🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸
. . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹ . . .
﴿ماشین حامی﴾
حامی:از اون محموله بندر چخبر؟همه چی طبق نق.شه پیش رفته؟.
آرمین:آره بارارو جا..ساز کردیم توی کانتینرای شرکت صوری فعلا کسی از ماجرا بویی نبرده.
حامی:آرمین بزن بغل.
آرمین:چرا.
حامی:اونا رو ببین اون دختررو گرفتن میخوان بزننش.
آرمین:به ما چه!ولشون کن بابا یهو پلیس از آب در میان.
حامی:آرمین بیا پایین اینا دلشون کت..ک میخاد.
حامی درو باز میکنه و پیاده میشه،با قدم های خونسردش میره طرف اونا.
حامی:ولش کنین.
غریبه:شما کی باشی؟!برو پی کارت بچه.
غریبه²:فک کردی چون اینطوری لباس پوشیدی ازت میترسیم؟😂گ.م شو برو پی کارت بابا.
آرمین:عو...ضیا ولش کنین.
پسره خواست بره سمت حامی که حامی با یه مشت کوبید تو صورتش.
پسر دوم خواست حامیو بزنه که آرمین از بغل گرفتتش و با آرنجش کوبید تو شکمش.
حامی:بهتون گفته بودم ولش کنین.
پسر اول بلند شد تا حامیو با مشت بزنه که حامی جا خالی داد و با یه ضربه محکم زد تو فکش.
آرمین هم همون لحظه یکی دیگرو کشید جلو و زد به دیوار.
غریبه²:غل..ط کردیم...ولمون کنین..
حامی خم شد و یقشو گرفت و کشیدش بالا.
حامی:الان یادت افتاده غل...ط کردی؟
بعد با مشت کوبید تو شکمش.
حامی برگشت سمت دختره و آروم زانو زد کنارش،به صورتش خیره شد،دختره بیهوش شده بود.
حامی:دختر خانوم صدامو میشنوی؟.
دختر هیچ واکنشی نشون نداد،حامی خیلی آروم بغلش کرد و بردش سمت ماشین.
آرمین:زود باش دیگه حامی فک کردی با این سر و صدایی که راه انداختی پلیس پیداش نمیشه؟.
حامی دختررو گذاشت تو ماشین.
حامی:بریم بیمارستان.
آرمین:میخوای خودتو درگیر این دختره بکنی که چی؟
حامی:زود باش
ادآمه دآرد.
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸 . . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹ . . . ﴿ماشین حامی﴾ حامی:از اون محموله
ماشالا یه پارت جنجالییی😂