📉📌📌تدریس فصل دهم علوم
🔍
برخی از انواع میکروسکوپ:
1) نوری {مرکب و بازتابی}
2) الکترونی
3) کاوشگر
1️⃣🔹میکروسکوپ نوری عبوری (مرکب):
این نوع میکروسکوپ ها به صورت یک چشمی یا دوچشمی وجود دارند و تصویر این میکروسکوپ ها معکوس است در استفاده از این نوع میکروسکوپ نمونه باید نازک یا برش خورده باشد تا نور از آن عبور کند.
کندانسور:متمرکز کننده نور
دیافراگم:تنظیم کننده شدت نور
همه میکروسکوپ ها دارای عدسی های شیئی و چشمی هستند.
🔴عدسی شیئی: نزدیک به نمونه است و بر روی صفحه چرخان قرار دارد و معمولا 4 عدد است.
🔵عدسی چشمی: معمولا بزرگنمایی ان ×10 است.
1️⃣🔸میکروسکوپ نوری بازتابی یا تشریحی:
تصویری مستقیم ولی بزرگنمایی کم دارد و نمونه بدون برش و به طور کامل و بدون عبور نور در میکروسکوپ قرار داده میشود.
2️⃣میکروسکوپ الکترونی:
نوعی میکروسکوپ مرکب است با این تفاوت که به جای نور از ذره های الکترون استفاده میشود.
✳️مزیت میکروسکوپ الکترونی نسبت به نوری:
قدرت تفکیک بالاتر
✳️معایب میکروسکوپ الکترونی:
عدم توانایی مشاهده سلول زنده
هزینه بالای نگهداری آن
https://eitaa.com/Hamgam6
3️⃣میکروسکوپ کاوشگر:
از آن جایی که نمونه در اثر پرتو های الکترونی زنده نمی ماند در علوم زیست شناسی از این میکروسکوپ استفاده میشود که نیاز به آماده سازی ندارد.👇👇👇👇
#تفاوت_سلولهای_گیاهی_جانوری_وجانداران_ساده
#درس_دهم_علوم_ششم
------------------------
همگام 6
🌷 بیاد_شهدا🌷 #قسمت_اول (۲ / ۱) #معتادی_که_از_شهید_آوینی_پول_میگرفت! 🌷من در روایت فتح رفیقی داشتم ک
🌷بیاد_شهدا_🌷
#قسمت_دوم (۲ / ۲)
#معتادی_که_از_شهید_آوینی_پول_میگرفت!
🌷....هرچند وقت یکبار میرفت پیش آوینی. يکبار خیلی طولانی مدت پشت در اتاق جلسات نشسته بوده که آوینی از اتاق بیرون میآید تا به اتاق بغلی برود میبیند این بنده خدا هم نشسته منتظر. کلی ازش عذرخواهی میکند و میگويد «ببین دفعه بعد اومدی دیدی من تو جلسم یه یادداشت بده با (فلان) کد رمزی که من بفهمم شمایی و سریع بیام کارت رو راه بندازم. من عذر میخوام که معطل شدی.» طرف میگفت همینطور میرفتم پیش آوینی بدون اینکه ازم بخواهد که تو کی هستی و یا حتی ذرهای نصیحتم بکند، از این حرفها اصلاً نبود.
🌷حتی در این مدت اصلاً و ابداً یکبار هم با من چک نکرد که «فارسی این بنده خدا کیه میاد از من پول میگیره؟» وظیفه خودش میدانست انگار طلبکاری آمده پیشش و طلبش را میخواهد. رفیق ما میگفت آوینی با کلی عذرخواهی طلبم را یواشکی میداد و من هم میرفتم. يکبار که رفتم پولی در جیب نداشت و کلی عذرخواهی کرد. در خیابان سمیه (خیابانی که دفتر حوزه هنری، محل کار آوینی در آن واقع بود.) بانکی قرار داشت. از در سوره پایین آمدیم و رفتیم بانک. آوینی دفترچه بانکیاش را گذاشت روی پیشخوان بانک. من هم داشتم نگاه میکردم. باجهدار نگاهی کرد و به آوینی گفت:...
🌷گفت: «میخوای دفترچه رو ببندی؟» آوینی گفت: «چطور؟» – چون دوهزار تومن بیشتر توش نیست. – آره آره میخوام ببندم. حساب را بست و به من گفت: «خدارو شکر روزی امروزمون هم رسید. هزارش برای من و هزارش هم برای تو.» از در بانک که بیرون آمدم تا در خانه گریه کردم که «خاک بر سرت اگر اون آدمه، پس تو چی هستی؟» خودم خودم را سرزنش میکردم. آمدم خانه و افتادم به دست و پای مادرم. همان زمان ۳ تا بچه هم داشتم. به مادرم گفتم: «دست و پای من رو با چادرت ببند به تخت....» و برای همیشه ترک کرد. هرگز هم سراغ آوینی نرفت تا وقتی فهمید آوینی شهید شده است.
🌹خاطره اى به ياد سيد اهل قلم شهید سيد مرتضى آوینی
#راوی: آقای محمدعلی فارسی از همکاران شهید آوینی
منبع: سایت خبرآنلاین
https://eitaa.com/hamgam6
❌️❌️ .... ما چی هستیم؟!!