فور؟ رگبا.ری𝔼𝕤𝕙𝕘𝕙 𝔹𝕚 ℍ𝕒𝕕 𝕠 𝕞𝕒𝕣𝕫.
واییاره🤣🤣.
ممدقلیبودیآاحمدقلی؟🤣
فور؟ رگبا.ری𝔼𝕤𝕙𝕘𝕙 𝔹𝕚 ℍ𝕒𝕕 𝕠 𝕞𝕒𝕣𝕫.
ممدقلیبودیآاحمدقلی؟🤣
بیشتربهموایبگلزارقلیرومیداد🤣🤣.
فور؟ رگبا.ری𝔼𝕤𝕙𝕘𝕙 𝔹𝕚 ℍ𝕒𝕕 𝕠 𝕞𝕒𝕣𝕫.
⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ᷼ ⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ✨🖤. 𝕰𝖘𝖍𝖌𝖍 𝖁𝖎 𝕳𝖆𝖉 𝖔 𝕸𝖆𝖗𝖟🥺🌤• ࡅ᳟ߺߺߊܝܝߺߺـــ𝟳𝟵. درباره روبهروم ایستاده بود.
⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ᷼ ⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ✨🖤.
𝕰𝖘𝖍𝖌𝖍 𝖁𝖎 𝕳𝖆𝖉 𝖔 𝕸𝖆𝖗𝖟🥺🌤•
ࡅ᳟ߺߺߊܝܝߺߺߺ𝟴𝟬.
دیار: ولی من یه چیزی رو فهمیدم.
من اون روز تو رو از دست ندادم چون دوستت نداشتم... از دستت دادم چون اونقدر خودخواه و ترسو بودم که فکر کردم فرار کردن راحتتر از موندنه.
فاطمه: الان این حرفارو میزنی که چی بشه؟
دیار: که حقیقت رو بدونی.
فاطمه: حقیقت؟ حقیقت اینکه تنهام گذاشتی.
دیار: میدونم، میدونم هیچ عذرخواهیای گذشته رو عوض نمیکنه... ولی هر روز تاوان اون تصمیم رو دادم.
فاطمه:نه... نمیدونی. نمیدونی بعد از رفتنت چند بار خودمو مقصر دونستم. نمیدونی هر شب با این فکر خوابیدم که شاید من کافی نبودم.
دیار: هرچقدرم ازم متنفر باشی.
هیچی عوض نمیشه فاطی، من هنوز همون پسر عاشقم! عاشق توهم. هنوزم.
فاطمه:دیر رسیدی دیار... اون دختری که عاشقت بود، خیلی وقته مرده؛
و بدون اینکه منتظر جوابش بمونم تماس رو قطع کردم.
عرشیاس: فاطمه خوبی؟
فاطمه: نتونستم خودمو نگه دارم و زدم زیر گریه.
عرشیاس: رفتم کنارش نشستم؛
اتفاقی افتاده؟
فاطمه: نه من خوبم. و اشکاموپاک کردم.
عرشیاس: لازم نیست توی خودت بریزی .
اگه مشکلیه من اینجام.
فاطمه: خواستم بگم خوبم... اما صدام شکست. اشکام بیاختیار سرازیر شد. قبل از اینکه بفهمم چی کار میکنم، خودمو توی آغوش عرشیاس پیدا کردم.
عرشیاس: آروم دستمو دورش حلقه کردم و توی آغوشم فشردمش.
•┈••✾••┈•𖥨︪︩𝆬↬ ִ ۫ . ֗ ˑ ִ ۫ ּ 🛐.
𝕾𝖙𝖆𝖞 𝖙𝖚𝖓𝖊𝖉 𝖋𝖔𝖗 𝖙𝖍𝖊 𝖓𝖊𝖝𝖙 𝖕𝖆𝖗𝖙.
𝖓𝖊𝖛𝖎𝖘𝖆𝖓𝖉𝖊𝖍؛ 𝕱𝖆𝖙𝖎.
𝕮𝖔𝖕𝖞? 𝕾𝖆𝖞 𝖌𝖔𝖔𝖉𝖇𝖞𝖊 𝖙𝖔 𝖞𝖔𝖚𝖗 𝖈𝖍𝖆𝖓𝖓𝖊𝖑. .
فور؟ رگبا.ری𝔼𝕤𝕙𝕘𝕙 𝔹𝕚 ℍ𝕒𝕕 𝕠 𝕞𝕒𝕣𝕫.
⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ᷼ ⏜ ᷼ ⏜ ᷼ ✨🖤. 𝕰𝖘𝖍𝖌𝖍 𝖁𝖎 𝕳𝖆𝖉 𝖔 𝕸𝖆𝖗𝖟🥺🌤• ࡅ᳟ߺߺߊܝܝߺߺߺ𝟴𝟬. دیار: ولی من یه چیزی رو فهمیدم.
بحبح😭💞✨.
دیارخیلیدیررسیدیپسر😶.