|هَمّ|
_بابا شما کی بودین که اومدین و مایه بدبختی ما شدین_
همیشه امیر بودم.
سردرگم، دست و پاچلفتی، گیج، درسنخون، پر از اذیت و آزار واسه بقیه، پس زده شده، زندگیِ تویِ خیالات، سربههوا، پرحرف، کمحافظه، خلوچل، راویِ داستانای بقیه و در نهایت تنها!
امیدوارم هرموقع به عزیزاتون تویِ خواب نگاه میکنید که نفس میکشن یا نه
شکمشون بالا پایین شه:)