eitaa logo
'𝐋𝐢𝐥𝐢𝐞𝐬 𝐦𝐨𝐨𝐧'
336 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
282 ویدیو
6 فایل
به نآم زلفانش💙 . . ) شروع ما ¿از اولین روز موزیک مثلا سال هزار سیصد و نود و نه! Me? @NixlNixl ᝯׁσσ∂: . ֗𝟹𝟹𝟼⭑ ⏝࣭֯︶‌‌˳ ೀ⏝֯‌︶‌ 𓈒ㅤׂ  .   ೀ  𝂅 
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از |𝕚ℍ𝕒𝕒𝕞𝕚𝕞|
شب ایتا ورژن مخصوص فنای حامیم رو میزارم اما آمار تغییر نکنه¿ @reyhaneh368
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راز آخــریــن نــت👀🎹 بـعـضـی نـت هـا تـا آخـر عـمـر در دل آدم مـی مـانـنـد،سـرنـوشـت بـعـضـی آدمـا بـا کـلاویـه هـای پـیانو تـغیـیـرمیـکـنـه🎹👀 بـخــشــی از رمــان👀🎹: حــامـی:یه دسته گل میخوام پناه:عع استاد حـامـی:پناه چقدر خوب پیانو میزنی پـنـاه:ممنونم هـانـا:داداش میشه منم باهات بیام پـارمـیـس:آبجی حالت خوبه نـگـیـن:عاشق شدم الـیـنـا:منم عاشقم 🎹👀🎹👀🎹👀 @razakharinnote
هدایت شده از Frozentears🩸🥀
♫·♪¸¸♩·♬¸¸ 🐻🍁🤎¸¸♫·♪¸¸♩·♬ پارت 79 هانا از جای خود بلند شد. قدم‌هایش دیگر گرمای زندگی را نداشتند؛ انگار از همان لحظه که ارتا رفت، سرمای قبرستان به رگ‌هایش نفوذ کرده بود. او خانه‌ای را که بوی حسرت می‌داد ترک کرد و به سوی همان تپه‌ی خاموش رفت؛ جایی که حالا تنها خاک بود که ارتا را در آغوش گرفته بود. او ارتا را درست در کنار خانواده‌اش به خاک سپرده بود. هانا در حالی که به سنگ قبر خیره شده بود، برای اولین بار با حقیقتِ عریانِ شکستش روبرو شد: او در بازیِ انتقام، همه چیز بود و در نهایت، هیچ‌کس. با دستانی لرزان، اسلحه‌ای را که سال‌ها همراهش بود از جیب کتش بیرون کشید. فلزِ سردِ اسلحه روی شقیقه‌اش نشست، اما او دیگر سرمای فلز را حس نمی‌کرد؛ چون سرمای تنهایی، او را از پیش منجمد کرده بود. او دیگر تابِ تحملِ یک ثانیه دوری، یک لحظه پشیمانی و یک عمر عذاب را نداشت. در حالی که اشک‌هایش راه خود را روی گونه‌های رنگ‌پریده‌اش باز می‌کردند، زیر لب زمزمه کرد: «پایانِ قشنگی نداشتیم... اما چه داستانِ تکان‌دهنده‌ای را با هم زندگی کردیم. همین که یک روز کنار هم بودیم، برای اینکه هرگز فراموشتان نکنم کافی است...» صدای شلیک، سکوتِ قبرستان را در هم شکست. آخرین قطره‌ی خون، آخرین تکه از کینه‌ای قدیمی را با خود شست و برد. هانا در کنارِ آرامگاهِ ارتا به زمین افتاد؛ درست همان‌جایی که قلبش مدت‌ها پیش دفن شده بود. و این‌گونه بود که بازی به پایان رسید. در این جنگ، هیچ برنده و فاتحی وجود نداشت؛ تنها جسدهایی به جا ماند که با بارِ سنگینِ پشیمانی از این جهان رفتند. در قصه‌ی ما، عشق شاید جایگاهی نداشت، اما شاید... فقط شاید در جهانی دیگر، جایی که کینه رنگ ببازد و زخم‌ها التیام یابند، هانا و ارتا در کنار هم، به دور از خون و اشک، زندگی کنند. پایان✨️
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام سلام من اومدم با یه عمل به قول خفننن 🤓😎😎 واییی چه اهنگ قشنگ و ناراحت کننده ای🙁🤕 دختره انگاری خودش نوشته🤩🤩 اگه میخوای کاملش رو ببینی باید توی این چنل عضو بشی آمار الانمون؟ 1243 آماری که عمل به قول کاملش گذاشته میشه؟ 1350 پس زود باش جوین بده منتظر چی هستی پس؟ 😜🤪 https://eitaa.com/ihamimfan
هدایت شده از |𝕚ℍ𝕒𝕒𝕞𝕚𝕞|
مثلا چشمامو ببندم ببینم فندوم صالحی دارن از حمایت میکنم شب رند شدم &345 ممبر✨ @reyhaneh368
کسی هست سانس دورو گزارش کنه برام؟ همسایه یا ممبرام فرقی نداره فقط یکی باشه بهش مجوز بدم🙂 @Salva_HM
پارت بعدی رو موقعی میدم که این چنل 90 تا بشه 💗🪞🫐 @Cheshmehaysh