️ 𝗗𝗈𝗇︎𝗍 𝗰𝗼𝗉𝗒 . . . 🌚 𝗷𝗮𝗌𝗍 𝗳𝗼𝗿𝗐𝖺𝗋𝖽 ؛)🖤🐈‍⬛ 𝗖𝗁︎𝖺𝗇︎𝗻𝖾𝗹 :💲 《'𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝒎𝒂𝒓𝒛'》 @HaamimRoman
فور؟ کم‌بده لف‌ندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
ناشناس‌چنلمون. کویر؟!؟نه در شأن شوما نی. فوش‌گذاشتم. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=li
ببین من چند روزه منتظرم یکشنبه بشه پارت بزاری باید 2یا3 پارت بزاری فردا لطفا لطفا مرسی . دوروز‌ منتظر بودی‌ خب. ۲،،۳ تاااا‌ اووووو زیادهههه😂🗿. آمار‌کمه‌خب‌من‌چجوری‌۲‌،،‌۳‌پارت‌بدم.
فور؟ کم‌بده لف‌ندعععع. 𓍼֪࣪ 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑩𝒊 𝑯𝒂𝒅 𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒛.
ࡃ̈̇ࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ‌‌ ၄‌‌ ܩܝ‌ܝ۬‌🖤🐈‍⬛ "𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁴¹ +سرم خورد به یه لبه و بیهوش شدم چند ساعت بعد... ᎻᎪ
ࡃ‌ࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ‌‌ ၄‌‌ ܩܝ‌ܝ۬🖤🐈‍⬛ "‌𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁴² امیر:باید با من ازدواج‌ کنی فاطمه:م..من نمیخوام با تو‌ازدواج کنم امیر:باش خب مشکلی نیس؛ به یکی اشاره کردم گوشی رو داد بهم و یه ویدیو از حال هانیه بهش نشون دادم فاطمه:ام...امیر تو... امیر:منو نشناختی خانوم فسقلی..با یه اشاره میتونم کلی کار‌ کنم فاطمه:خشکم زده بود امیر:اخییی،،تعجب کردی؟(صورتم رو‌ناراحت کردم و بعد یه پوزخندی زدم) فاطمه:بعد چند دقیقه مکث؛ باش من با..هات ازدواج میکنم فقط کاری با هانیه نداشته باش امیر:مبارکمون😏 فاطمه:بغضی شده بودم امیر:دوست‌ِ زن داداشتون رو ببرید بیمارستان فاطمه:‌یه اشک از چشمم ریخت امیر:اشکش رو پاک کردم؛ نبینم دیگه اشکاتو {رمان. . .🌚} {به‌قلم | FATI️✍️} {اصکی❌️🐘}