همیشه بعد چند روز تعطیلی ...
باید یکی دو روز دیگه رو هم تعطیل کنن!
تا خستگی این تعطیلیا تو اون تعطیلیا از بدن آدم خارج شه :| ☹️🤣
@Hamsadde
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی همیشه و همه جا ...
تو فکر شغلتی! 😂
@Hamsadde
بالاتر از سرعت نور میدونی چیه ؟
سرعت جمع و جور كردن خونه در مواجهه با مهمون سرزده ! 🤪
@Hamsadde
عاقا ما ۸ سال جنگیدیم ...
اغتشاشات رو دیدیم :|
۱۲ روز جنگیدیم ...
اعتصاب مردمی رو هم دیدیم :/
۴۰ روز با ۱۰۰ موج جنگیدیم :)
و در این مدت تنها رژیمی که تغییر کرد رژیم بابام بود! 🥸🤣
@Hamsadde
همسادِه :| 🇮🇷
خلاصه کتاب « خونِ دلی که لعل شد » قصهی زندگی رهبر شهیدم 🇮🇷 ♡ کتاب کامل در فراکتاب موجوده :) ♡
.
همسادِهها درخواست داشتن کتاب 📚🌱
رو تموم کنم ...
منم که رو حذف همسادِهها حرف نمیزنم 😅
همسادِه :| 🇮🇷
خلاصه کتاب « خونِ دلی که لعل شد » قصهی زندگی رهبر شهیدم 🇮🇷 ♡ کتاب کامل در فراکتاب موجوده :) ♡
.
همسادِهها درخواست داشتن کتاب 📚🌱
رو تموم کنم ...
منم که رو حرف همسادِهها حرف نمیزنم 😅
. نخستین خبرهای انقلاب :
سرآغاز اخبار انقلاب آن زمان که در ایرانشهر بودیم به ما رسید. حادثه قم در ۱۹ دیماه ۱۳۵۶ رخ داد. سپس حوادث به دنبال یکدیگر پیش آمد وقتی اخبار قم به ما رسید در قبال آن موضع شگفتزدگیِ توأم با ناباوری داشتیم چون جو سیاسی اختناقآمیز بود و در آن نشانهای از یک تحرک اجتماعی مردمی دیده نمیشد و انتظار نمیرفت که وضع به گونهای بالا بگیرد که به حد رویارویی و شهادتطلبی برسد. این حادثه مقدماتی هم نداشت تا باعث شود آن را باور کنیم بلکه ناگهانی رخ داد.
وقتی حوادث در پی هم رخ داد دریافتیم که حادثه بزرگی در حال شکلگیری است.
من رخدادها را بهدقت پیگیری میکردم.
جوانهایی بودند که مرا در جریان جزئیات همه اموری که رخ میداد قرار میدادند.
در گیرودار آن رخدادها آقای صدوقی از یزد به من نامه کوتاهی نوشت و از من خواست تا درباره جریاناتی که در کشور میگذرد برای او بنویسم و بفرستم. فرصت را مناسب دیدم تا از طریق آقای صدوقی روحانیون کشور را مورد خطاب قرار دهم ... نامهای در ۸ صفحهی بزرگ راجع به « مسئولیت علما در قبال انقلاب اسلامی و رویارویی با توطئههای دشمنان »
برای ایشان نوشتم که این متن به شکل جزوه و بدون نام منتشر شد و در مشهد یزد و جاهای دیگر توزیع شد.
وقتی اثرات مثبت و پراهمیّت اینگونه نوشتهها را در تبیین و ترویج موضع رهبران در قبال رخدادها دیدم به نوشتن ادامه دادم ؛ از جمله یک نامه چهار پنج صفحهای به آیت الله دستغیب نوشتم و در آن ایشان و همه علمای شیراز را مورد خطاب قرار دادم. نامهای هم از جیرفت به آقای شریعتمداری نوشتم. علت نوشتن نامه به آقای شریعتمداری انتشار اظهارات او در روزنامهها بود که کسانی را « تندرو » خوانده بود.
روش آقای شریعتمداری این بود که هم رژیم حاکم و هم مردم را راضی کند.
بحران سراسر کشور را فرا گرفت و اوضاع به سمتی پیش رفت که کنترل از دست رژیم خارج شد و فشارها نیز کاهش یافت.
این عدم کنترل رژیم شامل تبعیدیها هم شد. برخی از تبعیدیها بدون اجازه از جیرفت رفتند ولی من در جیرفت ماندم تا نگویند گریخت یا از تبعیدگاه خسته شد.
نمیخواستم مرا مانند برخی برادران در حال فرار دستگیر کنند چون این کار در شأن من نبود. لذا ماندم تا حکم پایان تبعیدم رسما صادر شود.
@Hamsadde