📣ایجاد سرویس *محرم* ویژه مخاطبان حوزه بین الملل در سامانه *دماوند*
🎞️عرضه بیش از 100 محتوای چندرسانهای به زبانهای مختلف در آدرس زیر👇
🌐https://www.damaavand.net/list/clip/1819/n/d/undefined/w/a/undefined
📶زبان عربی👇
🌐https://www.damaavand.net/list/clip/1819/a/ar/undefined/w/a/undefined
📶زبان اردو👇
🌐https://www.damaavand.net/list/clip/1819/f/ur/undefined/w/a/undefined
📶زبان انگلیسی👇
🌐https://www.damaavand.net/list/clip/1060/n/en/undefined/w/a/undefined
📶زبان روسی👇
🌐https://www.damaavand.net/list/clip/1819/n/ru/undefined/w/a/undefined
🛎️محتواها به روزرسانی می شود و سایر زبان ها نیز اضافه می شود.
@Habibollah_Babai
اهانت به قرآن و تاریکیهای «قرن انوار»
مایکل آلن گیلسپی در کتاب بسیار خواندنیِ «ریشههای الهیاتی مدرنیته» در فصل نهایی کتاب با بیان تناقضهای روشنگری به اعدام لوئی چهاردهم در فرایند انقلاب فرانسه اشاره میکند و ظهور «نور طبیعی» یا «نور سکولار» در بیان فرانسیس بیکن (در نامه تقدیمیِ احیای بزرگ»، رنه دکارت (در سخن از نور بزرگ خِرَد ما) و توماس هابز (در تلقی کلمات روشن به مثابه نور اذهان بشری) و بالاخره در نوشتۀ «روشنگری چیست؟» کانت را نوعی از آزادی (یا همان رهایی) انسان مدرن تلقی کرده و میگوید: «رویاهایی امیدوارانۀ «قرن انوار» (century of lights) نقش بر آب شد و ارتجاع از همه سو سر برآورد. به رغم پیروزی مدرنیته، هیچکس قادر نبود فراموش کند که مدرنیته تیغی دو لبه دارد، تیغی حیاتبخش و مرگآور.» گیلسپی در ادامه همین فصل مینویسد: «مجموعه فجایعی که در قرن بیستم دامن بشریت را گرفت، موجب تشکیک در برداشت مترقی یا رو به پیشرفت تاریخ شد. از این منظر، دست پنهان بیشتر به دست شیطان شبیه بود تا دست خداوند و مکر عقل به تیز فهمیِ شرارتآمیزِ شیطانی فریبکار شباهت داشت تا ارادۀ خداوند نیکخواه، و سرانجام ضرورت دیالکتیکی به زنجیرهای آهنین استبداد میمانست تا راه آزادی». گفتههای گیلسپی در دستپنهان شیطان در عصر انوار را باید در تحلیل سلسله اهانتهای شیطانی به مقدسات به یاد داشت.
@Habibollah_Babai
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
یک دقیقه روضه آذری (مرحوم محمد باقر منصوری)
سلام اولا آقامین سنگسار اولان باشینا
@Habibollah_Babai
دوگانۀ «قربانی» و «قهرمانی»
در تفکر مسیحی نوعا نگرش قربانی¬گرا در برابر نگرش قهرمانی¬گرا بوده، و همین نیز موجب گشته که کسانی مانند اونامونو در صدد برآیند درکانون اندیشۀ دینی¬شان بر نگرش قهرمانی¬گرا به جای نگرش قربانی¬گرا تأکید نمایند و برآن اساس، ایمانی نه صرفا به معنای «پذیرفتن»، بلکه به معنای «در افتادن» درست نمایند. ولی از آنچه در تفکیک میان «خود مجازی» (من سِفلی) و «خود حقیقی» (من عِلوی)، و نسبت میان «خود قربانی» و «عزت نفس»، و «عزت نفس» و «حرمت دیگران» در اندیشه اسلامی هست (رجوع کنید به کتاب رنج عرفانی و شور اجتماعی) ، معلوم می¬شود که در این تفکر «قربانی» تعارضی با «قهرمانی» ندارد. در واقع، قربانی دو قسم است: قربانیِ برآمده از تسلیم و عدم قهرمانی، و قربانی¬ای که برآمده از قهرمانی است. گاه فردی یا جامعه¬ای به خاطر آنکه قهرمانی نمی¬کند قربانی می¬شود، و گاه چون آن فرد و یا جامعه، قهرمانی از خود نشان می¬دهد قربانی می¬گردد و اگر نبود قهرمانی، قربانی¬ای هم پیش نمی¬آمد.
پرواضح است که بین این دو تفاوتی بنیادین وجود دارد. آنچه از قربانی در این یادداشت اشاره میشود، قربانی¬ای از سر تلاش و ایستادگی است نه از سر تسلیم و تمکین در برابر تحقیرها و پستی¬ها. چنین قربانی، برآمده از قهرمانی است و اگر نبود چنین قهرمانیِ سرسختانه، چنان قربانی¬ای رخ نمی¬داد. نمونۀ این قربانیِ برآمده از قهرمانی در حماسۀ عاشورا مشهود و برجسته است (والبته نمونه قربانی برآمده از ذلت و تسلیم را نیز میتوان در جریان تسلیم و کشته شدن هفت هزار نفر از اصحاب مختار به دست مصعب بن زبیر مشاهده کرد). این قربانی در عاشورا حاصل قهرمانی¬ها، ایستادگی¬ها، و عزت نفسی بود که امام حسین علیه¬السلام از خود نشان داد و چون ایستادگی کرد و چون سر تسلیم فرود نیاورد، به قربانگاه رفت، و اگر نبود ایستادگی و قهرمانی¬های او، هرگز این قربانی خونین و جاودانه در تاریخ شکل نمی¬گرفت.
نکته بسیار مهم اینکه خودقربانیِ بزرگ، قهرمانی و عزّت بزرگی را در پی دارد، همان¬طور که قهرمانی بزرگ نیز، به قربانی بزرگ ختم می¬شود. هر میزان که قربانی بزرگتر، مهم¬تر و جامع¬تر باشد، عزت به دست آمده از آن نیز مهم¬تر و بزرگتر خواهد بود. آدمی هرچه بیشتر از خود و از هر آنچه که متعلق به خود است بگذرد تا به کرامت و عزت انسانی¬اش نایل شود، به همان میزان، عزت بیشتری به دست می¬¬آورد. همین¬طور فرد، هر مقدار قهرمانی بیشتری از خود نشان بدهد، قربانی حاصل از آن نیز شدیدتر خواهد بود. مثلا در قربانی روز کربلا، امام حسین علیه السلام نه تنها بدن خود را بلکه هر آنچه که متعلق به او بود را نیز در کربلا قربانی کرد، تا از خود حقیقی و فراگیرش محافظت نماید. به ازای این قربانیِ بی همتا، عزت انحصاری و یگانه¬ای برای او به دست آمد. از سوی دیگر قهرمانی¬ و جرأتی که وی در آن هنگامۀ سخت از خود نشان داد و در وضعیت سخت دوران یزید، بی هیچ پروایی مقاومت کرده و لحظه¬ای از مرام و منطق عزیزانه¬اش کوتاه نیامد، موجب گشت که قربانی وی نیز در جنبه¬های مصیبت، معرفت، و معنویت بی بدیل در تاریخ انسان باشد.
شایان ذکر است که جمع میان نگرش «قربانی¬گرا» و نگرش «قهرمانی¬گرا» کارکردِ بسیار مهمی در دنیای مدرن دارد. جمعِ میان قربانی و قهرمانی، همزمان، هم «نیهیلیسم غربی» را چاره می¬کند، و هم با «نیهیلیسم شرقی» در می¬افتد. در نیهیلیسم غربی، مخصوصا نیهیلیسم نیچه¬ای، که از یک سو در آن جهان از معنا تهی گشته، و از سوی دیگر، تلاش برای نشاندن جهان بینی علمی به جای جهان¬بینی مذهبی با شکست مواجه شده است، باید برای غلبه به این پوچی، آن را قبول کرد. اندیشۀ قربانی در عین پذیرش این جهان (با انجام قهرمانی¬ها)، و در عین پذیرش حقایق متعالی، جرأت «نه» گفتن به این جهان را پیدا می¬کند و گذشتِ از آن و گذشت از خود دنیوی را برای نیل به اهداف متعالی در ناحیۀ خود حقیقی آسان می¬بیند.
از سوی دیگر، نگاه قهرمانی و توجه به ابعاد وجودی، با نیهیلیسم شرقی در تضاد قرار گرفته و آن را نیز چاره می¬کند. در نیهیلیسم شرقی، جهان ما جهان غیر واقعی است، و وابستگی ما به این جهان وابستگی به یک توهم است. چون که زندگی در این جهان خالی از هدف و معناست، هر کسی که خواهان رستگاری است باید آن را در خلاصی و رهاییِ از این زندگی جستجو کند. در اندیشۀ قربانی که حاصل از ایستادگی و قهرمانی باشد، هرگز کسی که خود را قربانی می¬کند به نفی زندگی فکر نمی¬کند و در برابر مرگ هم تسلیم نمی¬شود.
@Habibollah_Babai
گفتگوهای مردم و روحانیون در میدان شهرداری رشت
همزمان با دهه اول محرمِ امسال، جمعی از طلاب گیلانی حوزه علمیه قم، در پیاده راه فرهنگی شهرداری رشت حضور یافتند و در گروه های دو نفره و به همراه پرسشنامه های علمی مشخص درباره سبک زندگی و آسیبهای موجود در خانواده، گفتگوهای موثری را به انجام رساندند.
@Habibollah_Babai
https://eitaa.com/joinchat/2202861587C0d81a23bad