🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸
. . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ³⁵ . . .
« خونه آهو »
(( آهو در خونه رو باز میکنه ، کفشاشو درمیاره و میره داخل ، وارد سالن که میشه یهو با دانیال و مامانش روبه رو میشه ...))
دانیال : سلام
خاله : سلاممم ،اهو خانم ، خوبی ؟« با لحن نیشدار »
(( نویسنده: کاش حامی الان اینجا بود اینارو یه دست کتک میزد 😂))
(( آهو به هیچکدوم جواب نمیده و میره سمت اتاقش ، دانیال میره دنبالش ))
دانیال : عههه آهو ؟ سلام کردمااا !
آهو : لابد دلم نخواست جوابتو بده
+ دلم نخواست یعنی چی آهو ؟
-یعنی دوست ندارم جوابتو بدم، یعنی میلی به حرف زدن با جنابعالی ندارم.
(( مامان دانیال از روی مبل بلند میشه و پشت پسرش وایمیسه ))
خاله : آهو جان ،این حرفا یعنی چی ؟ ها ؟ ما تاحالا چه هیزم تری به تو فروختیم که با ما اینطوری رفتار میکنی ؟
آهو : خاله جان ، شما هیچ هیزم تری به من نفروختین .
+ پس مشکلت چیه ؟
- مشکلم ؟ میخواین بدونین ؟ مشکل من این پسر شماس
+ پسر من مشکلته ؟
-بله ، پسر شما کلا واسه من مشکله ، ببین خاله ، پسر شما تاحالا چند بار به بنده گفته که به من علاقه داره و قصدش ازدواجه و منم با نهایت ادب ردش کردم ، حالا به هر دلیلی …
ولی این آقا پسر شما نمیخواد از رو بره
ماشاالاااا رو که چه عرض کنم سنگ پای قزوینه و الآنم من تنها چیزی که از شما میخوام ، تنها درخواستم اینه که جلو پسرتو بگیری ، چون من به ایشون نه علاقه ای دارم ،نه دلم میخواد باهاشون ازدواج کنم
+ آهو ،حرف آخرت همینه ؟
- من همیشه حرف آخرم همین بوده …
(( خاله دست دانیالو میگیره .))
+ بیا دانیال ، بیا بریم ، چقدر بهت گفتم بیخودی خودتو خوار و زار این دختر نکن ، چقدر گفتم این دختر تورو نمیخواد ،دست از سرش بردار ، حتما باید اینجوری تو روت وایمیساد ؟
(( خاله میره سمت مبل ،کیفشو بر میداره و روسریشو سرش میکنه ، در همین حال مامان آهو هم سعی میکنه نگهش داره ، دانیال صورتشو بر میگردونه سمت آهو ...))
دانیال: آهو اینجوری خردم نکن ، من بدون تو نمیتونم …
آهو : برو دانیال ، من حرفام عوض نمیشه ، من و تو از هیچ نظر به هم نمیخوریم .
(( آهو در رو روی دانیال میبنده ، دانیال چند دقیقه پشت در اتاق آهو وایمیسه و بعد به همراه مامانش از اونجا میره …))
ادآمه دآرد.
نظر بدین قشنگا ✨
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_66s708r&btn=Hokm.marg.🖤🩸
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸 . . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ³⁵ . . . « خونه آهو » (( آهو در خونه رو
بحبح
آهو خانوم خوب جواب دادی🦦
تو که دیروز پارت نزاشتی حد اقل الان یه پارت بده شب هم دوباره یکی دیگه بده
راستی پارت هم قشنگ بود البته تا الان معلوم نیست که یزید بازی تو میخواد چیکار کنه😂😂
🖤🩸
الی : چشمم
ببین میخوام یزید بازی کنم در حد بنززز😂
خیلی پارت خفن بود فقط کاشکی حامی ام بود میزد این دانیال رو پا. ره میکرد من راحت بود ولی بیچاره آهو اون موقع به لطف حامی دوتا دانیال دنبالش بود
🖤🩸
الی : چی بگم 😂
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
الی آخرش چی میشه ؟ 🖤🩸 الی : تاسیان میشه ....
https://eitaa.com/Hamim16/4145
نه تاسیان نوموخامممم 🥺🫣
🖤🩸
الی : دیگه ...
مثل اینکه واقعا کتک میخوای و کتک دوست داری
تو راهم دارم میام
آماده باش برای نبر😂😂
🖤🩸
الی : یا امام صادق 😂😂