#مخاطب
سوم راهنمایی ، معلم ریاضیمون آقا بود
رفتم پای تخته و مسئله رو حل کردم
به آخراش که رسیدم دیگه تو تخته جا نبود
معلممون نشست روی زمین که تو پایینترین قسمت تخته بقیهش رو خودش بنویسه
به من گفت : شما بشین
منم اومدم کنارش بشینم روی زمین 😅
که با خنده بچهها متوجه شدم چه شاهکاری کردم و سریع رفتم نشستم سر جام 😂
@Hamsadde
#مخاطب
سال ۹۵ تازه رفته بودم دانشگاه خیلی به محیط دانشگاهمون آشنایی نداشتم ، یه قسمت از دانشگاهمون هست که تقریبا متروکهس
و یه سری اتاق داره که درش همیشه قفله
یه بار داشتم از کنار اونجا رد میشدم وایسادم خیلی ریلکس داشتم مقنعهمو درست میکردم یهو دیدم کلی کله از اون طرف دارن نگاهم میکنن 😵💫
تازه اونجا بود فهمیدم بین اون همه اتاق خالی
و بیخود کلاس هم هستش :/ 😐😂
+ عشق و عاشقی و اینا پیش نیومد ؟ 🦦😁
@Hamsadde
#مخاطب
شوهرم و دوستش و پسرم تو اتاق بودن
پسرم در رو قفل کرده بود و کلیدش رو قایم کرده بود. بعد من به شوهرم گفتم : خب شما بیاید بیرون من بیام پیداش کنم.
شوهرم که شوکه شد هیچی نگفت.
دوستش هم فهمید به روی خودش نیاورد.
ولی زنِ دوستش بعد چند ثانیه که فهمید
نامرد یه جوری زد زیر خنده که مردا هم
نتونستن تحمل کنن. ولو شدن کف اتاق.
تا کلی وقت صدای خندهشون میومد 🤣😂
@Hamsadde