این پسره ی لاشی و ریپش کن پسره ی سگ خودش مثل عنی هسته بعد تان به حامیم فحش میده سگ
🖤🩸
الی : راست میگه
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
اینارو نیگااا دادم هوش مصنوعی از حامیم درست کرد 🥺
چه جیگره پسرممم😭🎀
🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸
. . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ⁴⁸. . .
((حامی کلاه کاسکتی که همراه خودش برای آهو آورده بود را روی سر آهو میگذارد و آهو پشت حامی سوار میشود .))
((نویسنده: کیف آهو بینشونه ، فکر بد نکنین 😂 ))
آهو : فقط یه لحظه صبر کن من یه پیام به دوستم بدم که نیاد دنبالم
حامی : باشه .
((آهو به بهار پیام میدهد که حامی او را میآورد و گوشی را خاموش میکند ))
آهو : خببب ، حالا میتونیم بریم !
حامی : باشه فقط از سرعت که نمیترسی ؟
+ اتفاقا عاشقششممم ، اصن با موتور باید سریع رفت !
- آفرین ، خوشم اومد ، پس سفت بچسب !
(( همه موتور را روشن میکند و راه میافتد ر بار که حامی سرعت موتور را زیاد میکرد آهو عسل ذوق جیغ میکشید و قند در دل حامی آب میشد
وقتی پشت چراغ قرمز ایستادند …))
حامی : آهوووو ؟
آهو : بلهههه ؟
+ خوش میگذره ؟
- خیلیییییی 🥺 !
+ خوبه پس ! سریع تر بریممم ؟
- اررههههه !
+ باشه ، سفت بچسب!
((چراغ سبز میشود ، ناگهان حامی طوری گاز میدهد که آهو مجبور میشود یکی از دستانش را دور حامی حلقه کند و جیغ کوچکی میکشد ، حامی سرعت را کم میکند و با تعجب به دست آهو که دورش حلقه شده نگاه میکند آهو خجالت زده دستش را باز میکند …))
حامی : چیشد پس ؟
آهو : هیچی ! خیلی سریع رفتی ، مجبور شدم …
+ اشکال نداره !
((همین که متوجه خجالت آهو شده دیگر سرعت موتور را بالا نمیبرد .
ساعت ۶:۵۵ به کافه میرسند ، آهو پیاده میشود کلاه کاسکت را برمیدارد و به همین میدهد ، وقتی حامی به صورت آهو نگاه میکند خندهاش میگیرد . ))
آهو : چیه ؟
حامی : هیچی 😂
+ پس چرا میخندی ؟
- موهات سیخ سیخی شده 😂
(( از کیفش در میآورد در آینه به خودش نگاه میکند وقتی قیافه خودش را میبیند خندهاش میگیرد ! ))
+ واییی 😅 چرا من این شکلی شدم !
(( با دست موهایش را صاف میکند ))
حامی : طوری نی ! بخاطر کلاه کاسکته ، موهای منم همینطوری میشه !
آهو : اهااا ،خب ، مرسی ! خیلی خوب بودددد !
+ خواهش میکنم از این به بعد با همین میام دنبالت !
راستیها خوب از این شبا وقت داری با هم بریم بیرون ؟
- نمیدونم…
بستگی به کارای کافه داره ولی خب هر وقت تونستم بهت میگم !
+ باشه !
- فقط یچیزی …
+ جانم ؟
- باید قول بدی به منم موتور سواری یاد بدی !
+ و.واقعا !؟
- ارهههه ، اگه یاد ندی قهر میکنم !
+ باشه ، باشه ! قبوله !
- یعنی قول میدی ؟ 🥺
+ آ.آره قول میدم 😊
- خوبه ! کاری نداری ؟ برم دیگه …
+ باشه ، برو مواظب خودت باش !
- توام همینطور ☺️ ، خدافظ
((همین موتور را روشن میکند و میرود در راه به این فکر میکند که این دفعه واقعاً میتواند به قولی که داده عمل کند یا نه …))
ادآمه دآرد.