بباف دارم را
و روزگارم راسیاه کن
آنگاه
مرا بکش بالا
چنان که خرخره ام
جریحه دار شود*
چه شبا که با خودم جنگیدم
بلکه سرنوشتمو عوض کنم
عشق با من متولد شده بود
نمیشد سرشتمو عوض کنم
کاش مهرت به ولم نمینشست
تا که مبتلای پاییز نشم
عشق من، کاش ندیده بودمت
تا با تنهایی گلاویز نشم...*