. مجالس رمضانی در زندان :
شبهای ماه رمضان برادران خوزستانی پس از افطار در راهروی زندان جمع میشدند ، پتو میانداختند ، چای درست میکردند و قلیان میکشیدند. بعدا که به من اجازه بیرون آمدن در راهرو را دادند در برنامه آنها شرکت میکردم.
قرار شد هر شب من صحبت کنم و سیّد کاظم که صدای خوبی داشت مداحی کند.
صحبتهای من به صورت غیرصریح متضمّن محکومسازی رژیم حاکم بود. آنها از این سخنان خشنود میشدند. هر شب یکی از افراد جلسه هزینهها را پرداخت میکرد به جر من که کاملا بیپول بودم. یک ارمنی به نام آوانسیان هم در زندان با ما بود. او از رهبران حذب توده بود. این زندانی ارمنی یک بار به جلسات رمضانی ما نزدیک شد و به صحبت من گوش داد و بسیار خوشحال شد.
چند شب بعد نزد ما آمد و گفت : اجازه میدهید که مسئولیت خرج جلسهی بعدی را برعهده داشته باشم ؟ گفتیم : با کمال میل.
من خیلی به نظافت سلول اهمیت میدادم اما دیگران مراعات نمیکردند. من از پاکتهای سیگار ، جاسیگاری درست کرده بودم و آن را زیر دستشان میگذاشتم ولی آنها با تعجب من را نگاه میکردند و دستشان را به طرف دیگر میبردند تا خاکستر سیگار در جاسیگاری نریزد!
@Hamsadde
. زندانی ساده لوح :
در یکی از نخستین شبهای زندان صداهای افراد جدیدی شنیدم که به لهجهی تهرانی حرف میزدند. چند ساعت بعد هم صداهایی شنیدم که حاکی از آزادی آنها بود. هنگام مغرب نماز خواندم و برای تعقیبات نشستم. در این بین دیدم که یکی از همانها پنجرهی سلّولم را باز کرد و گفت : آقا سیّد من برگشتم!
در طیّ معاشرتم با او دریافتم که خیلی صاف و ساده است. این شخص از روی سادگی از مأمور نگهبانی درخواست میکرد تا او را آزاد کنند! با اینکه کاملاً روشن است که این مأموران اختیار این کار را ندارند.
امّا او آن قدر با اصرار از آنها درخواست میکرد که مأمور بیچاره راهی نمیدید جز اینکه به او قول دهد فلان روز آزاد میشود! آن وقت رفیق ما از این بابت خوشحال میشد گویا از شادی پر در آورده.
سرانجام من آزاد شدم و او در زندان ماند!
جرم او واقعاً عجیب و خندهآور بود. در دفتر یادداشت او یک بیت شعر عامیانه پیدا کرده بودند که تعریضی به رضاخان بود :
جمله گوییــــد از برنا پیر
لعنة الله رضا شاه تکبیـــر
با این گناه بسیار موهوم بیچارهی ساده لوح به زندان محکوم شده بود! این مسئله نشان میدهد که قاضی و دادگاه تا چند حد سخیف بودند.
@Hamsadde
لاکهید مارتین در اقدامی معنادار اسم
جنگنده اف۳۵ را در سایت خود به
« اف۳۰وخردهای » تغییر داد! 😂
@Hamsadde
مثل اینکه اولین درآمد ایران از تنگه هرمز ثبت شده و از یک کشتی دو میلیون دلار گرفته :)
ایرانی نیستی اگه الان تو ذهنت حساب کتاب نکنی که اگه روزی مثلا ده تا کشتی رد بشه
و از هرکدوم دو میلیون دلار بگیرن
درآمد ایران چقد میشه! 🦦😅
#ننهابراهیم
@Hamsadde
کنایه آلن ایر تحلیلگر آمریکایی به ترامپ :
هرچند ترامپ ادعا میکند ۱۰۰ درصد
توان نظامی ایران را نابود کرده !
اما همان صفر درصد باقیمانده دارد
اقتصاد جهان را به هم میریزد !! 🦦
@Hamsadde
. استوار ساقی :
گفتم که پنج نظامی با درجهی استواری به صورت نوبتی نگهبان زندان بودند. رئیسشان « ساقی »
بود. ساقی برای خود عزم و اراده و شخصیّتی داشت. درجهدار بود ولی به افسران امر و نهی میکرد! یکبار که بازجو با درجهی سرهنگی داشت از من سؤال میکرد ناگهان دیدم ساقی بدون اجازه وارد اتاق شد و با تندی و قاطعیّت با سرهنگ به گفت و گو پرداخت.
یکبار دیگر « پاکروان » رئیس ساواک برای بازدید از زندان آمد. به همراه او ده افسر بودند که درجههای آنها کمتر از سرهنگی نبود. تنها متکلّم در میان همهی اینها ساقی بود. وقتی پاکروان به سلّول من رسید از من سؤالهایی کرد ، ساقی مداخله کرد و با صدایی غرّش آلود و کمی گرفته و توأم با اعتماد به نفس به من اشاره کرد و گفت : تیمسار! این زندانیِ آرامی است.
ساقی مردی باشهامت و جوانمرد بود.
بعد از پیروزی انقلاب استوار ساقی هم مانند سایر کارکنان زندانهای سیاسی دستگیر شد. من آن وقت در شورای انقلاب بودم.
وقتی خبر دستگیری ساقی به ما رسید. همهی اعضای شورا دچار تأثر شدند چون بیشتر آنها گذرشان به زندان قزل قلعه افتاده بود. ما در شورای انقلاب یک گواهی نوشتیم و در آن مراتب رضایت خود را از این فرد نظامی اعلام کردیم و همگی آن را امضا کردیم.
@Hamsadde