eitaa logo
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
186 دنبال‌کننده
9 عکس
2 ویدیو
16 فایل
👈🏻ادمین: @mop1414 👈🏻کانال تلگرام https://t.me/Hadith1398
مشاهده در ایتا
دانلود
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝آیا امام علی، فساد اقتصادی منذر بن جارود را نادیده گرفتند؟ 🔹از جمله مسائلی که اخیراً محل سوال واقع
خوشبختانه این متن مورد توجه حجت الاسلام کاشانی قرار گرفت و ایشان بسیار متواضعانه برخورد کردند و ضمن انتشار این یادداشت در کانالشان، نکاتی را نوشتند که ضمن تشکر از توجه ایشان، عیناً قرار می‌دهم: «امروز از یک برادر بزرگواری که او را نمی‌شناسم، نقدی مودبانه و منصفانه به دستم رسید. ایشان درباره آن عبارت بنده که درباره رفتار حضرت امیرالمؤمنین سلام الله علیه نسبت به مسئول بازار اهواز ( ابن هرمه) و منذر بن جارود دو گونه رفتار کرده اند ( یا دو گونه گزارش گردیده است) و باید در عدالت خواهی تک بعدی نگاه نکرد و سیره حضرت را جامع دید، نکات مفیدی مرقوم داشته اند که ذیلا خواهد آمد و از ایشان تشکر می‌کنم. شکر الله سعیه البته قبل از ارسال پیامشان در اینجا دو نکته را توجه می‌دهم: الف؛ در جلسات پژوهشی مفصلا توضیح داده‌ایم ( و در پایگاه اطلاع رسانی ما موجود است) که منابع و کتب تاریخی( غیر از احادیث معتبر )، در افتاء حجیت ندارند و از آنها مستقیما حکم شرعی نمی‌توان اخذ کرد. ب؛ هر دو مثال ابن هرمه و منذر محل بحث و کنکاش بیشتری هستند، چه این که مصدر ماجرای ابن هرمه از منفردات کتاب دعائم الاسلام است که اعتبار مستقل تاریخی آن محل مناقشه می‌باشد. و ماجرای منذر نیز تنها نمونه‌ای از باب مثال در جامع دیدن سیره حضرت ذکر گردیده و نه بیشتر یا صدور حکم شرعی و قطعی. چون فضای برنامه اقتضای تفصیل بیشتر نداشت و در کرسی فقه و صدور حکم نبودیم.»
📝آیت‌الله‌ شبیری زنجانی: مرحوم مجلسی خيلی مظلوم واقع شدند 🔹آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی در اردیبهشت 97 در دیدار با مسئولان همایش «اصالت میراث حدیثی شیعه»، علامه مجلسی رضوان‌الله‌علیه را «مظلوم» خواندند و از کسانی که بحارالأنوار این محدّث بزرگ جهان اسلام را تضعیف می‌کنند، انتقاد کردند. ایشان در این دیدار فرمودند: «مرحوم مجلسی خيلی مظلوم واقع شدند و برخی از دانشگاهيان و مدّعيان فكر، متأسّفانه جایگاه ایشان را نمی‌شناسند، درحالی‌كه آنان كه اهلیّت و اعتقاد واقعی دارند، طرز فکرشان نسبت به ایشان متفاوت است.» 🔸«از مرحوم حاج آقا نصرالله شاه آبادی شنیدم که می‌گفت: پدر ما -مرحوم آقای حاج شیخ محمد علی شاه آبادی- خیلی به مرحوم مجلسی معتقد بودند و من وقتی به اصفهان رفتم و برگشتم، گفتند: سر قبر مرحوم مجلسی رفتی؟ گفتم: خیر. گفتند: پس برای چه به اصفهان رفتی؟ ایشان خیلی اعجاب و احترام برای مرحوم مجلسی قائل بود.» 🔹آیت الله شبیری در انتقاد از افرادی که با نقاب روشنفکری و یا عقل‌گرایی تلاش می‌کنند احادیث را نفی کنند، فرمودند: «آن‌هایی که اهل علم و عمل هستند با عظمت از کتاب علامه مجلسی یاد می‌کنند، اما متأسفانه امروزه افراد مدّعی و بی‌مایه زیاد شده‌اند که ادّعای سواد می‌کنند و جوامع ما را نیز پر کرده‌اند. از مرحوم آقای میرزا عبدالله مجتهدی شنیدم که از تقی‌زاده نقل می‌کرد که من سه مرتبه از اول تا آخر کتاب «السماء و العالَم» بحار‌الأنوار را مطالعه کردم. و روشن است که تا عظمت یک اثر نباشد، افراد برای آن وقت نمی‌گذارند.» ایشان افزودند: «از آقای سید جعفر شهیدی شنیدم که می‌گفت با اینکه بحارالأنوار کتاب مفصلی است، اما از اول تا آخر بحار یک دروغ و تحریف از جانب ایشان نیست. مرحوم مجلسى از نظر وثاقت خيلى محكم بود.» منبع: سایت آیت الله شبیری زنجانی @Hadith1398
📝دعای کوتاه و پر اثر در جمعه ی آخر ماه رمضان 👈🏻توصیه‌ی پیامبر (ص) در اخرین جمعه‌ی ماه رمضان 🔹جابر بن عبد الله انصاری نقل می‌کند در آخرین جمعه‌ی ماه رمضان نزد پیامبر ص رفتم همین که حضرت مرا دیدند فرمودند: ای جابر این اخرین جمعه‌ی ماه رمضان است پس با آن خداحافظی کن و بگو: «خدایا این ماه رمضان را آخرین ماه رمضان زندگی من قرار مده و اگر این ماه رمضان اخر زندگی من است، پس مرا مورد رحمت خود قرار بده و جزو محرومین قرار نده.» بعد فرمودند: «کسی که این دعا را بخواند یکی از این دو حسن به او می‌رسد؛ یا ماه رمضان اینده را درک می‌کند و یا جزو آمرزیدگان در این ماه محسوب می‌شود.» 🔸عن جابر بن عبد الله الأنصاري قال: دخلت على رسول الله في آخر جمعة من شهر رمضان فلمّا بصر بي قال لي: «يا جابر هذا آخر جمعة من شهر رمضان فودّعه وقل: اللَّهُمَّ لا تَجعَلُهُ آخِرَ العَهدِ مِن صيامِنا إياهُ فَإن جَعَلتَهُ فَاجعَلني مَرحوماً وَلا تَجعَلني مَحروماً ، فإنّه من قال ذلك ظفر بإحدى الحسنيين إمّا ببلوغ شهر رمضان من قابل، وإمّا بغفران الله ورحمته». 🔗إقبال الأعمال ج ۱، ص ۲۴۳ @Hadith1398
📝سنت الهی درباره مجازات بنی اسرائیل 🔹از آیه 4 تا آیه 8 سوره اسراء، خداوند درباره بنی اسراییل سخن می‌گوید و خبر از دوبار فساد آنها می‌دهد؛ «لتفسدن فی الارض مرتین و لتعلن علواً کبیراً» مطابق این آیات سوره اسراء، در هردو مرتبه افرادی نیرومند آنها را شکست خواهند داد. اما در این آیه ابهاماتی وجود دارد؛ مانند اینکه منظور از «ارض» آیا کل زمین است یا خصوص سرزمین فلسطین منظور است؟ و این فسادهای بنی اسرائیل آیا در زمان گذشته واقع شده یا در زمان آینده رخ خواهد داد؟ آیا آن افراد نیرومند لزوماً افراد اهل ایمان خواهند بود؟ 🔸در برخی از روایات، ضمن تطبیق بنی اسراییل بر دشمنان اهل بیت، این گروه جنگاور، افرادی عنوان شده‌اند که قبل از قیام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) خروج می‌کنند. (کافی، ج8، ص206؛ قَوْمٌ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ قَبْلَ خُرُوجِ الْقَائِمِ ع فَلَا يَدَعُونَ وَتْراً لآِلِ مُحَمَّدٍ إِلَّا قَتَلُوه) و همچنین نقل شده که حضرت صادق علیه السلام درباره این گروه فرموده‌اند: به خدا قسم آنها اهل قم هستند. (بحار الانوار، ج57، ص216؛ رَوَى بَعْضُ أَصْحَابِنَا قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع جَالِساً إِذْ قَرَأَ هَذِهِ الْآيَةَ فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولًا فَقُلْنَا جُعِلْنَا فِدَاكَ مَنْ هَؤُلَاءِ فَقَالَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ هُمْ وَ اللَّهِ أَهْلُ قُمَّ.) 🔹علامه طباطبایی در توضیح این آیه، منظور از ارض را سرزمین فلسطین و توابع آن دانسته‌اند. (المیزان، ج13، ص39) و اعتقاد دارند که این دو فساد قبلاً اتفاق افتاده است. ایشان بعید نمی‌دانند که فساد اول مربوط به شش قرن قبل از میلاد باشد که بخت النصر به بنی اسراییل در فلسطین حمله کرد و چهل سال بیت المقدس مخروب باقی ماند و دومین فساد مربوط به یک قرن قبل از میلاد باشد که توسط قیصر روم (اسبیانوس) انجام شد. (همان، ص44) ایشان اعتقاد دارند که آیه در مقام بیان این است که مجازاتی از سوی خداوند رخ می‌دهد و عبارت «عباداً لنا» لزوماً به معنای افراد مومن نیست و می‌تواند کفار را نیز شامل شود. (همان، ص39) مرحوم طباطبایی مثل روایت کتاب کافی را نه از باب توضیح واژگان آیه، بلکه از باب تطبیق می‌دانند؛ به این معنا که از پیامبر نقل شده هرآنچه درباره بنی اسراییل رخ داد، درباره مسلمانان نیز رخ خواهد، و این روایات از این حیث ایراد شده‌اند. همان طور که در روایت کافی، بنی اسرائیل بر دشمنان اهل بیت تطبیق شده است. (نک: همان، ص43) البته این معنا درباره روایتی که در بحار نقل شده، ظاهر نیست، هرچند سند هردو روایت فاقد اعتبار است. 🔸اما برخی این آیات را خبر از آینده دانسته‌اند؛ سید قطب این دو وعده را از وعده‌های صادق قرآن مربوط به آینده می‌داند. او با اینکه «ارض» را به معنای بیت المقدس دانسته، ولی معتقد است اولین وعده، توسط مسلمانان و اخراج بنی اسراییل از جزیره عرب صورت گرفت و دومین وعده، توسط هیتلر صورت گرفت! (فی ظلال القرآن، ص2213 و 2214) هرچند این تطبیق، بعید بلکه ممنوع به نظر می‌رسد اما چه بگوییم این دو فساد قبلاً اتفاق افتاده و چه در آینده رخ می‌دهد، خداوند در آیه 8 سوره اسراء به آنها می‌گوید: «فان عدتم عدنا» یعنی: اگر بعد از این دو اتفاق، بار دیگر به فساد و طغيان روى آوريد ما نيز به عقوبت شما بازمى‏‌گرديم‏ و این بیانگر سنت الهی درباره طغیان بنی اسراییل است. @Hadith1398
🔹اینک با ماه رمضان خداحافظی می کنیم همچون خداحافظی با کسی که فراقش برای ما دشوار است و رفتنش ما را دچار اندوه و وحشت می کند و عهدی نگه داشتنی و حرمتی رعایت کردنی و حقی گزاردنی را بر ما لازم می کند. پس می گوییم: سلام بر تو ای بزرگترین ماه خدا و ای عید دوستان خدا... 🔸فنحن مودعوه وداع من عز فراقه علینا و غمنا و اوحشنا انصرافه عنا و لزمنا له الذمام المحفوظ و الحرمه المرعیه و الحق المقضی فنحن قائلون: السلام علیک یا شهر الله الاکبر و یا عید اولیائه... 🔗از دعای ۴۵ صحیفه سجادیه @Hadith1398
📝شکر حقیقی خداوند در فهم عجز از شکرگزاری اوست 🔹در کتاب کافی به سند معتبر از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که خداوند به موسی گفت: ای موسی! شکر نعمت‌های من را آنگونه که سزاوار هست، بجا بیاور. موسی عرض کرد: ای پروردگارم چگونه شکر تو را آنگونه که سزاوار هست بجا بیاورم در حالی که خود شکر کردن نعمت تو نیز نعمتی از جانب توست! خداوند فرمود: حالا این را متوجه شدی شکر من را بجا آوردی. (کافی، ج2، ص98؛ عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صَاحِبِ السَّابِرِيِّ فِيمَا أَعْلَمُ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِيمَا أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى ع يَا مُوسَى اشْكُرْنِي حَقَّ شُكْرِي فَقَالَ يَا رَبِّ وَ كَيْفَ أَشْكُرُكَ حَقَّ شُكْرِكَ وَ لَيْسَ مِنْ شُكْرٍ أَشْكُرُكَ بِهِ إِلَّا وَ أَنْتَ أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ قَالَ يَا مُوسَى الْآنَ شَكَرْتَنِي حِينَ عَلِمْتَ أَنَّ ذَلِكَ مِنِّي.) 🔸در نقل دیگری همین مضمون درباره حضرت داود علیه السلام ذکر شده که به خداوند عرض کردند: من نمی‌توانم شکر نعمت‌هایت را بجا بیاورم چون شکر من نیز نعمت دومی از ناحیه توست [پس نیازمند شکری دیگر است.] خداوند به او فرمود: وقتی این را فهمیدی، شکر من را بجا آوردی. (بحار الانوار، ج68، ص36؛ وَ قَدْ رُوِيَ هَذَا عَنْ دَاوُدَ ع أَيْضاً حَيْثُ قَالَ: يَا رَبِّ كَيْفَ أَشْكُرُكَ وَ أَنَا لَا أَسْتَطِيعُ أَنْ أَشْكُرَكَ إِلَّا بِنِعْمَةٍ ثَانِيَةٍ مِنْ نِعَمِكَ فَأَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَيْهِ إِذَا عَرَفْتَ هَذَا فَقَدْ شَكَرْتَنِي.) 🔹از حضرت سجاد علیه السلام نیز نقل شده که هنگام تلاوت اين آيه: وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها (و اگر [بخواهيد] نعمت خدا را بشمريد، توانایی شمارش آن را ندارید) مى‌‏گفت: پاك و منزّه است خدایى كه در هيچ كس شناخت نعمت خود را مقرّر نفرمود جز آنكه او بفهمد توان معرفت نعمت‌هاى او را ندارد، همچنان كه در هيچ كس از شناخت دركش را بيش از اين نداده كه بداند قادر به درك او نيست. پس خداى عزّ و جلّ شناخت عارفان را در پرتو كوتاهى از شناخت خود قدردانى فرموده، و اين اقرار به عجز را شكر و سپاس آن شناخته، همان گونه كه علم دانشمندان را به اين مطلب كه آنان او را درك نمى‌‏كنند ايمان قرار داد، چه او به گنجايش فكر و حدّ فهم مردم واقف است كه آن از اين اندازه تجاوز نمى‌‏كند. پاك و منزّه است خدائى كه اقرار به نعمت خود را حمد و سپاس شناخته. منزّه و پاك است آن خدائى كه اقرار به درماندگى از شكر را به جاى سپاسگزارى پذيرفته است. (تحف العقول، ص283) 🔸این معنا در موارد متعددی نقل شده، از جمله در مناجات خمس عشر قسمت مناجات شاکرین که یک فراز آن چنین است: فَكَيْفَ لِي بِتَحْصِيلِ الشُّكْرِ وَ شُكْرِي إِيَّاكَ يَفْتَقِرُ إِلَى شُكْرٍ، فَكُلَّمَا قُلْتُ لَكَ الْحَمْدُ وَجَبَ عَلَيَّ لِذَلِكَ أَنْ أَقُولَ لَكَ الْحَمد. یعنی: چگونه بتوانم شکر تو را بجا بیاورم، در حالی که شکر کردن تو خود نیازمند شکری دیگر است. پس هرگاه که تو را سپاس گویم، بر من واجب است که بار دیگر سپاسگزاری کنم! (زاد المعاد، ص411) @Hadith1398
📝تفکیک وثاقت برخی از عالمان از اعتقاد اشتباه و فاسد ایشان 🔹بنو فضال خانواده‌ای از راویانی شیعی هستند که در نقل حدیث زبردست بودند با این حال قائل به امامت عبدالله افطح فرزند حضرت صادق علیه السلام بودند. نقل شده که از حضرت عسکری علیه السلام سوال شد که با کتب بنو فضال چه کار کنیم؟ خانه‌های ما از کتب اینها پر شده است. امام در جواب فرمود: «روایات آنها را اخذ کنید اما اعتقادات اشتباهشان را رها کنید.» 🔸و في بني فضال ورد النص من الامام ابى محمد العسكري عليه السّلام في جواب من سأله عن كتب بني فضال فقالوا: كيف نعمل بكتبهم و بيوتنا ملأى منها؟ فقال عليه السّلام: «خذوا بما رووا و ذروا ما رأوا.» (تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، المشيخة، ص57) 🔹همچنین نقل شده که شلمغانی که عالم بزرگی در زمان غیبت صغری بود، انتظار داشت که بعد از فوت محمد بن عثمان نائب دوم امام زمان، او نائب شود اما حسین بن روح نائب سوم شد. وی در اثر حسادت به نیابت حسین بن روح، مذهب امامیه را رها کرد و سخنانی گفت که باعث لعن وی از سوی امام زمان شد. به همین جهت نقل شده که از حسین بن روح پرسیدند با کتب شلمغانی چه کار کنیم؟ کتاب‌های او بین شیعیان فراگیر است. حسین بن روح گفت: «درباره کتب شلمغانی، همان چیزی را می گویم که حضرت عسکری درباره کتب بنو فضال گفت؛ آنچه را که روایت کرده اخذ کنید و اعتقادات اشتباهش را رها کنید.» 🔸و قَالَ أَبُو الْحُسَيْنِ بْنُ تَمَّامٍ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ الْكُوفِيُّ خَادِمُ الشَّيْخِ الْحُسَيْنِ بْنِ رَوْحٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ سُئِلَ الشَّيْخُ يَعْنِي أَبَا الْقَاسِمِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ عَنْ كُتُبِ ابْنِ أَبِي الْعَزَاقِرِ بَعْدَ مَا ذُمَّ وَ خَرَجَتْ فِيهِ اللَّعْنَةُ فَقِيلَ لَهُ فَكَيْفَ نَعْمَلُ بِكُتُبِهِ وَ بُيُوتُنَا مِنْهَا مِلَاءٌ فَقَالَ أَقُولُ فِيهَا مَا قَالَهُ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ص وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ‏ كُتُبِ بَنِي فَضَّالٍ فَقَالُوا كَيْفَ نَعْمَلُ بِكُتُبِهِمْ وَ بُيُوتُنَا مِنْهَا مِلَاءٌ. فَقَالَ خُذُوا بِمَا رَوَوْا وَ ذَرُوا مَا رَأَوْا. (الغيبة (للطوسي)، ص390) @Hadith1398
📝آیا عبارت «الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم» روایت است؟ 🔻یکی از عبارت‌های مشهوری که در کلمات بسیاری دیده می‌شود، عبارتِ «الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم» است که مطابق آن حکومت یک حاکم با کفر وی باقی می‌ماند، اما با ظلم و ستم وی به مردم باقی نمی‌ماند. اما این روایت به این شکل در هیچ یک از منابع شیعه وجود ندارد. با این حال برخی از علماء مانند مرحوم نایینی این عبارت را «نص مُجرّب» توصیف کرده‌اند. (تنبیه الامة و تنزیه الملة ص165) البته روایاتی نظیر «اعدل تدُم لک القدرة» (غررالحکم، ص133؛ عدالت پیشه کن تا قدرتت تداوم داشته باشد) اِشعار به این مدعا دارند، اما این عبارت از صراحت و شهرت بیشتری برخوردار است. مرحوم سید محمد حسین طهرانی درباره منبع این نقل، تحقیق خوبی داشته‌اند که در ادامه ذکر می‌شود. ایشان پس از بیان توضیحاتی درباره فحص زیادی که درباره منبع این روایت کرده‌اند، می‌نویسند: 🔹«..چون به خود بحار الانوار مجلسىّ (ج72 ص331) مراجعه شد، ملاحظه شد كه: اين عبارت (الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم) را در خاتمه بيان خود ضمن شرح روايتى آورده است. روايت اين است: قَالَ:إنَّ اللَهَ عَزّ وَ جَلَّ أَوْحَى إلَى نَبِىٍّ مِنْ أَنْبِيَآئِهِ فِى مَمْلَكَةِ جَبَّارٍ مِنَ الْجَبَّارِينَ: أَنِ ائْتِ هَذَا الْجَبَّارَ فَقُلْ لَهُ: إنِّى لَمْ أَسْتَعْمِلْكَ عَلَى سَفْكِ الدِّمَآء وَ اتِّخَاذِ الامْوَالِ، وَ إنَّمَا اسْتَعْمَلْتُكَ لِتَكُفَّ عَنِّى أَصْوَاتَ الْمَظْلُومِينَ؛ فَإنِّى لَنْ أَدَعَ ظُلَامَتَهُمْ وَ إنْ كَانوُا كُفَّارًا. [ترجمه روایت: «خداوند عزوجل به يكى از پيامبران خود كه در سرزمین یکی از گردنكشان بود، وحى نمود كه نزد آن جبار رفته و به او بگو: تو را حاكم بر مردم نکردم تا خونريزى كرده و اموال مردم را بگيرى. به تو حكومت دادم تا نگذاری صداى مظلومان به من برسد. بدون شك هیچ گاه شکایت‌شان را رها نمی‌کنم، حتی اگر كافر به من باشند.» علامه مجلسی در شرح این عبارت گفته: «ظلامة آن شکایتی است که نزد ظالم طلب می‌کنی و عبارت «لن ادع ظلامتهم» تهدیدی از سوی خداوند برای نابودی مُلک ظالم است چرا که مُلک با کفر باقی می‌ماند اما با ظلم باقی نمی‌ماند.»] 🔸«از اينجا به ذهن خطور مى‌كرد كه شايد اين عبارت، عبارت خود مجلسى است كه در مقام استدلال و برهان بر گفتار خودش إنشاء نموده است و ليكن با پى گيرى و فحص بيشترى كه توسّط بعضى از دوستان انجام گرفت معلوم شد در كتاب «نصيحۀ الملوك» غزّالىّ، باب أوّل (كه در عدل و سياست و سيرت ملوك و ذكر پادشاهان پيشين و تاريخ هر يكى از آنهاست) ص 82 از طبع چهارم كه به تصحيح استاد علّامه جلال الدّين همائى صورت پذيرفته است، وجود دارد. عبارت غزّالى چنين است: و سلطان به حقيقت آنست كه عدل كند در ميان بندگان او، و جور و فساد نكند كه سلطان جائر شوم بُوَد و بقاء نبُودَش؛ زيرا كه پيامبر صلّى الله عليه گفت:الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ.» 🔹«بعد از اطّلاع يافتن بر وجود روايت در كتاب «نصيحۀ الملوك» با فحص مجدّدى كه به عمل آمد، اين روايت در كتاب «مرصاد العباد» رازى، طبع بنگاه ترجمه و نشر كتاب، سنه 1352، باب چهارم، فصل دوّم، ص 436 بدست آمد. روايت در تعليقه‌اى است كه ذيل اين عبارت از متن «خواجه عليه السّلام چنين فرمود كه: الْعَدْلُ وَ الْمُلْكُ تَوْأَمَانِ.» آمده و چنين است: جاى ديگر فرمود:الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْم‌. و همچنين در باب پنجم، فصل سيّم، ص 466 (كه در بيان سلوك وزراء و أصحاب قلم و نوّاب است) مى‌گويد: و خواجه عليه السّلام از اينجا فرمود:الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ.» 🔸«از كساني كه تصوّر نموده‌اند اين روايت از إنشائات علّامه مجلسى است، شيخ محمّد جواد مغنيه (قدس سره) مى‌باشد كه در كتاب «الشّيعة فى الميزان» طبع أوّل دار التّعاريف للمطبوعات بيروت، ص 399 در تحت عنوان: نَحْنُ أعْدآءُ الظُّلْم، چنين گويد:الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ‌. نَطَقَ بِهَذِهِ الْحِكْمَةِ الْعلّامَةُ الْمَجْلِسِىُّ فى كِتابِهِ «بحارُ الانوارِ» وَ هُوَ أحَدُ أَئِمَّةِ الدِّينِ الإسلامىّ. آنگاه براى إثبات اين قانون، يعنى بقاء مُلك و حكومت با كفر و عدم بقاء آن با ظلم، از شواهد تاريخ استفاده نموده است؛ و ملك فاروق را شاهد آورده است كه در عين آنكه مسلمان بود، و پدر و مادرش مسلمان بودند، و از تبار ملوك و امراء بودند، در مساجد براى نماز حضور مى‌يافت؛ و در ماه مبارك رمضان براى روزه داران سفره‌هاى إفطاريّه مى‌گسترد، و آيات قرآن را استماع مى‌نمود؛ مع ذلك چون حكومتش بر أساس وثوق و إتّكاء به ملّت نبود، از هم پاشيد؛ و اينك أثرى از آن باقى نيست.» 🔗با تلخیص از پاورقی کتاب ولایت فقیه در حکومت اسلام ج2 ص210 @Hadith1398
📝همواره در پیروان اهل بیت، اشخاص دروغگو و کم عقل وجود دارند 🔹نقل شده که حضرت صادق علیه السلام فرمودند: همواره کسانی هستند که به ما اهل بیت دروغ می‌بندند و باعث می‌شوند راستگویی ما نزد مردم مخدوش شود...ما همواره به افراد دروغگو یا کم عقل مبتلا هستیم. (رجال کشی، ص305؛ سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ خَالِدٍ الطَّيَالِسِيُّ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ، عَنِ ابْنِ سِنَانٍ، قَالَ، قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ صَادِقُونَ لَا نَخْلُو مِنْ كَذَّابٍ يَكْذِبُ عَلَيْنَا فَيُسْقِطُ صِدْقَنَا بِكَذِبِهِ عَلَيْنَا عِنْدَ النَّاس‏...ُ إِنَّا لَا نَخْلُو مِنْ كَذَّابٍ أَوْ عَاجِزِ الرَّأْي‏) 🔸همچنین از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: همواره شیطان شخصی را به میان ما وارد می‌کند (وی را به ما منتسب می‌کند) که نه از ماست و نه از اهل دین ما! پس زمانی که شیطان وی را بالا برد و [در جامعه] مورد توجه قرار گرفت، شیطان به او امر می‌کند و او به ما دروغ می‌بندد! و هر گاه یکی برود یکی دیگر می‌آید! (تحف العقول ص310؛ إنا أهل بيت لا يزال الشيطان يدخل فينا من ليس منا و لا من أهل ديننا فإذا رفعه و نظر إليه الناس أمره الشيطان فيكذب علينا و كلما ذهب واحد جاء آخر) @Hadith1398
📝فقر، بلایی سخت‌تر از آتش نمرود! 🔹از پیامبر نقل شده که فرمودند: خداوند به ابراهیم وحی کرد که من تو را خلق کردم و با آتش نمرود آزمایش کردم. اگر تو را با فقر می آزمودم و صبر را از تو می‌گرفتم چه کار می‌کردی؟ حضرت ابراهیم عرض کرد ای پروردگار من! فقر برای من سخت تر از آتش نمرود است. خداوند فرمود: به عزت و جلالم قسم که چیزی در آسمان و زمین سخت تر از فقر خلق نکرده‌ام! حضرت ابراهیم عرض کرد: ای پروردگار من! پاداش کسی که به گرسنه‌ای غذا بدهد چیست؟ خداوند فرمود: پاداشش بخشش من است حتی اگر گناهانش بین آسمان و زمین را پر کرده باشد! اگر رحمتم بر فقیران امتم نبود، نزدیک بود که فقرشان منجر به کفر شود! راوی می‌گوید که ابوهریره از پیامبر پرسید: ای پیامبر خدا! پاداش مومن فقیری که بر فقرش صبر می‌کند چیست؟ پیامبر فرمود: در بهشت جایگاهی از یاقوت سرخ است که اهل بهشت طوری به آن نگاه می‌کنند که اهل زمین به ستارگان آسمان نگاه می‌کنند! به آن وارد نمی‌شود مگر پیامبر فقیر یا شهید فقیر یا مومن فقیر. 🔸قالَ النَّبِيُّ ص أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى إِبْرَاهِيمَ ع خَلَقْتُكَ وَ ابْتَلَيْتُكَ بِنَارِ نُمْرُودَ فَلَوِ ابْتَلَيْتُكَ بِالْفَقْرِ وَ رَفَعْتُ عَنْكَ الصَّبْرَ فَمَا تَصْنَعُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ يَا رَبِّ الْفَقْرُ إِلَيَّ أَشَدُّ مِنْ نَارِ نُمْرُودَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فَبِعِزَّتِي وَ جَلَالِي مَا خَلَقْتُ فِي السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَشَدَّ مِنَ الْفَقْرِ قَالَ يَا رَبِّ مَنْ أَطْعَمَ جَائِعاً فَمَا جَزَاؤُهُ قَالَ جَزَاؤُهُ الْغُفْرَانُ وَ إِنْ كَانَ ذُنُوبُهُ تَمْلَأُ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ لَوْ لَا رَحْمَةُ رَبِّي عَلَى فُقَرَاءِ أُمَّتِي كَادَ الْفَقْرُ يَكُونُ كُفْراً فَقَامَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِهِ وَ اسْمُهُ أَبُو هُرَيْرَةَ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَا جَزَاءُ مُؤْمِنٍ فَقِيرٍ يَصْبِرُ عَلَى فَقْرِهِ قَالَ ص إِنَّ فِي الْجَنَّةِ غُرْفَةً مِنْ يَاقُوتَةٍ حَمْرَاءَ يَنْظُرُ إِلَيْهَا أَهْلُ الْجَنَّةِ كَمَا يَنْظُرُ أَهْلُ الْأَرْضِ إِلَى نُجُومِ السَّمَاءِ لَا يَدْخُلُ فِيهَا إِلَّا نَبِيٌّ فَقِيرٌ أَوْ شَهِيدٌ فَقِيرٌ أَوْ مُؤْمِنٌ فَقِيرٌ. 🔗جامع الأخبار(للشعيري)، ص110 @Hadith1398
📝حسین بن روح اگر قطعه قطعه میشد مخفی‌گاه امام زمانش را فاش نمی‌کرد 🔹نقل شده که از ابو سهل نوبختى پرسيدند: چطور شد كه حسين بن روح نائب امام زمان شد ولی تو نشدى؟ در جواب گفت: ائمه طاهرين عليهم السلام بهتر مي‌دانند چه كسى را برای این کار انتخاب کنند. من مردى هستم كه دشمنان شيعه را ملاقات نموده و با آنها در امور اعتقادى مناظره مي‌كنم. اگر من مانند ابو القاسم (حسين بن روح) مكان امام زمان عليه السّلام را مي‌شناختم شايد در موقع مناظره كه درآوردن دليلى معطل مي‌شدم براى اثبات مدعا جاى او را به ديگران نشان مي‌دادم! ولى حسین بن روح اگر مثلاً امام در زير دامنش باشد و او را با قيچى پاره پاره كنند، دامنش را نمى‏‌گشايد كه دشمنان او را ببينند! 🔸قالَ ابْنُ نُوحٍ وَ سَمِعْتُ جَمَاعَةً مِنْ أَصْحَابِنَا بِمِصْرَ يَذْكُرُونَ أَنَّ أَبَا سَهْلٍ النَّوْبَخْتِيَّ سُئِلَ فَقِيلَ لَهُ كَيْفَ صَارَ هَذَا الْأَمْرُ إِلَى الشَّيْخِ أَبِي الْقَاسِمِ الْحُسَيْنِ بْنِ رَوْحٍ دُونَكَ. فَقَالَ هُمْ أَعْلَمُ وَ مَا اخْتَارُوهُ وَ لَكِنْ أَنَا رَجُلٌ أَلْقَى الْخُصُومَ وَ أُنَاظِرُهُمْ وَ لَوْ عَلِمْتُ بِمَكَانِهِ كَمَا عَلِمَ أَبُو الْقَاسِمِ وَ ضَغَطَتْنِي الْحُجَّةُ [عَلَى مَكَانِهِ‏] لَعَلِّي كُنْتُ أَدُلُّ عَلَى مَكَانِهِ وَ أَبُو الْقَاسِمِ فَلَوْ كَانَتِ الْحُجَّةُ تَحْتَ ذَيْلِهِ وَ قُرِّضَ بِالْمَقَارِيضِ مَا كَشَفَ الذَّيْلَ عَنْهُ او کما قال. 🔗الغيبة (للطوسي)، ص391 @Hadith1398
📝مذمت تنبلی در امور دنیا و آخرت 🔹از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمودند: من از تنبلی افراد در امور دنیا متنفرم؛ کسی که در امر دنیایش تنبل و کسل است، درباره آخرتش تنبل‌تر است. 🔸محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن صفوان عن العلاء عن محمد بن مسلم عن أبي جعفر ع قال: إني لأبغض الرجل أو أبغض للرجل أن يكون كسلانا [كسلان‏] عن أمر دنياه و من كسل عن أمر دنياه فهو عن أمر آخرته أكسل. 🔗کافی ج5 ص85 @Hadith1398