eitaa logo
همسادِه :| 🇮🇷
13.9هزار دنبال‌کننده
319 عکس
478 ویدیو
0 فایل
بهم میگن همسادِه :) از سَرِ پیاز تا تَهِ پیاز اینجا پیدا میشه 🧅 متن طنز داری برام بفرست ! @Admin_hamsadeh زیر مجموعه‌های همسادِه 👇 @Aslihamsade . انتشار فقط با ذکر منبع .
مشاهده در ایتا
دانلود
‌من وقتایی که قرار نیس از ماشین پیاده شم یه مدلی لباس میپوشم! که اگه تصادف کنم و مجبور شم پیاده شم آبروی کلِ خاندانمون میره :/ 😅😂 @Hamsadde
منابع نزدیک به خانواده پهلوی : شاهزاده در سلامت کامل هستند! فقط مقدار جزئی سُسالت دارند 🤣 @Hamsadde
دیشب یه فیلم هندی دیدم طرف طناب انداخت هلیکوپترو گرفت !! حالا این هیچی ... هلیکوپتره میخواست بره این نمیذاشت :| 😐 @Hamsadde
‌هزینه‌های دندونپزشکی انقدر بالاست! که بعد اینکه دندونتو درست کردی باید بری دکتر ارتوپد چون کمرت میشکنه :/ ☹️😅 @Hamsadde
یکی نوشته بود : یه دختر وقتی عاشق میشه شدیداً بی‌دفاعه! انگار ما پسرا وقتی عاشق میشیم سامانه موشکی رو خودمون نصب میکنیم :/ ☹️ @Hamsadde
هلندی‌ها یه ضرب‌المثل جالبی دارن! ولی چون هلندی بلد نیستین نمی‌تونم بهتون بگم :) 🦦 @Hamsadde
هر وقت دیدی اعصابت خرابه یه دهن آواز بخون چون متوجه میشی ... صدات از اعصابت خرابتره :| 😅😁 @Hamsadde
. میلاد پیامبر ( ص ) نماد وحدت ما : در چهارچوب این دیدگاه طرح عملی ساده‌ای ارائه کرد. برپایی یک مراسم مشترک بین سنی و شیعه از دوازده ربیع که به روایت اهل سنت سالروز میلاد پیامبر اکرم ( صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ) است تا هفده ربیع که به روایت شیعه سالروز میلاد پیامبر است و ما بر این امر توافق کردیم. مسجد آل الّرسول را برای برگزاری مراسم جشن آماده کردیم. زمان با ایام داغ تابستان مصادف بود گرمای هوا به ۶۳ درجه میرسید که گرمای خورشید طاقت فرسا بود ، چهره را کباب میکرد و پوست را میسوزاند ولی در عصر روز جشن هوا کاملا متفاوت بود ابرهایی در آسمان بالا آمد و جلوی حرارت خورشید را گرفت. سپس نسیم لطیفی که در آن ساعت‌ها سابقه نداشت وزیدن گرفت و به دنبال آن کمی قطرات ریز باران بارید. شبستان و ایوان مسجد پر از جمعیت شد. در محراب به نماز مغرب ایستادم در رکعت دوم نماز صدای غریبی مانند صدای یک گاریِ شاخه‌های نخل که سر شاخه‌ها به زمین کشیده شود به گوش میرسید. صدا قطع نشد اگر گاری بود باید قطع میشد. لحظاتی بعد که صدای تلاطم آب را شنیدم فهمیدم که سیل به راه افتاده است. @Hamsadde
. سیل و تربت امام حسین ( علیه‌السلام ) : پس از پایان نماز دیدیم سیل شهر را فراگرفته و آب تا ایوان مسجد که نیم متر بالاتر از سطح زمین بود ، بالا آمده! جریان سیل دو سه ساعت ادامه یافت و در این مدت ما صدای آوار خانه‌ها را یکی پس از دیگری می‌شنیدیم. حتی ترسیدم مسجد نیز خراب شود. همه چیز وحشتناک بود : تاریکی ناشی از قطع برق ، سیل خروشان و بی‌امان ، خراب شدن خانه‌ها و فریاد کمک‌خواهی مردم. قبلا این مطلب را شنیده بودم که برای رفع چنین خطر فراگیرِ گریزناپذیری میتوان به تربت امام حسین (ع) توسّل جست. قطعه‌ای از تربت در جیب داشتم. به خدا توکل کردم و آن را درمیان امواج پرتلاطم سیل پرتاب کردم. لحظاتی نگذشت که به لطف و فضل خدا سیل بند آمد. پس از آنکه سیل بند آمد کمیته‌ای برای کمک به سیل‌زدگان تشکیل دادیم ... وقتی به خانه رسیدم دیدم خانه سالم است و آب فقط تا نزدیکی آن رسیده. در شهر پیچید که خانه‌ی تبعیدی‌ها را آب نگرفته و این را کرامتی برای ما تلقّی میکردند! اما من به مردم توضیح دادم علت این است که خانه‌ی ما در بلندی قرار دارد و معجزه و کرامتی در کار نیست. @Hamsadde