eitaa logo
همسادِه :| 🇮🇷
13.5هزار دنبال‌کننده
307 عکس
466 ویدیو
0 فایل
بهم میگن همسادِه :) از سَرِ پیاز تا تَهِ پیاز اینجا پیدا میشه 🧅 متن طنز داری برام بفرست ! @Admin_hamsadeh زیر مجموعه‌های همسادِه 👇 @Aslihamsade . انتشار فقط با ذکر منبع .
مشاهده در ایتا
دانلود
بابای شمام تلوزیون رو روشن میکنه بعد گوشیشو برمیداره میره خبر میخونه :| 🥸 @Hamsadde
فرق می‌کنه ... @Hamsadde
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - نماهنگ آتش غم - کریمی.mp3
زمان: حجم: 8.2M
جدیدترین نماهنگ حاج محمود کریمی با نام « آتش غم » در رثای رهبر شهید 🖤 @Hamsadde
آمدی جانم به قربانت ... ولی حالا چرا ؟! @Hamsadde
میخوای بدونی شبیه کدوم یارِ شهیدِ امام شهید هستی ؟! 🌱 https://ble.ir/mardombot?start=520341772 . همسادِه 🥸
باورم نیست که بعد تو ماندم عالمی را به گریه سوزاندم ... @Hamsadde
. خانم حسینیِ محله هرندی 🌱 مشهد زیارت رفته بودم که اطلاع دادند فعالین فرهنگی محلاتِ هدفِ آسیب‌پذیر در قم نشستی دارند ... جلسه با ارائه اساتید مختلف تا نمازظهر پیش رفت ... بخش دوم، ارائه تجربیات بچه‌ها بود از محلاتِ خودشان، در استان و شهری که از آن آمده بودند... تجربیات ارزشمندی را شنیدم. بچه‌ها خاطرات‌شان را هم می‌گفتند؛ بعضی از آن‌ها طنز بود ... برخی از حرف‌ها هم بغض‌آلود بود، مانند جوانی که گفت: «با کفش‌های رفیقِ شهیدم آمده‌ام؛ رفیقی که دی‌ماه تکه‌تکه شد...» یا دیگر مجاهدی که چفیه شهید صدرزاده در هنگام شهادت را دورِ گردن داشت. اما تیرِ آخر را یکی از برادرانِ تهرانی زد. از محله هرندیِ تهران آمده بود؛ محله‌ای به‌شدت آسیب‌پذیر در قلبِ تهران، از قتل و جنایت تا تأمین شیشهٔ کلِ تهران با کوچهٔ خورشیدِ معروف‌شان و دیگر آسیب‌هایی که شأنِ روایت، اَجَلّ از گفتن‌شان است. گفت: «در این محله مستضعف، خانمی سال‌ها می‌آمد و کارِ فرهنگی می‌کرد. در همان کوچه خورشید کلاس قرآن گذاشته بود. به ما می‌گفت *"خانم حسینی‌ام."*» می‌گفت: «خدا شاهد است من نمی‌گذارم مادر و خواهرم به این منطقه رفت‌وآمد کنند، اما این خانم اینجا منشأ اثر بود. محمد انصاری آمده بود زمین چمنِ محله، کلاس فوتبال گذاشته بود. این خانم هم پسرش را برای ثبت‌نام آورده بود. یک روز محمد انصاری بهش گفت: "کفشِ فوتبال بیار." پسربچه گفت: "آقای انصاری، من فقط یه جفت کفش دارم. با اون فوتبال می‌رم، مهمونی می‌رم، مدرسه می‌رم..."» گفت: *«خانم حسینی بعد از جنگِ رمضان دیگر نیامد، چون همان روز اول شهید شد. ما بعدها فهمیدیم خانم حسینیِ محله هرندی، شهیده حدادعادل است! همسرِ رهبر انقلاب! پدرشان آقای حداد عاشورا آمده بود هیئت‌مان؛ گریه می‌کرد و می‌گفت: "به خدا نمی‌دانستم می‌آید هرندی!"»* بعد از شنیدن این روایت گیج و گنگم. دلم می‌خواهد زار بزنم. از خودم خجالت می‌کشم. غصه می‌خورم... احوالاتم دگرگون است. رهبر شهیدمان به‌درستی که با خانواده و مال و جانش در راه خدا جهاد کرد. ما تا ابد شرمنده اوییم. مایی که خودمان را فعالِ فرهنگی می‌دانیم، تا ابد شرمنده رهبرِ شهید و امامِ حیّ هستیم. او حکمِ جهادِ تبیین و محرومیت‌زدایی داده و خانواده‌اش جلوتر از همه پیش‌قدم بوده؛ جلوتر از مایی که قرار بود جان‌فدایش باشیم @Hamsadde
ناگهان باز دلم یاد تو افتاد شکست ... @Hamsadde