قابهای حضرت آقا رو که برای پخش تو تجمع خریدیم یادتونه 🌱
به لطف شما حدودا ۸ میلیون جمع شد
که ۱۳۰ تا قاب عکس سفارش دادیم 😍
و تو تجمع به نوجوانها و جوانها هدیه دادیم
فکر نمیکردم اینقدر خوشحال بشن و ذوق کنن
از شما هم یه عالمه تشکر کردن و گفتن خیلی کار فرهنگی قشنگی بوده :)
خلاصه دم همه همسادِهها گرم 😁♥️
همسادِه :| 🇮🇷
قابهای حضرت آقا رو که برای پخش تو تجمع خریدیم یادتونه 🌱 به لطف شما حدودا ۸ میلیون جمع شد که ۱۳۰ تا
یه فیلم قشنگ هم درست کردیم
الان میذارم ☺️👇
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ممنون از همسادِههای پایِ کار ♡
اینم قابهای قشنگی که هدیه داده شد
@Hamsadde
همسادِه :| 🇮🇷
ممنون از همسادِههای پایِ کار ♡ اینم قابهای قشنگی که هدیه داده شد @Hamsadde
با تشکر از خواهرم سَهناخانوم ♡ که تو روند سفارش و توزیع قابها خیلی کمک کرد :)
تازه فیلم هم کار خواهرمه 😎
همسادِهها مظنه مناطق مختلف رو فرستادن!
خودتون بررسی کنین :)
هرجا به صرفهتر بود برین 🦦
@Hamsadde
. تو تحت تعقیبی :
یک روز در خیابانی نزدیک دانشگاه تهران پیاده میرفتم که ناگهان دیدم آقای هاشمی با تعجّب به من نگاه میکند! به من گفت : شما چطور به این شکل در خیابان راه میروید ؟! شما تحت پیگرد هستید. گروه یازده نفره لو رفته. آقای آذری قمی دستگیر شده و ما هم در تهران تخت تعقیب هستیم.
گفت : امروز برای مشورت دربارهی اینکه چه کاری باید بکنیم ، با برخی اعضای گروه جلسه داریم. محل قرار خیابون ایران بود. چهار نفر بودیم : من و آقای هاشمی و آقای ابراهیم امینی و آقای قدّوسی.
چند روز پیش ساواک آقای قدّوسی را احضار کرده و از او بازجویی کرده بود.
به پیشنهاد یکی از ما به خانهی دکتر باهنر که نزدیک خیابان ایران بود ، پناه بردیم. دیدیم همسرش بیرون رفته و او در خانه تنها است. از او خواهش کردیم که از خانه خارج شود و ما را تنها بگذارد. با کمال میل قبول کرد. جای چای را به ما نشان داد و خودش بیرون رفت.
آقای قدّوسی آنچه را بین او و بازجوی ساواک گذشته بود برایمان شرح داد و گفت : آنها لیستی از اسامی گروه یازده نفره را به من نشان دادند. بعد رو به من کرد و گفت : اسم شما در اوّل لیست بود! در این جلسه تصمیم گرفته شد که هرکس هرطور بتواند خود را مخفی کند.
@Hamsadde