eitaa logo
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
356 دنبال‌کننده
205 عکس
76 ویدیو
1 فایل
رمآن حکمـ مرگ🩸 به قلمـ الی🔗 آغآز رمآن : ۱۴۰۵.۲.۳۰ رمآنی از جنس عشق و مآفیآ♟️ مالک: @Faty_021_12 کد نویسندگیمون : 103
مشاهده در ایتا
دانلود
الیییییییییییییییی میپارتی یا بپارتونمت 🖤🩸 الی : دارم تایپش میکنم عزیزم
این پسره ی لاشی و ریپش کن پسره ی سگ خودش مثل عنی هسته بعد تان به حامیم فحش میده سگ 🖤🩸 الی : راست میگه
حقش بوده !
ببخشید کم بودم ! حالم اوکی نبود …
اینارو نیگااا دادم هوش مصنوعی از حامیم درست کرد 🥺
🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸 . . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ⁴⁸. . . ((حامی کلاه کاسکتی که همراه خودش برای آهو آورده بود را روی سر آهو می‌گذارد و آهو پشت حامی سوار می‌شود .)) ((نویسنده: کیف آهو بینشونه ، فکر بد نکنین 😂 )) آهو : فقط یه لحظه صبر کن من یه پیام به دوستم بدم که نیاد دنبالم حامی : باشه . ((آهو به بهار پیام می‌دهد که حامی او را می‌آورد و گوشی را خاموش میکند )) آهو : خببب ، حالا میتونیم بریم ! حامی : باشه فقط از سرعت که نمی‌ترسی ؟ + اتفاقا عاشقششممم ، اصن با موتور باید سریع رفت ! - آفرین ، خوشم اومد ، پس سفت بچسب ! (( همه موتور را روشن می‌کند و راه می‌افتد ر بار که حامی سرعت موتور را زیاد می‌کرد آهو عسل ذوق جیغ می‌کشید و قند در دل حامی آب می‌شد وقتی پشت چراغ قرمز ایستادند …)) حامی : آهوووو ؟ آهو : بلهههه ؟ + خوش میگذره ؟ - خیلیییییی 🥺 ! + خوبه پس ! سریع تر بریممم ؟ - اررههههه ! + باشه ، سفت بچسب! ((چراغ سبز می‌شود ، ناگهان حامی طوری گاز می‌دهد که آهو مجبور می‌شود یکی از دستانش را دور حامی حلقه کند و جیغ کوچکی می‌کشد ، حامی سرعت را کم می‌کند و با تعجب به دست آهو که دورش حلقه شده نگاه می‌کند آهو خجالت زده دستش را باز می‌کند …)) حامی : چیشد پس ؟ آهو : هیچی ! خیلی سریع رفتی ، مجبور شدم … + اشکال نداره ! ((همین که متوجه خجالت آهو شده دیگر سرعت موتور را بالا نمی‌برد . ساعت ۶:۵۵ به کافه می‌رسند ، آهو پیاده می‌شود کلاه کاسکت را برمی‌دارد و به همین می‌دهد ، وقتی حامی به صورت آهو نگاه می‌کند خنده‌اش می‌گیرد . )) آهو : چیه ؟ حامی : هیچی 😂 + پس چرا میخندی ؟ - موهات سیخ سیخی شده 😂 (( از کیفش در می‌آورد در آینه به خودش نگاه می‌کند وقتی قیافه خودش را می‌بیند خنده‌اش می‌گیرد ! )) + واییی 😅 چرا من این شکلی شدم ! ((‌ با دست موهایش را صاف می‌کند )) حامی : طوری نی ! بخاطر کلاه کاسکته ، موهای منم همینطوری میشه ! آهو : اهااا ،خب ، مرسی ! خیلی خوب بودددد ! + خواهش می‌کنم از این به بعد با همین میام دنبالت ! راستی‌ها خوب از این شبا وقت داری با هم بریم بیرون ؟ - نمی‌دونم… بستگی به کارای کافه داره ولی خب هر وقت تونستم بهت میگم ! + باشه ! - فقط یچیزی … + جانم ؟ - باید قول بدی به منم موتور سواری یاد بدی ! + و.واقعا !؟ - ارهههه ، اگه یاد ندی قهر میکنم ! + باشه ، باشه ! قبوله ! - یعنی قول میدی ؟ 🥺 + آ.آره قول میدم 😊 - خوبه ! کاری نداری ؟ برم دیگه … + باشه ، برو مواظب خودت باش ! - توام همینطور ☺️ ، خدافظ ((همین موتور را روشن می‌کند و می‌رود در راه به این فکر می‌کند که این دفعه واقعاً می‌تواند به قولی که داده عمل کند یا نه …)) ادآمه دآرد.