|هَمّ|
#امیرحسینثابتی #شعر
او بست دورِ گردنم ، غسال بازش کرد
تا روزِ مرگم مُهرِ گردنبندِ من ، M بود..
رخسارِ روشن زیرِ شال و عینکی مشکی
زیباترین مهمانِ من ، روزِ مراسم بود..
Mohsen Chavoshi4_5958375414974907408.mp3
زمان:
حجم:
7.4M
_پس من چرا غرق بودم ، تهران که دریا نداره_
ما ماندهایم و قلبی
متروک و خاک خورده
اطراف ما نیامد
یک شیر پاک خورده
#امیرحسینثابتی
|هَمّ|
یکی از تک بیتی هایِ موردِ علاقم:
کیستم من؟ چه میدانم! نپرس از من نشان
مُرده ای لرزان میانِ اجتماعِ زندگان..
او داشت گورِ تو را میكَند
اما تو نگرانِ خستگی دستش بودى!
بخواب آدم احمق
#داستایفسکی