eitaa logo
داود بهشتـی | همســــرانه
21.6هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
486 ویدیو
8 فایل
♡بِسْمِ اللَّهِ ♡ داود بهشتــی هســـــــتم نویسنــــــده ۲ جلد کتاب مشاور، محقق در زمینه همسرداری‌و زوج‌درمانی 💡اینجا مباحــــــثِ کاربــردی و نابِ همسرداری و ازدواج ارائه میشه ادمین: @Davoud_B 🟢 مشکلاتِ زندگی راه‌حل دارند 💯
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️خیلی خانما میگن: حالا خیلی بهش چیزی نگین که روش بالا بره...پر رو میشه ... فکر میکنه چیکار کرده دیگه حالا.. مراقبن که یک وقت مبادا... اگه یک جاییم تامین کرده اون رو به به یادش نمیارن که حالا دیگه فکر نکنه .. ⛔️درست عکس اون چیزی که مرد میخواست و می طلبید. مردکُشی کردی بعد تامین میخوای؟ مرد رو اگه شکوهشو گرفتی، بالکل تامینه رو نمیخواد بده. یک چیزی بهتون بگم، چرا اقایون بعد از ازدواج مامانی میشن؟ ریشه‌شو میدونین؟ 🗣تا وقتی که تو خونه مجرد بود مامانه حکم میکرد، شیرینی تامین بهش نمیداد: پاشو برو نون بگیر، پس اینجا خوابیدی، مگه تو کاری نداری؟ 🤩بعد که ازدواج میکنه حالا یک نون آورده: وااای عزیزم چرا زحمت کشیدی؟ 👈اینو که هی میگه که بریم .. بریم یک سری بزنیم، این میشه .. 👌✔️یعنی مامانه بعد از ازدواج، شکوه تامین رو به مردتون میده، به پسرش میده. 💡اینه که مردتون انگیزه پیدا میکنه برای عنایت عمیق به .. مامان هم خیلی اینو غلیظش میکنه، خانمه اینو مانع میشه، درست برای همین هم از چشم مرد سقوط میکنه. ⏮جلسه بعد یک مشاوره ای رو بهتون میگم که خیلی درس داره و بعد دیگه میریم سراغ اینکه اون راهه چیه؟ 💛 @Hamsarane_LR
سلام وقت‌تون بخیر ✋🌷 عزیزان مبحث رو خووووب بخونید که حلال خییییلی از مشکلات خانومای متاهله
🔸از دو جلسه آینده هم وارد راه‌حل اصلی یا بهتره بگیم شاه‌کلید مشکلات خانوما میشیم 🌸🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💛🧡💚 ۹ 💬یک آقایی مراجعه کرد به من گفت: آقای دکتر من می‌خوام جلسه بعد خانمم رو بیارم پیش شما برای مشاوره. گفتم قبلش بیام به شما یک توضیحی داده باشم .. ✔️آقای دکتر من خانمی دارم خیلی فداکاره، زحمت کشه، خدمات زیادی تو زندگی کرده، ✔️دو سه تا بچه برای من پرورش داده ... اونم با تربیت‌های خوب ... همه تحصیل کرده، خوب .. 🔻من یک سالیه یک خانمی رو عقد کردم، خانمم تا حالا خبر نداشته، چند روزیه مطلع شده، 🔻بماند که چه سر و صداها کرد و چه آبروها برد، حالا میخواد بیاد پیش شما، شما رو خیلی قبول داره، من گفتم قبلش بیام بهتون بگم آقای دکتر هر کار بلدی بکن، خانم دومه بمونه. 👈اگه قرار باشه خانم دومه بره اونی که باید بره خودشه...
♦️ممکنه شما الان بگید عجب مرد پستی... میگه خانمم فداکاره و همه کار و زحمتی کشیده، بعد رفته سراغ یک خانم دیگه؟! منم قبل از اینکه مثل شما ذهنم به این قضاوته کشیده بشم، گفتم که چی شد که سراغ این خانم دوم رفتی؟ 😍گفت آخ اگه اینو زنم پرسیده بووووود؟!! 🗣بجای اینکه راه بیفته و توی سالن داد بزنه و همسایه ها رو با خبر کنه یا اینکه زنگ بزنه به مامان باباش و اونا رو سر من بکشونه.. آخ کاش می پرسید "چطور؟؟" و همین سوالو اون می پرسید ..میگفتم بفهمه، گفت آقای دکتر من گفتم خانمم فداکار، زحمت‌کش، تربیت صحیح ... اما یک اشکالی داره، آدمو همچیییین لِه میکنه... گفت : خانممو میارم از خودش بپرسید، اگه نگفت این چند ساله من افسرده بودم... اصلا انگیزه زندگی نداشتم... مثل این جنازه‌ها میومدم میرفتم... 📆عمدا میرفتم توی اداره اضافه کار بر میداشتم دیر خونه بیام. 💭یک شب داشتم تو ماشین زیر باران میرفتم، دیدم خانمی هم داره کنار پیاده‌رو میره، دیدم زیر بارون داره میره، گفتم بنده خدا خیس میشه سوارش کنم.
🚙 آقای دکتر ترمز زدم... سوار شد... چشمم از توی آینه‌ی اتومبیل افتاد بهش [جمله رو گوش کنید] با خودم گفتم: "خدا رحم کنه به شوهرش، چجوری تحملش میکنه". آقای دکتر پس نمی‌تونی بگی اینو برای وجاهتش انتخاب کردم... من با خودم در اولین دیدارِ این خانوم که توی اینه دیدمش، گفتم خدا رحم کنه به شوهرش. بعد گفت: تو همون فکر خودم بودم و مسائل خودم... داشتم میرفتم!! یک دو کیلومتری رفتم می‌خواستم بپیچم به فرعی... ماشینو نگه داشتم... گفتم خانوم بفرمایید پیاده شید. + آقای دکتر شما انتظار داری اینجا این خانوم پیاده میشه چی بهت بگه؟‌ - گفتم یک دستت درد نکنی ، یک خدا پدر و مادرتو بیامرزه ای ، چیزی بده .‌‌‌... + گفت این زن پیاده شد، به من گفت: آقا شاید برای شما کمک کردن به زنی بود که زیر بارون مونده بود، ولی به این امام رضایی که دارم پیشش میرم خیلی ازتون ممنونم... ... ✨شما توی اوج غربت من یک شیرینی عمیقی رو به دلم نشوندین، خییییلی ممنونتونم✨.. گفت: بعدش که خانومه رفت، من چند ده متری دنبال این خانوم رفتم... اصرارش کردم بیا، بیا .. به اصرار گفتم بشین، نشست... گفتم خانوم: ((هر مردی خانومی رو زیر بارون میدید سوار میکرد)) چرا این کار من براتون اونقد گنده بود؟ گفت آخه مصیبتای من زیاده. گفتم چی هست؟
🔺گفت من اهل مشهد که نیستم، اهل فریمانم، شوهرم معتاد بود و‌ منو طلاق داد... منم پدری نداشتم، سرپرست نداشتم!! 🔸رفتم کمیته امداد فریمان، گفتم منو تحت پوشش بگیرید، گفتن باید مسئول کمیته‌ی مشهد تصمیم بگیره‌. اومدم مشهد، گفتن مسئولِ کمیته‌ی مشهد تهرانه، فردا میاد. منم داشتم از اینجا رد میشدم میرفتم به سمت حرم امام رضا، شما منو دیدید سوار کردید . این بود که کمک شما تو اون مصیبت، خیلی این برام شیرین اومد، خیلی خداوند بهتون .. هر چی میخواین خدا بهت بده .. 👈[دو کیلومتر راه بردا، این همه شکوه]!!! ➖➖🔸🔷🔸➖➖ مَرده گفت: من شبانه ۵ میلیون پول دادم... خونه براش رهن کردم تو مشهد. اصرار داری بری فریمان؟ گفت نه من اومدم ببینم، اونجا که من تو اون روستایی که هستم همه دشنام و فحش و ... ✔️گفتم پس همینجا بمون، اینجا یک خونه رهن میکنم. 👈[مردی که میگفت خانومم همیشه لهم کرده الان شده تکیه گاه بدون رقیب یک زن]. گفت: آقای دکتر شما فکر کنید من یک مرد هوس بازی هستم، همونطوری که خانومم بهم گفت .. اصلا ‼️من یک مرد متعهدیم، البته چون میرفتم توی خونه‌ی این زن میومدم، نمیخواستم ناخودآگاه چشم به این بیفته که خدای نکرده یک وقت دچار معصیتی بشم، خب عقدش کردم، قصدم چی بود؟ برم اونجا ببینم ((وسیله ای نمیخواد، باری نمیخواد))... کاری نداره.. پولی داره؟ رسیدگی... رسیدگی ..
🔸این یک سالی که این خانوم رو عقد کردم، خدا رو گواه میگیرم فقط یک بار بهش مواجهه جسمی داشتم، اونم فقط بخاطر خودش بود که یک وقت بر و رویی نداره... فکر نکنه من بهش اعتنایی ندارم، اونم بخاطر این انجام دادم. 🔻اما اینکه گفتم دکتر زنمو میارم، اگه بگه این باید بره، خودش باید بره، فکر نکنید من دارم اینو به زنم ترجیح میدم، نه!! زنمو آوردم ازش بپرسید، بگید شوهر تو از کی افسردگیش تموم شد به نشاط اومد؟ اگه نگفت تو این یک سال اخر .. 🌟من این زن دوم رو برای محبت و لطف به همسر اولم نگهداشتم، چون افسرده شدم، انگیزه زندگی اونجا نداشتم، این به من انگیزه داده... محصولشو میبرم تحویل اون میدم .. ➖➖🔸🌸🔷🌸🔸➖➖ بعد من گفتم: یک نمونه برای من بگو که این خانوم چطور بهت شکوه میده و اون یکی زنت می‌بره .. 🔻گفت دکتر نمونش: پنج کیلو موز گرفته بودم ببرم خونه، با خودم گفتم دوتاشو بِکَنم سر راه ببرم ببینم این خانوم کاری نداره، بعد همینطور موزم بهش بدم .. سلام خانوم من از اینجا رد میشدم گفتم ببینم کاری چیزی ندارین، ضمنا دو تا موزم تو ماشین بود گفتم برات بیارم، 👈دو تا موز از کنار پنج کیلو .. میدونید بهم چی میگفت؟ 🤩میگفت آقا بذارید از زیر قبلی‌تون بیام بیرون تا بعد .. [میگید شگرده؟!؟!؟؟؟! باشه شگرده؟!؟! اگه شما معتقد به شگردی که من معتقد به شگرد نیستم، من میگم داره درست حرفش رو میزنه]، 👈[زن اول شیرینی تامین رو از مرد گرفته، زن دوم داره شکوهشو میده ... مثل شماها پنهان نمیکنه].... بعد گفت: بقیه پنج کیلو رو بردم خونه، خانومم چی گفت؟! : اون بالا نذاریا اونجا رو تازه تمیز کردم، بیا بذار اینجا .. این همه موز برای چی گرفتی؟! 👌 با دو تا میشدم باران رحمت 😖 با بقیش هیچی نمیشدم، گوشه و کنایه ای هم میخوردم . 👈 تفاوتو دیدی؟؟ ادامه دارد ... 💛 @Hamsarane_LR
سلام .. این جلسه👆👆 یکم طولانی شد اما ارزشش رو داره؛ مثال واقعی و پرنکته‌ایه... حتما حتما بخونیدش!!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا