عشق بی حد و مرز😌🪄.
·.¸¸.·♩♪♫ هـرشـب هــܩــین مو00:00ـقع ڪـہ ܩـیـشــہ בل ܩـن پـیـش تـوعــہ♫♪♩·.¸¸.·
تــایـ00:00ــم فـداتـون،فــداے حـامــےمـون؛🌚.
بــہ امـید بـهـتـر بـودن فـردامـون✨️🦢.
💖⛓️00:00+¹⛓️💖
دوستانتایکشهریوربخاطرسارینایخوشگلمونپروفچنلمشکیمیمونه:).
فورکم بده𝔼𝕤𝕙𝕘𝕙 𝔹𝕚 ℍ𝕒𝕕 𝕠 𝕞𝕒𝕣𝕫.
᷼ ⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ᷼ ⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ✨🖤. 𝕰𝖘𝖍𝖌𝖍 𝖁𝖎 𝕳𝖆𝖉 𝖔 𝕸𝖆𝖗𝖟🥺🌤• ࡅ᳟ߺߺߊܝܝߺߺߺ𝟳𝟴. فاطمه:چند لحظه فقط به بخار لی
⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ᷼ ⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ✨🖤.
𝕰𝖘𝖍𝖌𝖍 𝖁𝖎 𝕳𝖆𝖉 𝖔 𝕸𝖆𝖗𝖟🥺🌤•
ࡅ᳟ߺߺߊܝܝߺߺـــ𝟳𝟵.
درباره روبهروم ایستاده بود.
دیار: فاطمه؟
فاطمه: تمومش کن! دیگه برام مهم نیست
دیار: من بخاطر پولت نرفته بودم.
من. . فقط ترسیده بودم.
فاطمه: ترسیده بودی؟ (باخنده).
دیار: اره.
فاطمه: از چی؟ از اینکه کنارم باشی؟
دیار: از اینکه آخرش ناامیدت کنم.
فاطمه: سکوت کردم.
دیار: اون موقع فکر میکردم عشق فقط دوست داشتن نیست. فکر میکردم باید بتونم یه زندگی بسازم، باید بتونم همهچی رو درست کنم... و من حس میکردم هیچی ندارم.
هر بار به آینده فکر میکردم، فقط میترسیدم از پسش برنیام. میترسیدم یه روز از انتخابت پشیمونت کنم.
فاطمه: میتونستی باهام حرف بزنی. ولی تو رفتی. این راهکارت بود؟
دیار: صدام لرزید؛
آره. اشتباه کردم. میدونم. باید میموندم و بهت میگفتم میترسم. باید ازت کمک میخواستم... ولی غرورم اجازه نداد.
فاطمه: غرور؟ تو اصلا میدونی چند شب منتظر یه توضیح بودم؟ میدونی چقدر خودمو سرزنش کردم؟ فکر کردم شاید چون زندگی من بهتر بوده... چون خانوادم پولدار بودن... دیگه برات کافی نبودم.
دیار: میدونم من باعث شدم. ولی حالا برگشتم.
فاطمه: برگشتی که چی بشه دیار؟
دیار: شاید برای اینکه بالاخره شجاعتش رو پیدا کردم که حقیقت رو بگم. شاید برای اینکه دیگه نمیخواستم تو با یه دروغ از من متنفر باشی.
فاطمه: من تا ابد قراره ازت متنفر باشم.
دیار: ولی من یه چیزی رو فهمیدم.
من اون روز تو رو از دست ندادم چون دوستت نداشتم... از دستت دادم چون اونقدر خودخواه و ترسو بودم که فکر کردم فرار کردن راحتتر از موندنه.
•┈••✾••┈•𖥨︪︩𝆬↬ ִ ۫ . ֗ ˑ ִ ۫ ּ 🛐.
𝕾𝖙𝖆𝖞 𝖙𝖚𝖓𝖊𝖉 𝖋𝖔𝖗 𝖙𝖍𝖊 𝖓𝖊𝖝𝖙 𝖕𝖆𝖗𝖙.
𝖓𝖊𝖛𝖎𝖘𝖆𝖓𝖉𝖊𝖍؛ 𝕱𝖆𝖙𝖎.
𝕮𝖔𝖕𝖞? 𝕾𝖆𝖞 𝖌𝖔𝖔𝖉𝖇𝖞𝖊 𝖙𝖔 𝖞𝖔𝖚𝖗 𝖈𝖍𝖆𝖓𝖓𝖊𝖑. .
فورکم بده𝔼𝕤𝕙𝕘𝕙 𝔹𝕚 ℍ𝕒𝕕 𝕠 𝕞𝕒𝕣𝕫.
⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ᷼ ⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ✨🖤. 𝕰𝖘𝖍𝖌𝖍 𝖁𝖎 𝕳𝖆𝖉 𝖔 𝕸𝖆𝖗𝖟🥺🌤• ࡅ᳟ߺߺߊܝܝߺߺـــ𝟳𝟵. درباره روبهروم ایستاده بود.
دیاردیراومدی، عشقیکیدیگهتویقلبِفاطیجاگرفته.
فورکم بده𝔼𝕤𝕙𝕘𝕙 𝔹𝕚 ℍ𝕒𝕕 𝕠 𝕞𝕒𝕣𝕫.
⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ᷼ ⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ✨🖤. 𝕰𝖘𝖍𝖌𝖍 𝖁𝖎 𝕳𝖆𝖉 𝖔 𝕸𝖆𝖗𝖟🥺🌤• ࡅ᳟ߺߺߊܝܝߺߺـــ𝟳𝟵. درباره روبهروم ایستاده بود.
چه عجب چشممون به جمال آقا دیار روشن شد 🦦.