📝گرانی و آسیب های اخلاقی آن
🔹از پیامبر نقل شده که فرمودند: علامت رضایت خداوند از مردم، عدالت حاکم آنها و ارزانی است. و نشانه خشم خداوند، ظلم حاکم و گرانی است؛ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ الْغِفَارِيِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَامَةُ رِضَا اللَّهِ تَعَالَى فِي خَلْقِهِ عَدْلُ سُلْطَانِهِمْ وَ رُخْصُ أَسْعَارِهِمْ وَ عَلَامَةُ غَضَبِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى خَلْقِهِ- جَوْرُ سُلْطَانِهِمْ وَ غَلَاءُ أَسْعَارِهِمْ.
🔸همچنین از حضرت صادق نقل شده: گرانی، اخلاقها را بد میکند، امانتداری را از بین میبرد و مسلمان را اندوهگین میکند؛ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاجِ عَنْ حَفْصِ بْنِ عُمَرَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: غَلَاءُ السِّعْرِ يُسِيءُ الْخُلُقَ وَ يُذْهِبُ الْأَمَانَةَ وَ يُضْجِرُ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ.
🔗کافی، ج5، ص162 و 164
@Hadith1398
📝علت مخالفت حضرت رضا با شیوه حکمرانی مامون خلیفه عباسی
🔹 نقل شده که هرگاه حضرت رضا عليه السلام خلوت مىكرد تمامى كارگزاران و خدمتكاران خويش را از صغير و كبير گرد خود جمع ميكرد و براى آنان سخن ميگفت و با آنان گفتگو مينمود و انس ميگرفت و هم صحبت مىشد، و روش آن حضرت در هنگام صرف غذا اين بود كه همه را سر يك سفره ميخواند، و همه را حتى تيمارگر اسب و حجامت كُن را سر سفره حاضر ميساخت.
🔹ياسر خادم میگويد: روزى ما با حضرت بوديم كه ناگهان صداى قفل درى كه از قصر مأمون به منزل حضرت باز ميشد شنيديم و امام فرمود: برخيزيد و متفرق شويد. ما برخاستيم و مأمون با نامهاى بلند كه در دست داشت وارد شد. حضرت خواست برخيزد و احترام كند، مأمون قسم داد كه شما را به حق پيغمبر صلى الله عليه و آله بلند نشوید. آنگاه آمد و روى حضرت را بوسيد و در مقابلش روى تشك نشست، و نامه را خواند و در آن خبر فتح پارهاى از قريههاى كابل بود و نوشته بود كه ما قلعه فلان را فتح کردیم و چنان و چنين کردیم.
🔹وقتی مامون از خواندن نامه فارغ شد، حضرت به او فرمود: آيا فتح قريهاى از قريههاى اهل شرك تو را خشنود مىكند؟ مأمون گفت: آيا در اين فتح، سرور و خوشحالى نيست؟ امام فرمود: اى امير از خدا بترس و احوال امت محمد صلى الله عليه و آله و مأموريتى را كه خدا به تو داده، مراعات کن. سرزمينهایى را كه بر آنها حكومت دارى، ضايع گذاشتهاى و به امورشان رسيدگى نميكنى و آن را به عهده ديگران محول كردهاى، و آنان به خلاف آنچه خدا فرموده، بر اين امت حكومت مىكنند و به كلى از مدينه دار الهجرة غافل شدهاى كه آن مهبط و محل ريزش رحمت و نزول وحى است و اولاد مهاجر و انصار در آنجا مظلوم واقع شدهاند و به آنان مرتب ظلم و ستم مىشود و دادرسى ندارند و كسانى كه بر آنان مسلط ميباشند ملاحظه و رعايت هيچ گونه پيمان و عهدى نه با خدا و نه با خلق نميكنند.
🔹 روزگارى بر مردم مظلوم آنجا ميگذرد كه كاملا در مشقت و بدبختى زندگی میکنند و از نفقه و مخارج خود عاجزند، و كسى را پیدا نمیکنند كه از حالشان نزد او شكايت كنند، و دست آنان به تو هم نمىرسد. اى امير از خدا بترس و به امور مسلمانان رسيدگى کن و نظرى به خانه نبوت و مركز مهاجرين و انصار بينداز. آيا نميدانى كه والى و سرپرست مسلمين حكمش حكم عمود خيمه است که هر كس بخواهد میتواند آن را بگيرد؟!
🔸حدثنا حمزة بن محمد بن أحمد بن جعفر بن محمد بن زيد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب بقم في رجب سنة تسع و ثلاثين و ثلاثمائة قال أخبرني علي بن إبراهيم بن هاشم فيما كتب إلي سنة سبع و ثلاثمائة قال حدثني ياسر الخادم قال: كان الرضا ع إذا كان خلا جمع حشمه كلهم عنده الصغير و الكبير فيحدثهم و يأنس بهم و يؤنسهم و كان ع إذا جلس على المائدة لا يدع صغيرا و لا كبيرا حتى السائس و الحجام إلا أقعده معه على مائدته قال ياسر الخادم فبينا نحن عنده يوما إذ سمعنا وقع القفل الذي كان على باب المأمون إلى دار أبي الحسن ع فقال لنا الرضا ع قوموا تفرقوا فقمنا عنه فجاء المأمون و معه كتاب طويل فأراد الرضا ع أن يقوم فأقسم عليه المأمون بحق رسول الله ص ألا يقوم إليه ثم جاء حتى انكب على أبي الحسن ع و قبل وجهه و قعد بين يديه على وسادة فقرأ ذلك الكتاب عليه فإذا هو فتح لبعض قرى كابل فيه إنا فتحنا قرية كذا و كذا فلما فرغ قال له الرضا ع و سرك فتح قرية من قرى الشرك فقال له المأمون أ و ليس في ذلك سرور فقال يا أمير المؤمنين اتق الله في أمة محمد ص و ما ولاك الله من هذا الأمر و خصك به فإنك قد ضيعت أمور المسلمين و فوضت ذلك إلى غيرك يحكم فيهم بغير حكم الله و قعدت في هذه البلاد و تركت بيت الهجرة و مهبط الوحي و إن المهاجرين و الأنصار يظلمون دونك و لا يرقبون في مؤمن إلا و لا ذمة و يأتي على المظلوم دهر يتعب فيه نفسه و يعجز عن نفقته و لا يجد من يشكو إليه حاله و لا يصل إليك فاتق الله يا أمير المؤمنين في أمور المسلمين و ارجع إلى بيت النبوة و معدن المهاجرين و الأنصار أ ما علمت يا أمير المؤمنين أن والي المسلمين مثل العمود في وسط الفسطاط من أراده أخذه...
🔗 عيون أخبار الرضا عليه السلام ج2 ص 160
@Hadith1398
📝اگر مردم، اهل بیت را درست بشناسند، از ایشان تبعیت خواهند کرد
🔹از حضرت رضا علیه السلام روایت شده که فرمودند: «خدا رحمت کند کسی را که امر ما را زنده کند.» راوی میگوید از ایشان پرسیدم امر شما چگونه زنده میشود؟ فرمودند: «به اینکه علوم ما اهل بیت را یاد بگیرد و آن را به مردم یاد بدهد؛ چرا که اگر مردم به محاسن کلام ما آگاهی پیدا کنند، از ما تبعیت میکنند.»
🔸حدثنا عبد الواحد بن محمد بن عبدوس النيسابوري العطار رضي الله عنه قال حدثنا علي بن محمد بن قتيبة النيسابوري عن حمدان بن سليمان عن عبد السلام بن صالح الهروي قال: سمعت أبا الحسن علي بن موسى الرضا ع يقول رحم الله عبدا أحيا أمرنا فقلت له و كيف يحيي أمركم قال يتعلم علومنا و يعلمها الناس فإن الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا.
🔗عیون اخبار الرضا، ج1، ص307
@Hadith1398
📝چگونه اهل کتاب، عالمانشان را پروردگار خود قرار دادند؟!
🔹از ابو بصیر نقل شده که از حضرت صادق علیه السلام درباره آیه "اتخذوا أحبارهم و رهبانهم أربابا من دون الله" (توبه،31) [یهودیان و مسیحیان علماء و پیشوایان دینی خود را پروردگار خود قرار دادند] پرسیدم، حضرت جواب دادند که به خدا قسم آن عالمان مردم خود را به پرستش خودشان دعوت نکردند و اگر هم این کار را می کردند، مردمشان از آنها قبول نمی کردند، اما آن علماء حرامی را حلال کردند و حلالی را حرام کردند و مردمشان نیز از گفته آنها تبعیت کردند! پس در حالی که متوجه نبودند، آنها را عبادت کردند!
🔸عدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ- اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَالَ أَمَا وَ اللَّهِ مَا دَعَوْهُمْ إِلَى عِبَادَةِ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ دَعَوْهُمْ مَا أَجَابُوهُمْ وَ لَكِنْ أَحَلُّوا لَهُمْ حَرَاماً وَ حَرَّمُوا عَلَيْهِمْ حَلَالًا فَعَبَدُوهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ.
🔗کافی، ج1، ص53
@Hadith1398
📝علت تکبر
🔹از حضرت صادق علیه السلام روایت شده: هیچ کسی تکبر نمیکند مگر به دلیل ذلتی که در درون خودش میبیند.
🔸مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ النَّهْدِيِّ عَنْ يَزِيدَ بْنِ إِسْحَاقَ شَعِرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُنْذِرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا مِنْ أَحَدٍ يَتِيهُ إِلَّا مِنْ ذِلَّةٍ يَجِدُهَا فِي نَفْسِهِ
🔗کافی ج2 ص312
@Hadith1398
📝رفتاری که باعث شد نام حضرت موسی از دیوان نبوت محو نشود!
🔹نقل شده که خداوند متعال به حضرت موسی وحی کرد: «هنگامی که برای عبادت من میآیی با خودت کسی را بیاور که از او برتر باشی.» حضرت موسی انسانهای مختلفی را در نظر گرفت، اما نمیتوانست به خودش اجازه دهد که از آنها برتر است. به همین دلیل تصمیم گرفت یک حیوان را با خود ببرد. سگ بیماری را دید و تصمیم گرفت آن را با خود ببرد اما در راه سگ را هم آزاد کرد تا برود. وقتی برای مناجات با خداوند رفت، خداوند از او پرسید: «پس آنچه به تو امر کردم چه شد؟ چرا کسی که تو از او برتر باشی، همراه تو نیست؟» حضرت موسی گفت: «خدایا چنین کسی را پیدا نکردم.» خداوند به او گفت: «قسم به عزت و جلالم اگر چنین کسی را با خود میآوردی (که فکر میکردی از او برتری) نامت را از دیوان نبوت محو میکردم!»
🔸ما حدثني به بعض أصحابنا أن الله سبحانه أوحى إلى موسى ع إذا جئت للمناجاة فاصحب معك من تكون خيرا منه- فجعل موسى لا يعترض [يعرض] أحدا إلا و هو لا يجسر [يجترئ] أن يقول إني خير منه فنزل عن الناس و شرع في أصناف الحيوانات حتى مر بكلب أجرب فقال أصحب هذا فجعل في عنقه حبلا ثم مر [جر] به فلما كان في بعض الطريق شمر الكلب من الحبل و أرسله فلما جاء إلى مناجاة الرب سبحانه قال يا موسى أين ما أمرتك به قال يا رب لم أجده فقال الله تعالى و عزتي و جلالي لو أتيتني بأحد لمحوتك من ديوان النبوة.
🔗عدة الداعی و نجاح الساعی، ص218
@Hadith1398
📝جزای کسی که خانهای دارد اما آن را برای سکونت به دیگران نمیدهد
👈🏻هشداری متناسب با بحران اجارههای سنگین
🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: کسی که خانهای دارد و مومنی به آن محتاج است، اما خانه را برای سکونت به او نمیدهد، خداوند میگوید: ای ملائکه من! آیا بنده من نسبت به بنده دیگرم برای سکونت در دار دنیا بخیل شده است؟ به عزت و جلالم سوگند که در بهشت من ساکن نخواهد شد!
🔸محَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ كَانَتْ لَهُ دَارٌ فَاحْتَاجَ مُؤْمِنٌ إِلَى سُكْنَاهَا فَمَنَعَهُ إِيَّاهَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَا مَلَائِكَتِي أَ بَخِلَ عَبْدِي عَلَى عَبْدِي بِسُكْنَى الدَّارِ الدُّنْيَا وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا يَسْكُنُ جِنَانِي أَبَداً.
🔗کافی، ج2، ص367
@Hadith1398
📝حقیقت زهد و راه به دست آوردن آن
🔹درباره حقیقت زهد، از حضرت صادق علیه السلام سوال شد، ایشان فرمودند که خداوند زهد را در قرآن تعریف کرده است: «لکیلا تاسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم» [ترجمه آیه بر اساس ترجمه صفوی: این حقیقت را که همه مصائب عالَم در کتابی ثبت شده یادآور شدیم تا بر نعمتهایی که از دست دادهاید اندوه مخورید و از آنچه خداوند به شما ارزانی کرده، شادمان نشوید که خدا هیچ متکبر فخر فروشی را دوست ندارد.] حدثنا محمد بن موسى بن المتوكل قال حدثنا سعد بن عبد الله قال حدثنا القاسم بن محمد الأصبهاني عن سليمان بن داود المنقري عن حفص بن غياث النخعي القاضي قال: قلت للصادق جعفر بن محمد ع ما الزهد في الدنيا فقال قد حد الله عز و جل ذلك في كتابه فقال لكيلا تأسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم. (امالی شیخ صدوق، مجلس90)
🔸ابو عبیده میگوید به حضرت باقر علیه السلام عرض کردم که سخنی به من بیاموزید که همواره از آن استفاده کنم. حضرت باقر فرمود: ای ابا عبیده زیاد یاد مرگ کن. چرا که هیچ انسانی زیاد یاد مرگ نمیکند مگر آنکه در دنیا زاهد میشود؛ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع حَدِّثْنِي بِمَا أَنْتَفِعُ بِهِ فَقَالَ يَا أَبَا عُبَيْدَةَ أَكْثِرْ ذِكْرَ الْمَوْتِ فَإِنَّهُ لَمْ يُكْثِرْ إِنْسَانٌ ذِكْرَ الْمَوْتِ إِلَّا زَهِدَ فِي الدُّنْيَا. (کافی، ج2، ص131)
@Hadith1398
📝لزوم نظارت عمومی بر حاکم و شفافیت در عرصه حکمرانی
🔹از امام علی نقل شده که هنگام پذیرفتن خلافت فرمودند: «من با این لباس و مرکب وارد شهر شما شدم؛ پس اگر من از شهر شما خارج شدم و چیز دیگری غیر از آنها داشتم، بدانید به شما خیانت کردهام!»
الْأَصْبَغُ بْنُ نُبَاتَةَ قَالَ عَلِيٌّ ع دَخَلْتُ بِلَادَكُمْ بِأَشْمَالِي هَذِهِ وَ رَحْلَتِي وَ رَاحِلَتِي هَا هِيَ فَإِنْ أَنَا خَرَجْتُ مِنْ بِلَادِكُمْ بِغَيْرِ مَا دَخَلْتُ فَإِنَّنِي مِنَ الْخَائِنِين. (مناقب ابن شهرآشوب ج2 ص98)
🔸همچنین نقل شده که ایشان فرمودند: «بدانید حقّ شما بر من است که چیزى را از شما جز اسرار جنگ پنهان ندارم.»
أَلَا وَ إِنَّ لَكُمْ عِنْدِي أَنْ لَا أَحْتَجِبَنَّ دُونَكُمْ سِرّاً إِلَّا فِي حَرْب. (امالی طوسی ص217)
@Hadith1398
📝عبادتِ از روی عادت!
🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: فریب نماز و روزه دشمنان ما اهل بیت را نخورید. چه بسا شخصی نماز و روزهاش از روی عادت باشد، به طوری که اگر آن را ترک کند، میترسد! اما آنها را با راستگویی و امانتداری امتحان کنید.
🔸عنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا تَغْتَرُّوا بِصَلَاتِهِمْ وَ لَا بِصِيَامِهِمْ فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَّمَا لَهِجَ بِالصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ حَتَّى لَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ وَ لَكِنِ اخْتَبِرُوهُمْ عِنْدَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ.
🔗کافی، ج2، ص104
🔻علامه مجلسی در توضیح این روایت نوشتهاند: نماز و روزه زیاد، از اموری نیست که با آن صلاح افراد و میزان ترسشان از خداوند را بتوان فهمید. چرا که اینها اعمال ظاهری هستند که به هرحال باید آنها را بجا آورد، یا از روی ترس، یا از روی طمع و یا به دلیل ریاء! مخصوصاً کسانی که خودشان را فردی صالح نشان میدهند، نماز را بدون اخلاص بجا میآورند تا حدی که به آن عادت میکنند و غالباً غرضی برای ترک آن ندارند اما انگیزههای زیادی برای انجام این امور هست، برخلاف راستگویی و امانتداری که از امور مخفی هستند و کمتر به آسانی آشکار میشوند، اما انگیزه برای ترک آن دو زیاد است، بنابراین شایسته است، در موارد لازم، افراد با این دو خصلت آزموده شوند نه اعمال ظاهری. افرادی که متصف به این دو خصلت هستند، غالباً افراد مومن و خدا ترسی هستند. و به واسطه این دو خصلت است که نفس انسان کامل میشود حتی اگر برای خدا بجا آورده نشوند. و همچنین راستگویی باعث میشود که عمل خالصانه برای خدا باشد و از روی ریا نباشد، چرا که ریاء از زشتترین مصادیق دروغگویی است. (مرآة العقول، ج8، ص181)
@Hadith1398
📝امر به معروف و نهی از منکر، باعث مرگ و فقر نمیشود!
🔹از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند: ای مردم! امر به معروف و نهی از منکر کنید، چرا که این دو نه مرگ کسی را نزدیک میکنند و نه رزق کسی را دور میسازند...
🔸حدثني أبي عن بكر بن محمد الأزدي عن أبي عبد الله ع قال سمعته يقول أيها الناس آمروا [اومروا] بالمعروف و انهوا عن المنكر فإن الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر- لم يقربا أجلا و لم يباعدا رزقا...
🔗تفسیر القمی ج2 ص36
@Hadith1398
📝لزوم تواضع علماء نسبت به مردم
🔹حضرت عیسی به حواریون گفت که از شما خواستهای دارم، آن را انجام دهید. حواریون قول دادند که خواسته حضرت عیسی را به جا بیاورند. حضرت عیسی بلند شد و پاهای حواریون را شست. حواریون [خجالت زده شدند و] گفتند که ما باید این کار را انجام میدادیم. مسیح فرمود: سزاوارترين مردم به خدمت نمودن به خلق، عالِم است. و من براى شما اينگونه تواضع كردم كه شما نيز براى مردم بعد از من اينگونه تواضع كنيد. سپس فرمود: به واسطه تواضع است که حکمت آباد مىشود نه به تكبر! همان طور كه در زمينِ نرم، زراعت مىرويد نه در كوه!
🔸قال عيسى ابن مريم ع يا معشر الحواريين لي إليكم حاجة اقضوها لي قالوا قضيت حاجتك يا روح الله فقام فغسل أقدامهم فقالوا كنا نحن أحق بهذا يا روح الله فقال إن أحق الناس بالخدمة العالم إنما تواضعت هكذا لكيما تتواضعوا بعدي في الناس كتواضعي لكم ثم قال عيسى ع بالتواضع تعمر الحكمة لا بالتكبر و كذلك في السهل ينبت الزرع لا في الجبل.
🔗الكافي (ط - الإسلامية) ج1 ص37
💬امام خمینی در شرح این روایت نوشتهاند:
"اين حديث شريف را، خصوص علماء و بزرگان بيشتر بايد مورد نظر قرار دهند، و از علماء باللَّه و رجال دين دستور اخلاقى و دينى اتّخاذ كنند، و شيوه بزرگان را با زيردستان و متعلّمان ياد گيرند، و خود را به اين اخلاق بزرگ الهى موصوف كنند، و تفكّر كنند در اين كه عيسى مسيح شست و شوى پاى حواريِّين را حاجت خود مىدانست و خود را نيازمند به آن مىدانست، و اين غايت تذلُّل و تواضع است. و اين كه فرمود: «سزاوارترين مردم به خدمت نمودن به مردم، علماء هستند» براى آن است كه تواضع ثمره علم باللَّه و علم به نفس است. و اين در علماء بايد حاصل شود. آن عالمى كه به صفت تواضع موصوف نباشد و از مردم چشم داشتِ كُرنش و تواضع داشته باشد، عالِم نيست، و آن انبار مفاهيم رجز شيطانى است. اگر با اين مفاهيم سعادت و سلامت حاصل مى شد، ابليس نيز بايد سعید باشد." (شرح حديث جنود عقل و جهل ص349)
@Hadith1398