eitaa logo
'𝐋𝐢𝐥𝐢𝐞𝐬 𝐦𝐨𝐨𝐧'
337 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
281 ویدیو
6 فایل
به نآم زلفانش💙 . . ) شروع ما ¿از اولین روز موزیک مثلا سال هزار سیصد و نود و نه! Me? @NixlNixl ᝯׁσσ∂: . ֗𝟹𝟹𝟼⭑ ⏝࣭֯︶‌‌˳ ೀ⏝֯‌︶‌ 𓈒ㅤׂ  .   ೀ  𝂅 
مشاهده در ایتا
دانلود
همسایه‌اگه‌فور‌هام‌پیشتر‌از‌۳تا‌شد‌ببخشید یدونه‌بیشتر‌زدم‌فکر‌کنم.
@Cheshmehaysh بچه ها اگه چنلم پایان زدم بیاین چنل دیلیم 👀💗 همسایه ها عضو بشید بهم بگین اد کنم فور حساب نشه مالک دید پاک بشه ❌
سلام همسایه ها ❤️‍🩹🙃 این چند روز من نیستم و تو مسافرتم،اگه میشه لطفا فور ندید و هوای چنل منم داشته باشید🥲 اینجا نت خیلی ضعیفه و اصلا درست حسابی نت نداریم. بخاطر همین نه میتونم آنلاین باشم نه میتونم فعالیتی بکنم. خوشبختانه چنلمون مالک دوم داره و داره خیلی بهم کمک میکنه. خواستم بگم اگه میشه این دوسه روز مراعات کنید و چیزی فور ندید و اگه حامی استوری جدید گذاشت و یا از کلیپی که داخل چنلتون گذاشتین،خوشتون اومد ، میتونید فور بدید ⭐🥹 مرسی که درک میکنید🫂 دوستون دارم خیلی زیاد🤍✨🔮 از طرف چنل کافه حامیم🎻☕ (همسایه لطفا فور حساب نشه، اطلاع رسانیه🙃) اگه بد موقع بود ، اخطار نده بیزحمت بخدا من قصدم از این پیام فقط اطلاع رسانی به همسایه هام بود🫂💞
https://eitaa.com/joinchat/967575282C1a6306f873 🌻یک کانال دلی برای تمام کسایی که طرفدار حامیم هستند✨ 🌻 هرکس اینجا عضو بشه ادمین میشه و می‌تونه لینک کانال ایتا و اگر اینستا داره لینک کانال اینستاشو بذاره و بچه‌ها حمایت کنند 🌻 و می‌تونیم گپ خیلی صمیمانه‌ای بزنیم 🙂‍↔️ (اگر بد موقع بود شرمنده چنلو چک نکردم )
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
ادیتم:) اصکی؟؟اصلااا ୨୧ ───────── ୨୧ 𝐇𝐀𝐌𝐈𝐌 🎧 𝐌𝐲 𝐟𝐚𝐯𝐨𝐫𝐢𝐭𝐞 𝐯𝐨𝐢𝐜𝐞, 𝐦𝐲 𝐟𝐚𝐯𝐨𝐫𝐢𝐭𝐞 𝐯𝐢𝐛𝐞 ✨ ♡ 𝐈 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐇𝐚𝐦𝐢𝐦 ♡ 𓂃 @ihamimm_hamy 𓂃 ✦ 𝐃𝐨𝐧’𝐭 𝐂𝐨𝐩𝐲 ✦ ୨୧ ───────── ୨୧
📍کُــلی ایـده برای دیــزاین اتاقتــون با تــم حآمیــم هستــ که به این صــورت براتــون به همــراه آموزشــ میــزارمــ👀🔥 🥂ایــده اول ؛ آمــار 145 (ستاره‌های‌حآمیــمی)✨️⛓️گذاشته شدد 🥂ایــده دومــ ؛ آمــار 150 (مجــسمه‌‌با‌تم‌موزیک‌و حآمیم)✨️⛓️گذاشته شدد 🥂ایــده ســوم ؛ آمــار 155 (نــت‌)✨️⛓️گذاشته شدد 🥂ایــده چهــارم ؛ آمــار 160 (پوسترحآمیمی)✨️⛓️گذاشته شدد 🥂ایــده پنجمــ ؛ آمــار 165 (آرم)✨️⛓️گذاشته شدد 🥂ایــده ششــم ؛ آمــار 170 (گــرامافون)✨️⛓️گذاشته شدد [این‌لیست‌بروز‌میشود<ایده‌های‌جدید‌به‌ذهنم‌میرسه😂>] ❗️تا الان همشوننن گذاشتههه شددد❗️ ⭕️رو کلمه ی "گذاشته" جلوی هر ایده کلیک کنید✨ چنلی‌که‌این‌ایده‌ها‌توش‌پیدا‌میشه؟𝐇𝐚𝐚𝐦𝐢 𝐦𝐚𝐡
شب ایتا ورژن مخصوص فنای حامیم رو میزارم اما آمار تغییر نکنه¿ @reyhaneh368
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راز آخــریــن نــت👀🎹 بـعـضـی نـت هـا تـا آخـر عـمـر در دل آدم مـی مـانـنـد،سـرنـوشـت بـعـضـی آدمـا بـا کـلاویـه هـای پـیانو تـغیـیـرمیـکـنـه🎹👀 بـخــشــی از رمــان👀🎹: حــامـی:یه دسته گل میخوام پناه:عع استاد حـامـی:پناه چقدر خوب پیانو میزنی پـنـاه:ممنونم هـانـا:داداش میشه منم باهات بیام پـارمـیـس:آبجی حالت خوبه نـگـیـن:عاشق شدم الـیـنـا:منم عاشقم 🎹👀🎹👀🎹👀 @razakharinnote
♫·♪¸¸♩·♬¸¸ 🐻🍁🤎¸¸♫·♪¸¸♩·♬ پارت 79 هانا از جای خود بلند شد. قدم‌هایش دیگر گرمای زندگی را نداشتند؛ انگار از همان لحظه که ارتا رفت، سرمای قبرستان به رگ‌هایش نفوذ کرده بود. او خانه‌ای را که بوی حسرت می‌داد ترک کرد و به سوی همان تپه‌ی خاموش رفت؛ جایی که حالا تنها خاک بود که ارتا را در آغوش گرفته بود. او ارتا را درست در کنار خانواده‌اش به خاک سپرده بود. هانا در حالی که به سنگ قبر خیره شده بود، برای اولین بار با حقیقتِ عریانِ شکستش روبرو شد: او در بازیِ انتقام، همه چیز بود و در نهایت، هیچ‌کس. با دستانی لرزان، اسلحه‌ای را که سال‌ها همراهش بود از جیب کتش بیرون کشید. فلزِ سردِ اسلحه روی شقیقه‌اش نشست، اما او دیگر سرمای فلز را حس نمی‌کرد؛ چون سرمای تنهایی، او را از پیش منجمد کرده بود. او دیگر تابِ تحملِ یک ثانیه دوری، یک لحظه پشیمانی و یک عمر عذاب را نداشت. در حالی که اشک‌هایش راه خود را روی گونه‌های رنگ‌پریده‌اش باز می‌کردند، زیر لب زمزمه کرد: «پایانِ قشنگی نداشتیم... اما چه داستانِ تکان‌دهنده‌ای را با هم زندگی کردیم. همین که یک روز کنار هم بودیم، برای اینکه هرگز فراموشتان نکنم کافی است...» صدای شلیک، سکوتِ قبرستان را در هم شکست. آخرین قطره‌ی خون، آخرین تکه از کینه‌ای قدیمی را با خود شست و برد. هانا در کنارِ آرامگاهِ ارتا به زمین افتاد؛ درست همان‌جایی که قلبش مدت‌ها پیش دفن شده بود. و این‌گونه بود که بازی به پایان رسید. در این جنگ، هیچ برنده و فاتحی وجود نداشت؛ تنها جسدهایی به جا ماند که با بارِ سنگینِ پشیمانی از این جهان رفتند. در قصه‌ی ما، عشق شاید جایگاهی نداشت، اما شاید... فقط شاید در جهانی دیگر، جایی که کینه رنگ ببازد و زخم‌ها التیام یابند، هانا و ارتا در کنار هم، به دور از خون و اشک، زندگی کنند. پایان✨️