میخوای بگم امروز چی کشیدی بابا؟ امروز زیپ کاورو تو سرد خونه با دستای لرزون کشیدی تا صورت مامانتو شناسایی کنی ـ
امروز جنازه ی مامانتو تحویل گرفتی و بردی غسالخونه.
بعدش با آمبولانس تا دم خونه اوردیش برای تشییع.
بعدش رفتی قبرستون. خودت کفنشو باز کردی تا یه بار دیگه صورتشو ببینی ـ خودت سنگای لحدو دادی تا بزارن روش.. خودت بیل رو دادی دست داداش و پسرعمه تا خاک بریزن رو مامانت.
بعدش منو بغل کردی و داد زدی گفتی دخترم بابات پیرشد. کمر بابات شکست دخترم. عزادار شدیم بابا. دیگه مامانبزرگت رفت. دیگه مامانبزرگ نداری.
بعدش استخونای پدرتو دیدی. پدری که همیشه آوازه ی قد بلندش همه جا پیچیده بود.
و حالا بعد سی سال تو روز تشییع مامانت چند تا استخون پوسیده دیدی که متعلق به پدرت بود.
روزای اخر مامانبزرگ تا تکون میخورد تو بالش زیر سرشو درست میکردی تا گردنش اذیت نشه. الان چه میکنی که بالش زیر سرش یه مشت سنگ و خاکه؟
تو امشب روحت مرد بابا.... من بمیرم برات بابا😭😭💔
#یادگاری
اما ممنون که واقعن روحمو بغل کردی..
بازم بوی آغوش گرمت داره به مشامه روحم میرسه ـ
از تو فقط یه سری خاطرات برام موند.
ولی ممنون که بغلم کردی🖤✨
هدایت شده از محبوبـےحُـسین؏¹²⁸❤
#بیوگرافی
اینقدر نگران نباش.
یک وقتهایی همه چیز از هم میپاشه، تا سر جای درستش قرار بگیره.
https://eitaa.com/Mazhabe24azm
به نظرتون این مصیبت ساده میاد، اما هیچکدومتون نفهمیدید من چی کشیدم..
هیچکدومتون نمیتونین درک کنین من چه صحنه هایی رو تحمل کردم.
اون لحظه گفتم و خندیدم، ولی تا رسیدم خونه عکسشو بغل کردم و بلند بلند. گریه کردم:)