نکتهای در پاسخ به توئیت استاد جعفریان در مورد جهان اسلام و تمدن
@Habibollah_Babai
حبیباله بابائی
نهمین نشست راهبردی تمدنی در موضوع "سلامت اجتماعی و آینده آن در جهان اسلام"، با حضور رئیس و مدیر رواب
پرسشهای وبینار "سلامت اجتماعی و آینده آن در جهان اسلام" (۲۷ مهر ۱۳۹۹)
۱. مُشاعات عمومی در کشورهای اسلامی چه سهمی در امر سلامت و نظام سلامت در جهان اسلام دارد؟ در این باره تفاوتهای فرهنگی و یا مذهبی کشورهای مدّعی تمدن (مانند ترکیه، مالزی، و ایران) چیست و نظام سلامت در این مدلهای تمدنی در جهان اسلام چه آینده و فرجامی خواهد داشت؟
۲. خاستگاه تضادها و پارادوکسها بین اندیشه و دکترین سلامت در تفکر اسلامی با فرهنگ موجود سلامت در جهان اسلام چیست؟ آیا چنین تضادی برآمده از ضعف درونی مسلمانان (در امر حکمرانی، یا در وضعیت توسعهیافتگی) است، یا چنین تضادی برآمده از نوعی تضعیف و تحریم سیستماتیک و جهانی آمده از ناحیۀ کشورهای توسعهیافته است؟
۳. جهانی شدن نظام سلامت از یک سو و جهانی شدن مخاطرهها (مانند ریزگردها، سیلها، مهاجرتها، پاندمیها) چه ظرفیتها و یا چالشهایی را در امر سلامت برای دنیای اسلام بوجود آورده چیست؟
۴. تعامل نظام سلامت کشورهای اسلامی با نظام سلامت جهانی، و عضویت کشورهای اسلامی در رژیم های مختلف جهانی چگونه و به چه میزان هست؟ سیاستگذاری های سازمانها و نهادهای بین المللی سلامت مثل یونسکو چه نسبتی با زیست بوم فرهنگی جهان اسلام برقرار کرده است؟ در این باره آیا نهادی در حوزه سیاستگذاری در حوزه سلامت در درون جهان اسلام داریم؟
زمان جلسه:
فردا یکشنبه ۲۷ام مهرماه
ساعت ۱۰ تا ۱۲
لینک ورود به جلسه:
dte.bz/scscenter
@Habibollah_Babai
نهمین نشست راهبردی ـ تمدنی با موضوع «سلامت اجتماعی و آینده آن در جهان اسلام» با حضور دکتر یونس نوربخش (رئیس کرسی یونسکو در سلامت اجتماعی در ایران) و دکتر ودادهیر (مدیر روابط بین الملل کرسی یونسکو در سلامت اجتماعی) در پژوهشکده مطالعات تمدنی و اجتماعی برگزار شد. در این نشست نخست دکتر ودادهیر بر مفهوم هویت (ما) و ضرورت شکلگیری «ما»ی فراگیر در سطح جهانی تأکید کرده و تصریح نمودند که تا زمانی که حسنیاز و یا حس خطرِ پیوسته وجود نداشته باشد و تا زمانی که ما به صورت همگانی فکر نکنیم و عزم و ارادههای بزرگی از خود نشان ندهیم و بالاخره تا زمانی که فرهنگ یاریگری و همدلی در سطوحی کلانتر را تجربه نکنیم، در مواجهه با پاندمیها همچنان عاجز خواهیم بود. در این باره دکتر ودادهیر مسئله فرقهگرایی را یکی از موانع شکلگیری مابودگی در جهان اسلام قلمداد کردند و بر حل آن تأکید نمودند. در ادامه دکتر نوربخش علاوه بر مصارف دینی وقف (وقف مسجد) و مصارف علمی وقف (وقف مدرسه) به مسئله «وقف سلامت»، «وقف درمان» و «وقف بهداشت» در جهان اسلام اشاره کردند و اهمیت نهاد وقف بویژه «وقف در حوزه پیشگیری» (بهداشت) را خاطرنشان کردند و آن را در شکلگیری «خیر عمومی» مهم دانستند. نکتهای که دکتر نوربخش بر آن تأکید کردند سنتی بودن و سنتی ماندن نهاد وقف در کشورهای اسلامی و پاسخگو نبودن نظام وقف به مسئلههای کنونی جهان اسلام است که دیگر همچون گذشته نمیتواند داراییهای عمومی را مدیریت کند. ایشان تصرف دولت ملتها در موقوفات و همینطور اصلاحات ارضی و تقسیم زمینهای وقفی در جهان اسلام را از جمله آسیبهای مهم در استفاده از داراییهای عمومی برشمردند.
گزارش تفصیلی نشست بعدا منتشر خواهد شد.
@Habibollah_Babai
فقدان «خودمشاهدهگری» (self-observation) در جهان کنونی اسلام
قریب به دو سال است که در راستای شناخت و احیانا تحلیل مسئلههای کلان جهان اسلام رایزنیهای گستردهای را در موضوعات مختلف و در سطوح متفاوت از اساتید بنام و شهیر آغاز کردهایم و تاکنون بیش از ده مسئلۀ کلان را به شور و نشست و گفتگو با نخبگان و اساتید گذاشتهایم، لیکن حاصل و آوردۀ بسیاری از این گفتگوها و نشستها که گاه برای تنها یکی از آنها بارها مسافرت رفته و دهها ساعت وقت گذاشتهایم، بالاتفاق "هیچ" یا "نمیدانم" بوده است که برخی آن را متواضعانه گفتهاند و برخی نیز در عمل بدان اذعان کردهاند. به رغم اینکه این گفتگوها با مقدماتی گاه طولانی همراه بوده و پیش از برگزاری نشست، جلسات توجیهی صورت گرفته، لیکن بهموجب فقدان پشتوانههای لازم پژوهشی در مسائل کلان جهان اسلام، بسیاری از نخبگان و حتی جامعهشناسان آنگاه که به سئوالات مربوط به جامعهشناسی جهان اسلام میرسند ترجیح میدهند به جای نگاههای انضمامی خود را در نگاههای انتزاعی و حتی الهیاتی پنهان کنند و نخواهند و یا نتوانند وارد وضعیت کنونی جامعه جهانی اسلام بشوند و تحلیلی از آمارهای موجود داشته باشند. جالب اینکه حتی بسیاری از جامعهشناسان ما پایگاههای آماری و پیمایشی انجام گرفته در جهان اسلام (مانند الموشر العربی در دوحۀ قطر) را نمیشناسند تا چه رسد به اینکه شبیه آن پیمایش را بخواهند در موضوعات علم، سلامت، طبیعت، سیاست، و فرهنگ در ایران و یا کشورهای غرب آسیا و یا کشورهای مقاومت ارائه دهند. ما در سلسله نشستها و گفتگوهایی که با نخبگان و صاحبنظران مختلف در موضوعاتِ «وضعیت آب و آینده آن در جهان اسلام»، «وضعیت سلامت و آینده آن در دنیای اسلام»، «کتاب و کتابخانه در جهان اسلام»، «رسانه و ارتباطات در دنیای اسلام»، «جنسیت در جهان اسلام»، «ترجمه در جهان معاصر اسلام» و دیگر مسائل کلان داشتهایم، هرچند نکتهها ارزنده و افقهای نوینی را در فهم وضعیت دنیای اسلام به دست آوردیم، لیکن گاه سئوالات ساده و پرسشهای معطوف به توصیف صرف از واقعیات جهان اسلام بیجواب ماند. پاسخهایی هم که برخی از نخبگان به چنین پرسشهایی ارائه کردند (مانند آنچه دکتر مهدی ضرغامی در مورد «آب» و آیندۀ آن در جهان اسلام گفتند و یا دکتر کامران باقری لنکرانی در مورد «نظام سلامت» در جهان اسلام مطرح کردند) همه برآمده از تجربیات شخصی آنها در سفرها و ارتباطاتشان بود و نه برآمده از یک دیسیپلین علمیِ مربوط به جهان اسلام در دانشگاه. این بدان معناست که مطالعات جهان اسلام در حوزه و دانشگاه از اساس تعطیل است و رویکرد نخبگان در نهادهای علمی نه به سمت دنیای اسلام بلکه معطوف به جهان غرب و کشورهای اروپایی و آمریکایی بوده است. مشکل آنجاست که ما نه فقط در مورد غرب، غربی فکر میکنیم بلکه در مورد جهان اسلام نیز از منظر غرب میاندیشیم و آنجا که ادبیات دنیای غرب و نگاه شرقشناسانه در مورد دنیای اسلام ساکت مانده باشد، ما نیز ترجیح میدهیم سکوت اختیار کنیم و نسبت به رصد و تحلیل آن عملا اقدامی نکنیم. این غفلت بزرگ نه فقط در میان ایرانیان بلکه کم و بیش در سطح جهان اسلام و در برخی کشورهای اسلامی نیز صادق است. مثلا در موضوع «سلامت» انتظار میرفت اگر در ایران و فرهنگستان علوم پزشکیِ آن به این مسئله پرداخته نمیشود و ریاست محترم آن با تعجب از واقعیات مربوط به سلامت در جهان اسلام اظهار بیاطلاعی میکند، در برخی از کشورهای مقاومت مثل لبنان که وزیر بهداشت آن متعلق به حزب الله است، تأملی و یا تحقیقی در این موضوع صورت گرفته باشد، ولی پیگیریها از طریق برخی اساتید لبنانی مانند شیخ شفیق جرادی و ارتباط با برخی از پزشکان نخبه حزب الله برای کسب نگاهی فرامنطقهای به مسئله سلامت در دنیای اسلام نیز عملا مایۀ یأس و حیرت بود.
حال پرسش این است که چرا دنیای اسلام خود را نمیبیند و در مورد مسائل خود، خود اندیشه نمیکند؟ در این باره علاوه بر ریشههای مختلفی که میتوان ذکر کرد باید بدین نکته نیز متذکر شد که جامعه مسلمانان بخصوص ایرانیان نه تنها در فهم «مصادیق نیازهای خود»، و نه فقط در درک «نظام نیازهای جهان اسلام»، و بلکه در «منطق نیازسنجی»های خود دچار غربزدگی پنهان و گاه آشکار شدهاند و اساسا استقلال اندیشه و بلکه جرأت اندیشۀ استقلالی را از کف دادهاند و همین شاید یکی از عوامل اصلی ضعف تمدنی جامعه مسلمانان در دنیای کنونی اسلام است که تمدن را نه در واقعیتها بلکه گاه در آرزوها دنبال میکنند.
@Habibollah_Babai
ملاحظات دکتر مختار شیخحسینی به نوشته "فقدان خودمشاهدهگری"👇👇
با سلام و سپاس یاداشت بسیار دقیقی بود. بخشی از مسئله به نظرم به این بر میگردد که اساسا هویت و کل آگاهانه ای بنام جهان اسلام در ذهن اندیشمندان نداریم. انچه هم در دوحه(مرکز العربی للابحاث) وبیروت(مرکز الدراسات الوحده العربیه)...انجام میشود بر اساس درکشان از هویت واحد جهان عرب است. لذا موشر العربی، جهان عرب را به مناطق (مغرب عربی، مشرق عربی،وادی النیل، خلیج)تقسیم میکند.و مردم و نخبگاه نسلت به جهان عرب احساس یک کل و واحد هویتی دارند. طبعا هم تجربه تاریخی هم اندیشه های پشتیبان این هویت را بروز میکند اما مفهوم جهان اسلام چنین ویژگی ندارد. چون ما پیش فرضی داریم که جهان اسلام یک کل هویتی است لذا پرسش میکنیم چرا این کل، خودمشاهده گر نسبت به مسائلش نیست، در حالی که به نظر مشکل در پیش فرض ماست.
ملاحظات دکتر محمدرضا بهمنی به نوشته "فقدان خودمشاهدهگری"
👇👇👇
سلام و خداقوت جناب دکتر بابایی
تلاش جنابعالی برای تحلیل تمدنی جهان اسلام ستودنی است.
اما ذکر چند نکته را لازم میدانم:
👈۱- بی اطلاعی ما و شما و جمعی از افرادی که جنابعالی در این چند نشست آنها را به یاری طلبیده اید، نمیتواند نشان از فقر مطلق اطلاعاتی یا اندیشه ای در این حوزه باشد.
👈۲- چالش کلیدی و دلیل اینکه شما در آغاز راه به این نتیجه رسیده اید که "هیچ" نمیدانیم، اتفاقاً این است که در مطالعات جهان اسلامی، صرفاً "ایرانی" فکر میکنیم و "ایرانی"تر عمل میکنیم. جسارتاً بفرمایید که در طراحی و مباحثه در این نشست ها، چند جهان اسلامی غیرایرانی را به کمک گرفته اید؟
👈۳- همانطور که_پیش تر لطف فرموده و حقیر را هم به همفکری دعوت کردید_، عرض کردم، مطالعات تمدنی جهان اسلامی نیاز به طراحی دقیق تر و انضمامی تر دارد. و در همین ابتدای راه نیاز به کنسرسیومی از اشخاص حقیقی و حقوقی دارد. تا به قول جناب شیخ شفیق جرادی، از "ایرانیزاسیون مطالعات جهان اسلامی" به در آییم.
👈۴- در نشستهای گفت و گو محوری که برای این منظور اجرا کردید هم چند اشکال اساسی وجود دارد. از جمله این این که : ۱.به حسب دسترسی به اشخاص، موضوعات را چیدید. ۲.با یک نفر گفت و گو ترتیب دادید. ۳.به ضرورت بررسیهای تمهیدی نپرداختند. ۴.در انتخاب موضوعات به نسبت سنجی موضوعات و اولویت بندی آنها اهمیت ندادید. و... (البته این نکات، از ارزش شروع کنندگی این سنخ گفت و گوها و دغدغه مندی نمی کاهد)
👈۵- جا دارد در ادامه راه، حتما یک تیم راهبری متشکل از جمعی از صاحبان اطلاعات میدانی و صاحبان اندیشه تمدنی از جهان اسلام را در یک اتاق گفتگوی مجازی گردهم آورید. در این تیم حتما اشخاصی از کشورهای عرب منطقه، آفریقا، ترکیه، آسیای میانه و جنوب شرق آسیا باید به یاری طلبیده شوند.
👈۶- همچنین در ادامه راه، طراحی نظام موضوعات و مسئله شناسی مقدم بر هر اقدام دیگر و مقدم بر برگزاری هر نشست دیگری است. همانطور که قبلا پیش نویس اولیه ای را برای نظام موضوعات تقدیم کرده بودم (پیوست)، پیشنهاد می کنم ضمن تدوین یک مبنای مفهومی کلان، پس از نهایی سازی نظام موضوعات و مسائل، هر بخشی از آن را به یکی از اعضای تیم راهبری بسپارید.
مجددا به سهم خود از تلاش تان در این مسیر تشکر میکنم
ارادتمند
بهمنی
پاسخ به ملاحظات دکتر بهمنی
👇👇👇
بسمهتعالی
از اینکه دوستان نوشته حقیر را وقت میگذارند و تأمل میکنند و نقد میکنند بسیار سپاسگزارم. همین که تأمل دوستان برانگیخته می شود بسیار مغتنم و زمینهساز اندیشهورزیهای بیشتر خواهد بود.
1. در مورد روش کار، تأملات و تتبعاتی که در این زمینه داشته ام به نظرم رصد و فهرست نیازهای جهان اسلام را به دو گونه میتوان دنبال کرد: روش کلی به جزئی، روش جزئی به کلی. برخی از کتابهای تمدنی که با عطف توجه به نیازهای کلان تمدنی نوشته شده است به روش دوم است. مثلا کتاب Islam Hadhari در ایستک مالزی با همین رویکرد نوشته شده است و دنبال نظام موضوعات و نظام مسائل نرفته است. من نیز سراغ نظام مسائل رفتن را الان زودهنگام و بلکه ناممکن می دانم، نه کار نظری ما می تواند آن را پشتیبانی بکند و نه مطالعات انضامی ما انبوه مسائل را توانسته است که رصد کرده و از آن نظامی از مسائل را استخراج نماید. شروع از ممکنات به صورت طبیعی در آینده نظامی از مسائل را به صورت نسبی در اختیار ما خواهد گذاشت. در مورد روش کار در مقاله ای که در این باره آماده می کنم توضیحاتی داده ام و تلاش کرده ام استدلالی بر آن مطرح کنم.
2. بی شک همان طور که عربها عربی فکر میکنند، ترکهای ترکیه ترکی فکر میکنند، ایرانیها متأسفانه ایرانی فکر می کنند. این بخشی از درد ما و درد جامعه روشنفکری و حوزوی ماست که دم از جهانی شدن می زند ولی فراتر از قم و تهران نمی رود. این درد که ایرانی ها در مطالعات خود، در رساله های دکتری شان، در فرصت های مطالعاتی خود، جهان اسلام و اندیشه های مربوط به جهان اسلام را به رسمیت نمی شناسند و جهان عرب و دنیای اسلام هم ما را به رسمیت نمی شناسد و برای گفتگو بین مسلمان ایرانی و ترک و عرب باید هر سه ویزای شنگن بگیرند و در اروپا بنشینند بر اساس فرمت و شیوه اروپایی گفتگو کنند، این درد مشترک امروز دنیای ماست. این مسئله دامنه گسترده ای دارد که باید نشست موارد را یکی به یکی باز کرده و برای هر یک چاره جویی کرد. از این رو بله این پروژه که راه های آغازین خود را طی می کند فعلا در مرحله استنطاق نخبگان ایران هستم و البته کم و بیش به وسع خودمان (که هیچ جا از آن حمایت نمی کند) با جهان اسلام در ارتباط بوده ام. به عنوان یک نمونه مکاتباتی مثلا در موضوع «مدارس علوم دینی و ظرفیت های تمدنی آن در جهان اسلام» با نخبگان ترکیه (حدودا 30 نفر)، و برخی نخبگان هند (حدودا 10 مورد) داشته ایم و البته در این باره دریغ از همکاری سازمان فرهنگ و ارتباطات، یا وزارت خارجه، یا المصطفی و یا دیگر مراکزی که به نامه های رسمی پژوهشگاه برای معرفی شخصیت های جهان اسلام پاسخ ندادند و همکاری نمی کنند. من با این مجموعه فشل چه طور می توانم با جهان اسلام یا حتی جهان عرب ارتباط بگیرم و بعد تیم راهبردی تشکیل بدهم.
3. اما در اینکه مثلا ما با یک نفر گفتگو ترتیب داده باشیم، اساسا این گونه نبوده است. اولا نفرهای ما بزرگ بوده اند. مثلا ما معاون فرهنگی وزیر ارشاد را برای تبیین کتاب در جهان اسلام دعوت کرده ایم، ولی خب ایشان در سخنرانی خیلی خوب شان، تمرکز خود را به ایران و داده های ایران متمرکز کرده اند (تفکر ایرانی). و ثانیا با شبکه های مربوطه در هر موضوع تماس داشته ایم. مشکل اصلی این است که بزرگواران اولا چنین رویکردی را تاکنون در موردش فکر نکرده اند و بلکه به آن علاقه ای نیز ندارند. مثلا در مورد ترجمه در جهان اسلام من با دکتر عبدالحسین آذرنگ، با دکتر گواهی، با دکتر خزاعی (سردبیر مجله مترجم دانشگاه فردوسی)، با دکتر هاشمی (از دانشگاه آکسفورد که مدخل ترجمه در جهان اسلام را در دانشنامه جهان اسلام نوشته اند و 20 سال است که از ایران رفته اند)، با دکتر پاکتچی، با دکتر محقق داماد، با دکتر خرمشاهی، و با دکتر پورجوادی ارتباطات تلفنی و مکاتباتی انجام داده ام که یکی دو نفرشان جواب نداده اند، بقیه هم هرچند نسبت به مسئله بودن مسئله استقبال کرده اند ولی از جواب به سئوال اظهار عجز کردهاند (تفصیل این را در کتاب آینده مسئلههای تمدنی جهان اسلام خواهم آورد انشاءالله). همین قصه را در مورد وضعیت اخلاق در جهان اسلام دنبال کرده ام، همین مسئله را که شما به خوبی در جریان هستید مسئله رسانه و ارتباطات در جهان اسلام دنبال کرده ایم، و مسائل دیگری که کم و بیش شما در جریان دردها و رنج ها و دوندگی های کار بوده اید.
@Habibollah_Babai
راهاندازی کارگروه پژوهشی "تمدن نوین اسلامی" در سازمان "سمت"
به گزارش روابط عمومی سازمان «سمت»؛ روز چهارشنبه مورخ سیام مهرماه ۱۳۹۹ نخستین نشستِ هماندیشی اعضای«کارگروه پژوهشیِ تمدن نوین اسلامی» بود با رویکرد معرفی اعضا، تبیین مأموریت ها و اهداف تأسیس این کارگروه در قم و با حضور حمیدرضا خادمی معاون پژوهشی سازمان و مدیر دفتر قم ، حجت الاسلام حبیب الله بابایی مدیر کارگروه و دیگر اعضا و کارشناسان در دفتر قم سازمان«سمت» برگزار شد.
http://samt.ac.ir/fa/news/137
@Habibollah_Babai
نشست علمسنجی جهان اسلام
لینک نشست
http://dte.bz/scscenter
@Habibollah_Babai
فرهنگ «صلوات» و ضرورت «تسلیم»
1. در گذشتۀ تمدنها، حکمتها و اندرزها و گاه اشعار و ضربالمثلها و گاهی هم آیهها و دعاهای فرهنگیشده در نظمبخشی به مناسبات انسانی و شکلبندی نظام اجتماعی آثار در خوری داشته است. اثرگذاریهای بزرگِ یک جملۀ حِکمی نوعا برآمده از محتوای فشرده (فحوای منطقی و معنوی) در آن جمله است که میتواند در عین کوتاه بودن و ساده بودن و در لحظهبودن در عمق تاریخ بشر نافذ گردد. این جملات تاریخی و حکمتهای انسانی، محدود به یک فرهنگ یا سرزمینی خاص نیست، بلکه آنها جملههایی است فراسرزمینی و در سطح جهانی؛ مثلا «آنچه برای خود میپسندی برای دیگری هم بپسند (احب للناس ما تحب لنفسک)»، «زگهواره تا گور دانش بجوی (اطلبوا العلم من المهد الی اللحد)»، «عالم بی عمل زنبور بی عسل است (عالم بلا عمل کشجر بلاثمر)» و یا جمله سعدی که «بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند» همه از جمله جملاتی است که در همه فرهنگها مبنای بسیاری از کنشهای اجتماعی به حساب میآید. برخی از این جملات کلیدی هم نه متعلق به همه جهان بلکه مربوط به قلمرو اعتبار یک تمدن است، هرچند ممکن است قابلیتهای فراتمدنی هم داشته باشد؛ مانند آیهها و جملات ذیل در قلمرو جامعه مسلمین: «و اعدوا لهم ماستطعتم من قوه»، «و امرهم شوری بینهم»، «کنتم خیر امه اخرجت للناس» (که بنابر برخی نظرات شرقشناسان همین آیه نقطه عزیمت تمدنی مسلمانان بوده است) و «هیهات من الذله» که هر یک از اینها در فرهنگ مسلمانان به عنوان یک متن نهادینه شده در سبک و سلوک زندگی مسلمانان تعیینکننده و اثرگذار بوده است.
2. در این میان ذکر صلوات (اللهم صل علی محمد و آل محمد) از جمله جملات و دعاهای ساده و در عین حال بسیار فشرده و عمیقا اثرگذار در فرهنگ مسلمانان اعم از شیعه و سنی بوده و در طول تاریخ اسلام و گذشتۀ تمدن اسلامی بسان کلمۀ طیبهای شبکهای از باور، ارزش و معنا را بوجود آورده است. شاید هیچ جملهای همچون صلوات در زندگی روزمره عبادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی زیست اقتصادی مسلمانان (در بازار مسلمین) این اندازه رواج نیافته است. فرهنگ صلوات در میان مسلمانان از یک طرف ریشه در قرآن دارد آنجا که خدا میفرماید «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» و از طرف دیگر ریشه در نماز روزانۀ مسلمانان و صلوات در ذکر تشهد و قنوت و سجده و رکوع دارد، و از طرفی هم این فرهنگ ریشه در شخصیت قدسی خود پیغمبر و روایات فراوانی از شیعه و سنی در فضیلت صلوات دارد. البته این ذکر و دعای رحمت و محبت که مسلمانان بدان خو گرفتهاند و در همه ساحتهای زندگی از آن استفاده میکنند، کمتر در اندیشهها و تأملات آکادمیک مسلمانان مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است.
@Habibollah_Babai
ادامه 👇👇👇