مثلا شب عقدشون حامی بیاد همه چیو بهم بزنه و دست آهو و بگیره و ببره
و آهو و حامی فرار کنن
🖤🩸
الی : وااییی ذوققق 🥺
قشنگه ✨
یا مثلا آهو و مجبور میشه که با دانیال عقد کنن و حامی میفهمه و با دانیال مبارزه میکنه
و حامی برنده میشه و انتقام نازنینم میگیره بعد بکشش و حامی به مادر دنبالم میگه که این نازنین و کشته
این یا اونی که گفتم؟
🖤🩸
الی : همه شون قشنگه ✨🫂
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
خدا رحم کنهه
به جون مامانم اگع خرابش کنی میام از پ.ا.ر.ت میگم تا اصفهون از یزد پیاده میاماااا
اوکی به قول هشمت فردوس=افتاد
اگع نیوفتاد بگو بیام بندازم
🖤🩸
الی : چشم
خدایایااا مرا در به پایان رساندن این رمان یاری بگرداننننن الهی آمین 😂