eitaa logo
مــحزونِ شــاعر / محافظ
210 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
بـہ نام حامے ماه "درمــحزونِ شــاعر" لینک کانال؛ https://eitaa.com/Hamimooon چنل اصلی ؛⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت های جدید امشب🤌🥲
+ دارم زنم و بغل میکنم چشمام گرد شد این نزده مسته.. برای خودش بریده و دوخته بود دستم و گذاشتم رو سینه اش. و هلش دادم ولی مگه می‌رفت کنار دریغ از یک ذره تکون خوردن... انقدر سنگین بود بدنش انگار سنگ بود ، سفت سفت... حرصم گرفته بود لب زدم؛ + برو کنار به زور روی تخت نشستم موهام دور و برم ریخته بود روی شونه ام چند تار موهام افتادم بود رو صورتم پت و مت بود... همه رو زدم کنار خسته شده بودم از دستشون دوست داشتم کوتاه بشه راحت باشم باز دلم نمیومد با چشم خواب آلود گفتم + چرت و پرتا چی بود میگفتی الکس دست گذاشت زیر سرش خیره شد بهم ، یه لبخند کجی ام کنج لبش بود. _ بده گفتم رئیس اینجایی خانووم کوچولو سرمو تکون دادم + من چرا باید رئیس اینجا یاشم؟ مگه من چی کاره ام یه روزه نیومده شدم رییس دستشو جا کرد زیر سرش _ چون قراره بشی زنم پوزخندی زدم + خواب دیدی خیره ، هر موقع پشت گوشت و دیدی منم زن خودت میبینی.‌. از این خبر ها نیست ، آقا الکس تای ابروش رو داد بالا لب زد _در جریانی که اینجا تنهایمم نگاهی به دور و بر انداختم متوجه نمیشدم منظورش رو چی میگفت؟ شونه بالا انداختم +چی؟ _خب به جمالت دختره خنگ ، چقدر تو نترسی آخه من الان میتونم همینجا زن خودم کنم تورو... چشمام درشت شد +تو بیخود میکنی، مگه شهر هرته... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
مــحزونِ شــاعر / محافظ
#شب_های_قدیمی #PART_226 + دارم زنم و بغل میکنم چشمام گرد شد این نزده مسته.. برای خودش بریده و د
تو گلو خندید _عه؟ اینو گفت ، قلبم یکم تند میزد ، نکنه شیطانی وسوسه ش بده یه کاری کنه ولی نه الکس به من آسیب نمیزنه والا جایی که یک دختر و پسر تنهان نفر سوم شیطان هست. سرم و خاروندم لب زدم +من باید برم خواستم بلند شم که نیم خیز شد دستم و گرفت کشید ، باعث شد پرت بشم تو بغلش روی تخت چشمای درشتشو بهم دوخت +چیکار داری میکنی؟ **** لب زد _میخوامت... دلم لرزید ، بد جوری ام لرزید ... آب دهنمو قورت دادم سرم و پایین انداختم خجالت میکشیدم بهش نگاه کنم بگم منم _کی زنم میشی هوم؟ کی مال خود خووود من میشی بچه... بچه گفتنش قشنگ بود همون‌جوری که مالکیت داشتنش قشنگ بود لب زدم +ولم کن... یکم نگام کرد بعدش رهام کرد بلند شدم از جام خودم و جمع و جور کردم و سمت در رفتم .... چشماش بسته بود زبونی روی لبش کشید و گفت؛ _وایساا... وایسادم برگشتم سمتش بهش نگا کردم لب زدم +بله؟! _وایستاا برسونمت... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon