تشنهام چای نداری بدهی لیوانی ؟
لرزش ِسینی و چشمان ِتو دیدن دارد .
فقط چون قشنگ بود...
همیشهبهممیگفتمراقبخودتباش ،
ولیایندفعهمنبهشگفتم :
خودممراقبتم ...
زیرنورماهداشتبامندرموردماهحرفمیزد
ولیمنباماهدرمورداونحرفمیزدم :)
تفاوتاینجوریشقشنگه .
مگهنه؟
درضمنشماباشیدمنمحرفمیزنم
بقیهرونیستم ، ممنوناومدید .
+ فهد
.
مثل همیشه زیبا و دلنشین🥲
خواهش میکنم:))
و ممنونم از لطف شما
تک بیت ها شد:
عاشق نشده نظر نده بهر جنون
عاشق بشو تا درک کنی درد جنون را
عاقل چه بداند غمِ دیوانه شدن را
در آتشِ هجرانِ تو افسانه شدن را
عاقل چه بداند دلِ آواره شدن را
یک عمر اسیرِ غمِ یک باره شدن را
عاقل چه بفهمد درد مجنونی من؟
آتشی که زد لیلایم بر دل من
.
عیجان🥲