https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_10v4l1q&btn=🤍🖤
خوشگلام بیاین ناشناس یکم بحرفیم🥲
🖤…「𝒅𝒂𝒓 𝒂𝒈𝒉𝒐𝒔𝒉 𝒆𝒔𝒉𝒈𝒉」…🤍
🤍…𝒑𝒂𝒓𝒕:47…🖤
حامی:گندمو گذاشتم رو تخت اینقد خسته بود بچم خوابش برده بود😂
گوشی حامی زنگ خورد
حامی:الو
سوگند:سلام حامی پیداش کردیی؟!
حامی:آره پیداش کردم نگران نباشین حالش خوبه الانم خوابیده
سوگند:خب خداروشکر...ببینم چیشده بود تو مراسم؟؟
حامی:یه قضیه ای پیش اومده بود که تموم شد الان دیگه دوباره دلشو به دست آوردم😌😂به مامان و بابات بگو خیالشون راحت باشه حال دخترشون خوبه
سوگند:اوکی باشه ممنون فعلا
حامی:خدافظ
[صبح]
[ویلا]
گندم:حامی..حامی..حامی..حامییییی بلند شوووو میخوای بازم آب بریزم روت؟؟
حامی:اوکی بلند شدیم بابا😴
گندم:زود باش
باید برم از رها عذرخواهی کنم
حامی:چیی؟؟
گندم:کری؟😐میگم باید برم از رها عذرخواهی کنم
حامی:گندم خوبی؟؟دیروز سر رها کم مونده بود رابطمون به هم بخوره بعد الان میخوای بری ازش عذرخواهی کنی؟
گندم:حالم بد بود خب عصبانی شدم تو هم نباید اونطوری یهویی بهم میگفتی😒
حامی:عشقم فک کنم تو فقط به خواب نیاز داشتی😐
گندم:زود بلند شو بیا صبونتو بخور بریم
حامی:اوکی
[طبقه پایین]
حامی:آشتیی؟
گندم:بگیر صبونتو کوف.ت کن
حامی:پس قهر نیستی؟!
گندم:هوفف...
[ماشین حامی]
حامی:خب حالا مگه میدونی رها کجاست
گندم:بزا زنگ بزنم بش
«مخاطب در دسترس نمیباشد»
اهههههه جواب نمیدهه
حامی:وا
گندم:بزا از سوگند بپرسم ببینم
زنگ زدم به سوگند
سوگند:الو سلام خواهریی
گندم:سلام چطوری
سوگند:مرسی تو بهتری!؟دیروز چت شده بود
گندم:درباره اون بعدا حرف میزنیم الان یه کار دیگه باهات دارم
سوگند:جونم
گندم:از رها خبر داری؟جواب تلفوناشو نمیده
سوگند:رها؟رها که نیم ساعت دیگه پرواز داره خارج کشور
گندم:چیی؟؟خب...باشه مرسی خدافظ
حامی برو فرودگاه زود باش
حامی:چرا؟
گندم:رها پرواز داره داره میره
[فرودگاه]
گندم:وایی خدا الان بین این همه آدم از کجا پیداش کنم😑
حامی:از اونجا اوناهاش🙄
گندم:کو...عه رهاااااااا
رها:گندم؟!
گندم:چرا اینقد زود داری میری تو دختر
رها:عامم خب پرواز داشتم...
گندم:رها اومدم ازت عذرخواهی کنم
رها:چی؟از من؟!
گندم:آره دیروز عصبی بودم باهات بد صحبت کردم میدونم ناراحت شدی!
رها:داری جدی میگی؟؟
گندم:آره منو میبخشی؟؟
رها:تو باید منو ببخشی فدات شم🥺
گندم🫂🫂
رها:🫂🫂
خب من دیگه برم دارن صدا میکنن
گندم:برو فدات شم برا عروسی که میای؟!
رها:آره دورت بگردم
گندم:باشه عزیزم برو خدا به همرات
رها:خدافس...
[ماشین حامی]
تلفن گندم زنگ خورد
گندم:الو سلام دورت بگردم
باران:سلام جیگر کجایی
گندم:داریم میایم شرکت با حامی
باران:میگم دیروز اتفاقی افتاده بود زود رفتین؟!
گندم:عامم باید بیام شرکت بهت بگم
باران:اوکی پس بیا
گندم:چشم خدافظ
حامی:کی بود
گندم:عمم😃
حامی:😑😑
[شرکت]
حامی:عشقم من میرم یکم به کارای پروژه برسم یکم
گندم:باشه برو
[دفتر گندم]
باران:سلام اومدی
گندم:سلام آره چخبر
باران:خب چه خبر
گندم:هیچی والا
باران:دیروز چیشد
گندم:خب....
ادامه⃢ دارد...🤍🖤
بیوو چکککک شهههههههههه. ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
🖤…「𝒅𝒂𝒓 𝒂𝒈𝒉𝒐𝒔𝒉 𝒆𝒔𝒉𝒈𝒉」…🤍 🤍…𝒑𝒂𝒓𝒕:47…🖤 حامی:گندمو گذاشتم رو تخت اینقد خسته بود بچم خوابش برده بود😂 گوشی
اخی لا لا کرد
گندم بی اعصاب می شود😑
رها بای بای👋🏻
چرا میگی بهشوننن
میخوای زندگیت خراب شه
بیوو چکککک شهههههههههه. ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
پروفمونعوضشدگمموننکنید!😉